!بابا رو بیشتر دوست داری یا باقلوا رو؟

نوشته مهدی امیری ۱۶ جون ۲۰۱۹ وقتی بچه ها رو میفرستین فارسی یاد بگیرن, این مشکلات هم پیش میاد دیگه ! این تخته سیاه رو بچه ها خودشون واسم درست…

ادامه خواندن!بابا رو بیشتر دوست داری یا باقلوا رو؟

بعد از یکماه دوا درمون و نخوردن

نوشته مهدی امیری ۲۷ جولای ۲۰۱۹ آقا یکماه مارو برده بودن, یعنی دقیقا ۲۹ روز در شهری که قبلا واستون نوشتم, واقعا زیبا و قشنگ, بهشت اصلا اما ما رو…

ادامه خواندنبعد از یکماه دوا درمون و نخوردن

بستنی فروش زیبا رو

نوشته مهدی امیری ۲۴ آگوست ۲۰۱۹ تازگیا دوستان, اینجوری شده که ما هرجا میریم, مغازه لباس فروشی, خوار و بار فروشی, کتاب فروشی حتی و خب رستوران اینام که همیشه…

ادامه خواندنبستنی فروش زیبا رو

!آخه نون و پنیرم شد شام ؟

نوشته مهدی امیری ۳ سپتامبر ۲۰۱۹ باور کنین دوستان یکی از خوشمزه ترین شام هایی بود که در عمرم خوردم. حتما با خودتون میگین , گوجه فرنگی و خیار و…

ادامه خواندن!آخه نون و پنیرم شد شام ؟

…..خوشبختی یعنی داشتن دو تا دختر

نوشته مهدی امیری ۷ سپتامبر ۲۰۱۹ هفته پیش, همچین روزی بود که رفتم دخترامو بیارم, کوچیکه گفت بابی باید بیای بالا. گفتم نمیشه باباجون, جاپارک اصلا نیست , آماده باشین…

ادامه خواندن…..خوشبختی یعنی داشتن دو تا دختر

! خدا بیامرزتت مرد با اون کتلت هات, روحت شاد

نوشته مهدی امیری ۱۱ سپتامبر ۲۰۱۹ آقایی که شما باشین, ما زمانی که تازه اومده بودیم اینجا , دانشجو بودیم هنوز, وضع مالی ما که هیچوقت تعریفی نداشته اما اونوقتا…

ادامه خواندن! خدا بیامرزتت مرد با اون کتلت هات, روحت شاد

ماجرای شنیدنی درخت پرتقال

نوشته مهدی امیری ۱۹ آپریل ۲۰۲۰ دوستان داستان این درخت پرتقالی که عکسشو واستون میزارم, هم طولانیه و هم جالب, البته در طولانی بودنش که شکی نیست اما جالب بودنشو,…

ادامه خواندنماجرای شنیدنی درخت پرتقال

کرسی تابستونی

نوشته مهدی امیری ۲ جولای ۲۰۲۰ دوستان, شاید هنوز خیلیا یادشون بیاد که قدیما زمستونا تو خونه ها, کرسی برقرار بود و تو اون هوای سرد, نشستن و لم دادن…

ادامه خواندنکرسی تابستونی

یک روز زیبا با دخترام

نوشته مهدی امیری ۱۹ جولای ۲۰۲۰ دیروز دوستان جاتون خالی با دخترام رفته بودیم رستوران . دختر بزرگم هی میگفت بابی تعریف کن حرف بزن واسمون, خیلی دوست داره که…

ادامه خواندنیک روز زیبا با دخترام

یک روز زیبا با دخترام

نوشته مهدی امیری ۱۹ جولای ۲۰۲۰ دیروز دوستان جاتون خالی با دخترام رفته بودیم رستوران . دختر بزرگم هی میگفت بابی تعریف کن حرف بزن واسمون, خیلی دوست داره که…

ادامه خواندنیک روز زیبا با دخترام