search

عرق فروش شهر ما!

15 سال ago

ارسال‌شده در نوشته‌های بابی در فوریه 27, 2009 وقتی‌ که  بچه بودیم، تو شهرمون که یک شهر  مذهبی ‌بود، یکدونه…

زن ایرونی تکه!

15 سال ago

ارسال‌شده در  نوشته‌های بابی!در ژانویه 28, 2009 واقعا که اگه ما مردای ایرانی‌  زنامونو نداشتیم اصلا مزه زندگی‌ رو درک…

this is aftaabeh

15 سال ago

نوشته مهدی امیری  در ژانویه 17, 2009 ایرنیهایی که ساکن خارج از کشور هستن،یادشون هست حتما، تا چند سال پیش،…

ذبح اسلامی

15 سال ago

ارسال‌شده در نوشته‌های بابی! در ژانویه 5, 2009 | شنبه رفته بودم طبق روال همیشگی‌ خرید واسه خونه، شیرو، گوشت…

پدر

15 سال ago

ارسال‌شده در نوشته‌های بابی!در دسامبر 24, 2008 | امروز صبح سر ریش زدن جلو آینه یاد پدر خدابیامرزمون و کلا…

دلقک

15 سال ago

مارس 30, 2011  مهدی امیری وقتی‌ باباهه اون شب برگشت خونه از همه شبای دیگم خسته تر بود، روزش از…

چهار شنبه سوری!

15 سال ago

مارس 16, 2011 بدست Bobby | ویرایش دیشب شب چهار شنبه سوری بود، میخواستم برم خونه به بچه هام بگم…

خوشبختی‌

15 سال ago

  نوامبر 14, 2010 بدست Bobby | ویرایش   هشت نه سال پیش بود تقریبا، هنوز ازدواج نکرده بودم، رفته…

مشاوره

15 سال ago

نوامبر 11, 2010 بدست Bobby | ویرایش دیروزم عجب روزی بود، از صبح که رفتم سر کار هر کی‌ میومد…

هدیه

15 سال ago

اکتبر 31, 2010 نوشته مهدی امیری دیروز خانومم صبح اول صبح زنگ زد، خیلی‌ سر حال بود و مهربون! حال…