برچسب گذاری توسط: سرنوشت

تلافی 0

تلافی

 دختر کوچیکم میگه , بابی من خیلی دوست داشتم مامان تورو میدیدم. میگم من خودمم مامامنمو زیاد ندیدم باباجون, خیلی کوچیک بودم که رفت. میگه بابی, چرا خدا اینکار رو با تو کرد؟

1

سرنوشت تلخ یک دختر ایرانی

گفتگو با یکی از کارگران جنسی ایرانی در اروپا عصرایران – خودش میگوید:”ایرانی ام دیگه، پوستم کلفته! هر کی دیگه جای من بود تا حالا صد دفعه مرده بود!” مارال یکی از هزاران دختران...

فال روزانه! 2

فال روزانه!

دوستان از شما چه پنهون، ۲-۳ روز پیش ده دقه ای بیشتر نبود که در مغازه رو باز کرده بودم که دیدم یکی از خانومای هموطن  وارد شد. سلام و علیک و  عید شما...