دانا بود, هر که توانا بود! 😲😨😱

دوستان گلم دارم میرم خودم رو اول توانا و در نتیجه دانا کنم, امروز روز چهارمی خواهد بود که پشت سر هم دارم میرم ورزش.
یکشنبه ی آرومیه, دخترام که مسافرتن, هیچ اتفاق بخصوصی هم نیفتاده, باید بگم خدا رو شکر چونکه اتفاقات این روزا فقط میتونن, ناگوار باشن!
امروز ناگوار ترین اتفاقی که برای من افتاد, این بود که برای سومین روز پیاپی, آخرین باقیمانده قورمه سبزی رو هم خوردم و ناراحتم که فردا دیگه از قورمه سبزی, خبری نیست!😲
میدونم واسه خیلی از شما عجیبه که چجوری یکی میتونه, چند روز پشت سر هم یک غذا رو بخوره, من اما میتونم, همیشه گاو و گوسفند و مرغ و خروس و اکثر مخلوقات عالم رو در نظر میگیرم که تقریبا از بدو تولد تا روز مرگشون, یک غذا رو میخورن, علف, دون, جو, گندم یا که چمیدونم سبزی….
حالا چرا من باید ناراحت باشم که ۳ روز پشت سر هم یک نوع غذا رو باید بخورم, اونم غذایی که دوست دارم, من اصلا هر خورشتی درست میکنم, واسه ۳ روز درست میکنم!😱🙄
هوام که کم کم داره در وین, پاییزی میشه, از پاییزم که من بشدت متنفرم, باز باید منتظر سرما و برف و بارون بمونیم و چشم براه نوروز و بهار و تابستون باشیم تا کی بیان!😲🙄
این تابستون امسال, انگار که واسه من یک هفتم طول نکشید, تا اومدم بفهمم که تابستون رسیده, تموم شد, خیلی روز ها دارن زود میگذرن, آدم وحشت میکنه بخدا, همون بهتره بی خیال شم و بلن شم برم باشگاه دمبل بزنم, دلا دیوانه شو, دیوانگی هم عالمی دارد, شاید در روزگار فعلی, آلزامیر, مرض خیلی بدی هم نباشه! 😨😱
روزتون خوش! 🌹🌷🌺😍🙏
👍 ❤️ 😂 😮 😢 😡 👎
❤️ 1

دیدگاهتان را بنویسید