مادر بچه ها

 دخترام ولکن نبودن, میگفتن, همه بچه ها تو خونشون یک حیوون دارن, مام میخوایم, باید تو یک سگ بگیری که ما باهاش بازی کنیم. گفتم همون مونده دیگه که من…

ادامه خواندنمادر بچه ها

آدم راستگو

دیشب یکی از دوستان تعریف میکرد: رفته بودیم کافه, میز بغلی, دو تا دختر خوشگل نشسته بودن, یکیشون رفت دومی تنها موند,  سر صحبتو باز کردیم و اومد نشست سر…

ادامه خواندنآدم راستگو

قاضی منصف

بیست و چند سال پیش بود, دادگاه داشتم با صابخونه و ساعت ٩ باید اونجا میبودم,  با وجودی که خیلی زود هم از خونه زده بودم  بیرون, از شانس بد…

ادامه خواندنقاضی منصف

خرید مناسب

بعضی ها دوستان، عجیب دوست دارن که حال همه رو بگیرن، مثل همین دوست خود من  ناصر خان! بچه بدی هم اصلا نیست ها اما هر وقت هر کی هر…

ادامه خواندنخرید مناسب