یک روز زیبا با دخترام

نوشته مهدی امیری ۱۹ جولای ۲۰۲۰ دیروز دوستان جاتون خالی با دخترام رفته بودیم رستوران . دختر بزرگم هی میگفت بابی تعریف کن حرف بزن واسمون, خیلی دوست داره که…

ادامه خواندنیک روز زیبا با دخترام

روز پدر در اتریش

دوستان ناسلامتی امروز روز پدر بود ها! من که یکدونه پست هم درباره روز پدر ندیدم, یعنی ما پدرا اینقدر روزمون بی خاصیته ؟! بزارین اقلا خودمون به خودمون تبریک…

ادامه خواندنروز پدر در اتریش

تلافی

نوشته مهدی امیری سپتامبر ۲۰۱۴  دختر کوچیکم میگه , بابی من خیلی دوست داشتم مامان تورو میدیدم. میگم من خودمم مامامنمو زیاد ندیدم باباجون, خیلی کوچیک بودم که رفت. میگه…

ادامه خواندنتلافی

به مناسبت روز پدر

دوستان همه در جریان هستن که دراکثر کشور ها، این یکشنبه روز مادره، دو تا دختر منم الان چند روزیه که همش دارن برنامه ریزی میکنن، که چجوری  در این…

ادامه خواندنبه مناسبت روز پدر

! شامی که کوفتمون شد

دوستان چند شب پیش ، نمیدونم بگم جاتون خالی یا نگم! شام خونه یکی از دوستان دعوت بودیم، اینا  یک دختر ٤-٥ ساله خیلی شیرین  و بامزه هم دارن به…

ادامه خواندن! شامی که کوفتمون شد

شامی که کوفتمون شد!

دوستان چند شب پیش ، نمیدونم بگم جاتون خالی یا نگم! شام خونه یکی از دوستان دعوت بودیم، اینا  یک دختر ٤-٥ ساله خیلی شیرین  و بامزه هم دارن به اسم ملیکا، خلاصه همه ما  مهمونا کلی سرگرم  بودیم با این ملیکا خانوم تا رسیدیم به شام خوردن (بیشتر…)

ادامه خواندنشامی که کوفتمون شد!

جن و بسم الله

دیروز با دخترم تلفنی حرف میزدم, پرسید بابی جن هست؟ میگم جن چیه بابا؟ میگه جن دیگه بچه ها اینجا همش شبا از جن حرف میزنن! میگن هم جن هست…

ادامه خواندنجن و بسم الله

مردان حامله!

ارسال‌شده در  نوشته‌های بابی!در ژانویه 11, 2009

دخترم پرسید، بابا مگه مردام حامله میشن؟
گفتم نه بابا جون، تو حتما اون خبرو تو رادیو تلویزیون شنیدی که میگفت یک مرد حامله شده، اما اون مرد نبوده، زن بوده ، تغیر جنسیت داده، وگرنه عزیزم مرد که حامله نمی‌شه!

گفت بابا تغیر جنسیت دیگه چیه؟ ( با خودم گفتم عجب گیری افتادیم با این بچه) گفتم (بیشتر…)

ادامه خواندنمردان حامله!

الاغ!

چند روز پیش, با خانومم نشسته بودیم و داشتیم در باره آدمایی که میان جشن  تولد دختر بزرگمون حرف میزدیم, دخترکوچیکه هم داشت واسه خودش نقاشی میکرد! خانومم گفت :…

ادامه خواندنالاغ!

شهر بازی

ارسال‌شده در نوشته‌های بابی می 24, 2010

فقط واسه اونایی که هنوز نمیدونن میگم، من دوتا دختردارم، یکی‌ پنج سال و نیمشه، دومی هم ۲-۳ ماهی‌ هست که شده ۳ سالش، اولی‌ خیلی‌ خانومه و دومی خیلی‌ شیطون!

دیروز چونکه بازم اینجا  تعطیل بود با خانوم وبچه‌ها رفته بودیم یک شهر دیگه، تو یک کشور دیگه! اروپا یک خوبی‌ که داره اینه که فاصله پایتخت بعضی‌ کشور‌ها از همدیگه، از فاصله جنوب تهران به شمالش کمتره!

مام بخاطر اینکه  اینجا،  مغازه‌ها تعطیل بودن، رفتیم کشور همسایه، جایی‌ که هم مغازه‌ها باز بودن و هم شاپینگ سنتری داشت (بیشتر…)

ادامه خواندنشهر بازی