قیمه ۳ روز مونده, هستین؟!

ظهر داشتم می‌رفتم پیش دخترم تو داروخونشون تا داروهامو بگیرم؛ بهش زنگ زدم و گفتم: «دارم میام پیشت، چیزی می‌خوای واست بیارم؟»
میگه: «بابـی، خیلی گشنمه! تو حتماً داری الان یک غذای خوشمزه می‌خوری؛ برنج که صد درصد داری، خورشتت چیه؟»
گفتم: «آره بابی، الان جات خالی؛ می‌خوام پلو با قیمه بخورم، می‌خوای نخورم بیارم واسه تو، چون دیگه همین قدر بیشتر نمونده!»

میگه: «مگه مال امروز نیست؟! داری غذای مونده می‌خوری، غذای دیروزتو می‌خوای بیاری برا من؟!»
گفتم: «من که دیگه یادم نمیاد؛ اما کی با هم رفتیم رستوران ناهار خوردیم؟»
میگه: «پریروز!»
گفتم: «خب این قیمه، مال روز قبلشه؛ یعنی مال ۳ روز پیش! اگر می‌خوای بیارم!»
میگه: «مگه تو غذای ۳ روز مونده رو هم می‌خوری؟!»
گفتم: «من گشنم باشه باباجون، غذای یک ماه موندم می‌خورم! حالا می‌خوای برات بیارم یا نه؟»
میگه: «نه بابی! اگه میشه سر راهت از همون آقاهه که دفعه قبل پیشش غذا خوردیم، یک دوروم بگیر برام بیار!»
(دوروم همون کباب ترکی هست که می‌زارن تو نون‌های گرد مثل لواش!)
گفت: «اما تند باشه!»
گفتم: «خیلی تند؟»
گفت: «آره!»
این آرکا‌داش هم نامردی نکرد، یک سس تند اساسی روش ریخت و منم بردم واسش!
آقا، وقتی دخترم داشت می‌خورد، دهنش آتیش گرفت! گفت: «بابی، کاش همون قیمه ۳ روز مونده رو آورده بودی؛ از این که دیگه بدتر نمی‌تونست باشه…» 🤣🤦‍♂️
👍 ❤️ 😂 😮 😢 😡 👎

دیدگاهتان را بنویسید