من سیزدهبدر رو هم خیلی دوست داشتم و هم بشدت ازش متنفر بودم. دوست داشتنش که معلومه, تمام ایرانیها این روز رو دوست دارن، بخصوص بچهها که خیلی از اتفاقات این روز برای همیشه در ذهنشون حک میشه. هوای بهاری، گشتوگذار، بازیهای گروهی، خوردن غذا های خوشمزه مختلف که همه با خودشون میاوردن در دشت و صحرا و از همه مهمتر، جمع شدن فامیل و دوست و آشنا و دیدن آدمایی که قبلا نمیشناختی و شروع دوستی ها و آشنایی های جدید.
زمان بچگی و نوجوونی ما که مثل حالا نبود که دخترا و پسرها دو سه تا پیام در اینستا و تیک تاک رد و بدل کنن و بعد هم , دیت در کافیشاپ و رستوران و سینما , مسافرت و…
نه بابا, اونوقتا, از دیت و کراش و دایرکت و فرند و آنفرند خبری نبود.
باورتون میشه که تلفنهای ما هنوز مغناطیسی بود! میخواستی با کسی حرف بزنی، باید یک دسته هندلی رو میچرخوندی تا به مرکز (یا به قول خارجیها اپراتور) وصل شی تا باز ایشون اگه سر حال بود تو رو به دوست و فامیلت وصل کنه!
البته هر چی هم میگفتید، آقای مرکز, میشنید و بعضی وقتا قاطی مکالمه هم میشد و اظهار نظری هم میکرد!
گاهی که میخواستیم با خاله یا عمه صحبت کنیم، مرکز میگفت: نیست بابا , بیخودی نگیر، رفته دکتر یا رفته خرید … خلاصه همه رو میشناخت و آمار همه رو داشت؛ یک پا گوگل و چتجیپیتی بود واسه خودش!
من از همون روز اولی که منو گذاشتن مدرسه, از مدرسه بدم میومد، از دبیرستان هم همینطور. حتی دانشگاه هم با اینکه در انگلستان بودم و شرایطش خیلی بهتر بود و بیشتر حال و حول بود تا درس مشق, وقتی فکر میکنم، میبینم اگر نمیرفتم شاید زندگیم شیرینتر میشد!
آها داشت یادم میرفت؛ این معلمهای ما انگار آزار داشتند! نمیتونستن ببینند شاگرداشون خوش باشند. دوست نداشتند بچهها بیدغدغه از وقتشون لذت ببرند. چیکار میکردن؟ میگفتن در تعطیلات عید، کتاب فارسی رو بردارین و از اول تا آخرش رو توی دفتر بنویسین! اسمش رو هم گذاشته بودند کتابنویسی.
خوبی اینکار چی بود, هنوزم من نفهمیدم! دیسیپلین ؟! آزار دادن بچه ها, اسمش دیسیپلینه؟!
اما اصلا لازم نیست که نگران باشین, خدا هم, انگار اصلاً به تنها چیزی که گوش نمیداد, آرزو های ما بنده هاش موقع گره زدن سبزه ها بود, نه هیچکدوم از اون دخترای دم بخت تا سال بعدش, شوهری پیدا میکرد و نه من رو از دست هیچکدوم از معلمامون راحت میکرد!
روز بعد عید که برمیکشتیم مدرسه، میدیدیم معلمها همه سورومور و گنده، با چوب در دست منتظرند تا عقدههاشون رو سر ما شاگردهای فلکزده و بی دفاع خالی کنن!