برچسب گذاری توسط: اعتقاد

2

هندونه شب یلدا

00پارسال بود بخاطر شب یلدا, با دخترم رفته بودیم بازار میوه فروشا, هندونه بگیریم, میوه فروشه تاجیکی بود, تا دید که با دخترم فارسی حرف میزنم, گفت,ایرانی؟ چله, چله, هندونه! از جایی که همزبون...

1

عرق فروش شهر ما!

10ارسال‌شده در نوشته‌های بابی در فوریه 27, 2009 وقتی‌ که  بچه بودیم، تو شهرمون که یک شهر  مذهبی ‌بود، یکدونه عرق فروشی داشتیم! اونم کجا ۲۰۰-۳۰۰ متر مونده به مدرسه ، ما بچه‌ها خیلی‌...