وقتی هیچ سیلابی حریفِ آغوشِ مادر نمی‌شود… ❤️

تا حالا به قدرتِ بی‌انتها و فداکاری یک مادر نگاه کردید؟ 🥺 این تصویر تکان‌دهنده، همه چیز را در خود دارد؛ مادری که در میان آب‌های سرد و گل‌آلودِ سیل،…

ادامه خواندنوقتی هیچ سیلابی حریفِ آغوشِ مادر نمی‌شود… ❤️

روز مادر مبارک💖Happy Mother’s Day

https://youtube.com/shorts/YKQ7masCxao میان روز ما تا روز مادر، تفاوت از زمین تا آسمان است! 😲😨😱🙄😁🤣😍 خب دوستان گلم، قبلا هم خدمتتون عرض کردم که امروز در اتریش و خیلی کشورهای دیگه…

ادامه خواندنروز مادر مبارک💖Happy Mother’s Day

تمام روزهای خدا یک طرف، و این روز باشکوه یک طرف!

اگر کلاه خودمان را قاضی کنیم و تنها ذره‌ای تامل، می‌بینیم که اگر تمام روزهای سال را هم به نام این «مخلوق فرازمینی» ثبت کنیم، باز هم حق مطلب را…

ادامه خواندنتمام روزهای خدا یک طرف، و این روز باشکوه یک طرف!

چیکار کنیم که بچه ها دوباره بهمون احترام بذارن؟ (بدون دعوا و مرافعه)

خیلی از ماها تمام عمرمون رو ریختیم به پای بچه ها، از همه چی زدیم تا اونا راحت باشن. اما یه وقتایی میبینیم که انگار دیگه اون احترامی که باید…

ادامه خواندنچیکار کنیم که بچه ها دوباره بهمون احترام بذارن؟ (بدون دعوا و مرافعه)

خاطره بسیار غم انگیزی از مادر جوانی با ۲ دختر خردسالش

#مهدی_امیری #وین #اتریش #مادر #فرزند #بچه #دختر #مهد #مرگ #خاطره #غم #فوت #MehdiAmiriOfficial #MehdiAmiri #mehdi_amiri #MehdiViennaAmiri #MehdiParsnewsAmiri #Wien #Vienna    

ادامه خواندنخاطره بسیار غم انگیزی از مادر جوانی با ۲ دختر خردسالش

تلافی

نوشته مهدی امیری سپتامبر ۲۰۱۴  دختر کوچیکم میگه , بابی من خیلی دوست داشتم مامان تورو میدیدم. میگم من خودمم مامامنمو زیاد ندیدم باباجون, خیلی کوچیک بودم که رفت. میگه…

ادامه خواندنتلافی

مریم جون

اصلا  جمعه خوبی نبود, هر کی هم  از صبح, وارد مغازه شده بود, رفته تو بود تو اعصابم! خداخدا میکردم که هر چه زود تر اون روز لعنتی تموم  شه…

ادامه خواندنمریم جون

!ادب مرد به ز دولت اوست

نویسنده مهدی امیری ۵ آوریل ۲۰۰۹ نمی‌دونم این چه عادت زشتیه که بعضی‌ از ما ایرانیها داریم، بعضی‌ از ماها، اکثرا  جوونتر ها، خیلی‌ که با همدیگه دوست میشن، برای…

ادامه خواندن!ادب مرد به ز دولت اوست

!تصادف

ارسال‌شده در نوشته‌های بابی در می 24, 2009 خیلی‌ سال بود میشناختمش، علی‌ رو میگم، هنوزم دلم نمیاد بگم خدا بیامرزتش! یعنی‌ اصلا باورم نمی‌شه که دیگه علی‌ پیش ما…

ادامه خواندن!تصادف

الاغ!

چند روز پیش, با خانومم نشسته بودیم و داشتیم در باره آدمایی که میان جشن  تولد دختر بزرگمون حرف میزدیم, دخترکوچیکه هم داشت واسه خودش نقاشی میکرد! خانومم گفت :…

ادامه خواندنالاغ!