عجب هدیه روز پدری . خیلی چسبید! 😋😁💖😍🌹
#مهدی_امیری #مجله #آشپزی #طنز #سرگرمی #موزیک #گردشگری #اطلاعات #وین #اتریش #اروپا #mehdiamiriofficial #mehdi_amiri #mehdiamiei #wien #vienna #magazine #رستوران #ایرانی #کوبیده #جوجه #کباب #ماهیچه #سالاد #نوشابه #پدر #دختر #روز_پدر #هدیه #کادو
کباب کوبیده اروپایی خوردین تا حالا ! 😲😨😱
دوستان گلم, آخر هفته که دخترم میخواست بیاد پیشم, بهش گفتم عزیزم, میخوام امروز برم فیله مرغ بگیرم و غذای بسیار خوشمزه ای رو که خودم طرز تهیشو در فیسبوک…
زبان مادری, خانه پدری!
دخترم از دیروز پیشم بود, گمونم, زیادی خوب ازش پذیرایی کردم! صبح قرار داشت, بردمش جایی که میخواست بره بعدشم رفتم خرید, تا برگشتم خونه, زنگ زده میگه بابی ناهار…
مریم جون
اصلا جمعه خوبی نبود, هر کی هم از صبح, وارد مغازه شده بود, رفته تو بود تو اعصابم! خداخدا میکردم که هر چه زود تر اون روز لعنتی تموم شه…
باغ انار!
نوشته مهدی امیری ۲۳ فروردین ۱۳۸۸ - ۱۲ آوریل ۲۰۰۹ زمانی که بچه بودیم، باغ انار بزرگی داشتیم که ما بچهها خیلی دوست داشتیم، تابستونا که گرمای شهر طاقت فرسا…
شاهنامه آخرش خوشه!
می 19, 2009 نوشته مهدی امیری
معمولا من خاطراتمو با یادش بخیر شروع میکنم اما ایندفعه خدائیش نمیدونم بگم یادش بخیر یا نگم، خاطرش هم تلخه و هم شیرین!
بله، چندین سال پیش بود، اگه اشتباه نکنم ۱۹۸۹میلادی یعنی ۲۰ سال قبل، با یکی از دوستان مسافرتی داشتیم به کشور ترکیه و یا به قول یکی از دوستان سرزمین (بیشتر…)
!تصادف
ارسالشده در نوشتههای بابی در می 24, 2009 خیلی سال بود میشناختمش، علی رو میگم، هنوزم دلم نمیاد بگم خدا بیامرزتش! یعنی اصلا باورم نمیشه که دیگه علی پیش ما…
الاغ!
چند روز پیش, با خانومم نشسته بودیم و داشتیم در باره آدمایی که میان جشن تولد دختر بزرگمون حرف میزدیم, دخترکوچیکه هم داشت واسه خودش نقاشی میکرد! خانومم گفت :…
