دوستان میخوام خدمتتون عرض کنم که دیگه اصلا احترامی برای بزرگترها قائل نیستن! اون روز داشتن به مردم نشون میدادن که آمبولانس که میاد چه جوری به مصدومین کمک میکنن , این خانومه هم رل مصدوم رو بازی میکرد
به مرده میگم , اگه خانومه تنفس مصنوعی لازم داره, بیام.
میگه نه بابا تو با این سن و سالت اینکارو بکنی, حتما باید ببریمش بیمارستان چونکه اونوقت راستکی حالش بد میشه! 🙁

میخواستم بگم, تو کجا بودی که ببینی, روزی چند نفر خودشونو جلو من مینداختن تو دریا به امید اینکه من برم نجاتشون بدم!
چند نفر جونشونو سر اینکار گذاشتن و غرق شدن سر این موضوع !
بخاطر همین چند سالی منو اصلا ممنوع الساحل کرده بودن! 😆
