دپرسیون

0
(0)
دوستی دیروز اومده بود پیشم و نگران خانومش بود، میگفت که کم کم داره افسردگی میگیره!
پرسیدم چرا، ناراحتیش چیه؟
گفت، بخاطر هوا، بسکه هوا بده و  بارون میاد!  هر روز که از خواب پا میشه و از پنجره بیرونو تماشا میکنه، همه جا تاریک و ابریست ، هوام که سرده، خیلی این موضوع رفته تو اعصابش  و رنجش میده!
گفتم، واقعا خوشحالم که خانومت اینقدر در زندگیش  خوشبخته!
با تعجب میپرسه، اصلا گوش دادی من چی گفتم؟!
گفتم چرا گوش ندادم؟ خانومت داره افسردگی میگیره، چونکه هوا خوب و بهاری نیست.
گفت، اونوقت تو اسم اینو میزاری خوشبختی، شاید نمیدونی افسردگی یعنی چی! اینجا بهش میگن دپرسیون.
گفتم، نه خیالت راحت باشه، خیلی خوبم میدونم که افسردگی چیه، خیلی ها هم متاسفانه از افسردگی  رنج میبرن.اگه سریع هم به فکر مداواش نیفتن، کار به جاهای خیلی خطرناکی هم میرسه.

 

 

میگه خوب ؟ اونوقت باید خوشحال باشه که دپرسیون داره؟!
گفتم ببین دوست گلم، اگه خانوم تو هم مثل خیلی از ماها ، هزار تا گرفتاری دیگه داشت، بچش خدای نکرده مریض  بود، خودش مرض لا علاجی داشت، پدر،  مادر، برادر، خواهر،   شوهرش گرفتاری بزرگی داشتن،مریض بودن، بیکار بودن یا خودش  واسه اجاره خونش مونده بود، نمیدونست خرج شام و نهارشو از کجا بده، یا خونش آتیش گرفته بود، زلزله اومده بود خونشو داغون کرده بود….. و هزاران هزار مشکل واقعی دیگه.
اصلا نمیفهمید که الان شبه یا روز، تنها چیزی که اصلا واسش مهم نبود،  همین هوای بارونی و ابری بود،اصلا حتی نمیفهمید  که الان   تابستونه یا زمستون!
من تا شنیدم که ایشون بخاطر هوای بارونی داره افسردگی میگیره، بسیار خوشحال شدم که  که الحمدلله، شکر خدا،  همه چیز دیگه تو زندگیش روبرواست، چونکه اگه هرکدوم از این مشکلاتی که میلیون ها آدم تو  دنیا، باید شب و روز  باهاشون دست و پنجه  نرم کنن رو داشت اصلا به آسمون نگاه هم نمیکرد که بینه ابریه یا آفتابی!

این مطلب چقدر مورد پسندتون قرار گرفت؟ 🧡? How useful was this post

! Click on a star to rate it

Average rating متوسط رای ها 0 / 5. تعداد رای ها : Vote count 0

هنوز کسی رای نداده ! No votes so far! Be the first to rate this post

We are sorry that this post was not useful for you!

Let us improve this post!

Tell us how we can improve this post?

مطالب مرتبط

3 دیدگاه‌

  1. Sadjad گفت:

    آی گفتین آقا مهدی! الحق زدین به هدف. انقد مشکلات زیاده که گاهی من تو یه دقیقه 5 یا 6 بار ساعتم رو نگا میکنم ببینم ساعت چنده!!!

  2. با تشکر از سجاد گرامی که گاهی با کامنت های خوبش به من نشون میده که اقلا یکی ٢ نفری هستن که نوشته های منو میخونن!
    والله سجاد جان، من خودم اینقدر درگیرم که بخدا اصلا نمیفهمم هفته کی شروع میشه و کی تموم میشه ، باور کن بازی وقتا که تو خیابون راه میرم، اینقدر فکرم با مسائل مختلف مشغوله که میرم خونه میبینم همه جام خیسه ، تازه میفهمم که داشته برون میومده!

  3. amir kaviani گفت:

    اقا مهدی سلام
    من یه راه حل ساده دارم براش
    اگر سالی چند ماهی بیاد ایران و برگرده مشکل دپرسیونش کاملا حل میشه ……… 🙂

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *