**پدرم و ساندویچ تخممرغ**
بابام چهل دقیقه رانندگی کرده بود تا بیاد دنبالم و من رو از فرودگاه به خونه برسونه. از دستش ناراحت بودم، چون بهش گفته بودم با قطار برمیگردم و لازم…
بابام چهل دقیقه رانندگی کرده بود تا بیاد دنبالم و من رو از فرودگاه به خونه برسونه. از دستش ناراحت بودم، چون بهش گفته بودم با قطار برمیگردم و لازم…
دوستان گلم, تک تک نوش جونتون, فکر بد نکنین, من اینجا دنبال فالوور نیستم که بخوام مثل بقیه, دل هموطنان فرهیخته ایرانی رو با حرف های رکیک بدست بیارم نه…
ظهر داشتم میرفتم پیش دخترم تو داروخونشون تا داروهامو بگیرم؛ بهش زنگ زدم و گفتم: «دارم میام پیشت، چیزی میخوای واست بیارم؟» میگه: «بابـی، خیلی گشنمه! تو حتماً داری الان…
تا حالا شنیدین بعضیا میگن: «قدیما, پدر و مادرا ۱۰ تا بچه رو با هم بزرگ میکردن، اما جوونای امروز از پس بزرگ کردن یه دونه هم برنمیان!» خب، همون…
اینم از شام حاضری امشبم که از صد تا پلو خورشت سنگینتر بود! خودش کمچرب و ناسالمه که سس مایونز و کچاپ و خردل هم گذاشته بودم بغلش! نه دوستان،…