عارف شهر سکوت با متن ترانه

5
(1)

متن قصه شهر سکوت با صدای عارف

آهنگ قصه شهر سکوت از عارف

روزی دل من که تهی بود و غریب
از شهر سکوت به دیار تو رسید
در شهر صدا که پر از زمزمه بود
تنها دل من قصه مهر تو شنید
چشم تو مرا به شب خاطره برد
در سینه دلم از تو و یاد تو تپید
در سینه سردم این شهر سکوت
دیوار سکوت ز صدای تو شکست
شد شهر هیاهو این سینه من
فریاد دلم به لبانم بنشست

خورشید منی منم آن بوته دشت
من زنده ام از نور تو ای چشمه نور
دریای منی منم آن قایق خرد
ناگه تو مرا می بری بر ساحل دور
اکنون تو مرا همه شوری و صدا
اکنون تو مرا همه نوری و امید
در باغ دلم بنشین بار دگر
ای پیکر تو شد گل یاس سپید
در سینه سردم این شهر سکوت
دیوار سکوت ز صدای تو شکست
شد شهر هیاهو این سینه من
فریاد دلم به لبانم بنشست

این مطلب چقدر مورد پسندتون قرار گرفت؟ 🧡? How useful was this post

! Click on a star to rate it

Average rating متوسط رای ها 5 / 5. تعداد رای ها : Vote count 1

هنوز کسی رای نداده ! No votes so far! Be the first to rate this post

We are sorry that this post was not useful for you!

Let us improve this post!

Tell us how we can improve this post?

مطالب مرتبط

پاسخی بگذارید