<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	
	>
<channel>
	<title>
	دیدگاه‌ها برای: علم تجزیه و تحلیل!	</title>
	<atom:link href="https://parsnews.at/2011/09/20/%d8%b9%d9%84%d9%85-%d8%aa%d8%ac%d8%b2%db%8c%d9%87-%d9%88-%d8%aa%d8%ad%d9%84%db%8c%d9%84/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://parsnews.at/2011/09/20/%d8%b9%d9%84%d9%85-%d8%aa%d8%ac%d8%b2%db%8c%d9%87-%d9%88-%d8%aa%d8%ad%d9%84%db%8c%d9%84/</link>
	<description>A Member of Parsnews Austria Group</description>
	<lastBuildDate>Sat, 09 Sep 2023 06:36:38 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.1.2</generator>
	<item>
		<title>
		توسط: Dariush		</title>
		<link>https://parsnews.at/2011/09/20/%d8%b9%d9%84%d9%85-%d8%aa%d8%ac%d8%b2%db%8c%d9%87-%d9%88-%d8%aa%d8%ad%d9%84%db%8c%d9%84/#comment-3488</link>

		<dc:creator><![CDATA[Dariush]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 24 Dec 2011 13:07:42 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.parsnews.at/?p=3629#comment-3488</guid>

					<description><![CDATA[تخصص اسلامی
یک روز یک کشیش مسیحی‌، راهب بودایی، و ملای مسلمان تصمیم میگیرند تا ببینند کدوم توی کارش بهتره... به همین منظور، تصمیم میگیرند که هر کدوم به یک جنگل برن، یک &quot;خرس&quot; پیدا کنند و سعی‌ کنند اون &quot;خرس&quot; رو به دین خودشون دعوت کنند .
   بعد از مدتی‌، دور هم جمع میشن و از تجربه شون صحبت میکنن... اول از همه کشیش شروع به صحبت کرد :&quot;وقتی‌ خرس رو دیدم، براش چند آیه از کتاب مقدس (درباره قدرت صلح، کمک و مهربانی به دیگران) خوندم و بهش آب مقدس پاشیدم. خرس اونقدر شیفته و مبهوت شد که قراره هفتهٔ دیگه اولین مراسم تشرفش برگزار بشه&quot;.راهب بودایی گفت: &quot;من خرسی رو کنار یک جوی آب توی جنگل دیدم..براش مقداری از کلمات آسمانی بودای بزرگ موعظه کردم. براش از قدرت ریاضت،تمرکز و قانون کارما( قانون عمل و عکس‌العمل رفتار آدمی‌) صحبت کردم. خرس آنقدر علاقه مند شده بود که به من اجازه داد غسل تعمید بدهمش و براش یک اسم مذهبی‌-بودایی انتخاب کنم&quot;.  پس از آن، هر دو به ملای مسلمان نگاه کردند که روی تخت
( در حالی‌ که از سر تا پا بدنش توی گچ و باند بود) دراز کشیده بود. ملا گفت :&quot;...الان که  فکر می‌کنم، میبینم که شاید نباید کارم رو با  &quot;ختنه کردن&quot; شروع می‌کردم...!]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>تخصص اسلامی<br />
یک روز یک کشیش مسیحی‌، راهب بودایی، و ملای مسلمان تصمیم میگیرند تا ببینند کدوم توی کارش بهتره&#8230; به همین منظور، تصمیم میگیرند که هر کدوم به یک جنگل برن، یک &#8220;خرس&#8221; پیدا کنند و سعی‌ کنند اون &#8220;خرس&#8221; رو به دین خودشون دعوت کنند .<br />
   بعد از مدتی‌، دور هم جمع میشن و از تجربه شون صحبت میکنن&#8230; اول از همه کشیش شروع به صحبت کرد :&#8221;وقتی‌ خرس رو دیدم، براش چند آیه از کتاب مقدس (درباره قدرت صلح، کمک و مهربانی به دیگران) خوندم و بهش آب مقدس پاشیدم. خرس اونقدر شیفته و مبهوت شد که قراره هفتهٔ دیگه اولین مراسم تشرفش برگزار بشه&#8221;.راهب بودایی گفت: &#8220;من خرسی رو کنار یک جوی آب توی جنگل دیدم..براش مقداری از کلمات آسمانی بودای بزرگ موعظه کردم. براش از قدرت ریاضت،تمرکز و قانون کارما( قانون عمل و عکس‌العمل رفتار آدمی‌) صحبت کردم. خرس آنقدر علاقه مند شده بود که به من اجازه داد غسل تعمید بدهمش و براش یک اسم مذهبی‌-بودایی انتخاب کنم&#8221;.  پس از آن، هر دو به ملای مسلمان نگاه کردند که روی تخت<br />
( در حالی‌ که از سر تا پا بدنش توی گچ و باند بود) دراز کشیده بود. ملا گفت :&#8221;&#8230;الان که  فکر می‌کنم، میبینم که شاید نباید کارم رو با  &#8220;ختنه کردن&#8221; شروع می‌کردم&#8230;!</p>
]]></content:encoded>
		
			</item>
	</channel>
</rss>
