«پشت حصار» منتشر شد

0
0

کتاب بسیار خواندنی و جذاب پشت حصار خانوم محبوبه بهزاد فرشید, نویسنده مقیم وین, منتشر شد

 

 

بخشی از رمان «پشت حصار» :

احساس خفگی می‌کردم. به دامن سیاه شب پناه بردم. تا آمدم روی تابِ کنار پنجره‌ی اتاق خانم فرساد بنشینم، چشمم به پیکر مچاله‌ی اسکویی افتاد. تنها گوشه‌ی حیاط نشسته بود و با بغل کردن زانوی غم، به بی‌انتها چشم دوخته بود.
آهسته صدایش کردم. ترش جواب داد: «چی می‌خوا…؟!»
نرمش زیادی به کلامم دادم: «اسکویی جون! ژانت گفت تو شکمت نی نی داری؟»
کنارش نشستم. تند و پرخاشگر گفت: «سوخت! تقصیر شما!» پلک چشمانش را چند بار محکم روی هم کوبید و دندان‌قروچه‌ای کرد.
چشمم که به شکمش افتاد، بی‌اختیار لرزیدم؛ دست دراز کردم و به برآمدگی شکمش کشیدم. ترسید، دستم را پس زد و تند پیرهنش را پایین کشید. انگار که بخواهد چیزی مثل جای یک سوختگی را مخفی کند. فکر کردم کلید قفل دهان او را یافته‌ام.

 

 

یادداشت نویسنده‌ی رمان «پشت حصار»

بچه‌های «پشت حصار»

این رمان زندگی دخترهایی است که هیچ انتخابی در سرنوشت خود نداشتند. داستان، حکایت اتفاقاتی است پیرامون تنهایی و بی‌کسی دخترهایی که درفراموشخانه به فراموشی سپرده شدند.
بیشترین انگیزه‌ام برای نوشتن رمان «پشت حصار» فاصله‌ای بود که بین بچه‌های پرورشگاه و آدم‌هایی که نگاهشان و قضاوتشان براساس بی‌اطلاعی بوده، وجود داشت. هدف نهایی‌ام باز کردن درهای بسته‌ای بود که مانع ارتباط پشت حصاری‌ها با بیرون حصاری‌ها می‌شد.
حکایت و شخصیت‌های داستان، واقعی هستند. تنها نامشان عاریه‌ای است. هرکدام چه زنده و مرده، به خواست خود وارد قصه شدند و ماجرا را رقم زدند. پشت سرهم و بی‌هماهنگی با فکرم. و نتیجه این شد، بچه‌های پشت حصار.

 

لینک خرید کتاب با 20 درصد تخفیف از سایت روشنگران:
goo.gl/GakdTE

 

شما ممکن است این را هم بپسندید

2 پاسخ‌ها

  1. دوستان, من هم در گردهمایی معرفی کتاب خانوم بهزاد فرشید در وین حضور داشتم و خوشبختانه تونستم یک جلد از کتاب ایشون رو پیش از اینکه همش تموم بشه و به خیلی از علاقمندان نرسه, بدست بیارم.
    خوندن این کتاب رو به همه دوستان توصیه میکنم.

    poshte hesar 1

    Poshte hesar 2

    0

    0

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *