دسته: نوشته های دیگر دوستان

0

ما معمولی‌ها

00 loading… نوشته نوشین زرگری این دنیای مجازی و اینستاگرام، مادرم را شیرین‌ عقل کرده است. قبلا کتاب‌خوان بود و در کنار 200 نوع غرغری که در روز می‌کرد، دو تا حرف حساب هم...

0

من واقعا سر در نمیارم

00 loading… نوشته نوشین زرگری «من واقعا سر در نمیارم». از وقتی چشم باز کردم و عمویم را که شنیده بودم زنش مُرده، با همین جمله به یاد می‌آورم. وقتی دو تا بچه‌ش را...

0

محمد آقا حسین منصوری

00 (محمد آقا) محمد آقا در محلۀ مسکونی من در غرب مونیخ سالها پیش یک لباس فروشی داشت که در آن بجز لباس اجناس دیگری هم می فروخت، از شیر مرغ گرفته تا جان...

0

انشای یک دانش آموز، در مورد “پول حلال”

00 نان حلال خیلی خیلی خوب است. من نان حلال را خیلی دوست دارم. ما باید همیشه دنبال نان حلال باشیم، مثل آقا تقی. آقاتقی یک ماست‌بندی دارد.او همیشه پولِ آبِ مغازه را سر...

بیسکویتای توی دست 1

بیسکویتای توی دست

00یادمه هشت سالم بود یه روز از طرف مدرسه بردنمون کارخونه تولید بیسکوییت ما رو به صف کردن و بردنمون تو کارخونه که خط تولید بیسکویت رو ببینیم وقتی به قسمتی رسیدیم که دستگاه...

2

مسافرت به براتیسلاوا از زبان علی و شیمای عزیز

00دوستان من هم مطلبی در باره سفر به براتیسلاوا پایتخت کشور کوچیک اسلواکی،  همسایه اتریش نوشتم اما نوشته من کجا و شرح خاطرات از زبان علی و شیما کجا! این دو دوست گرامی با...

0

بارسلون ٢ Barcelona

00قسمت دوم خاطرات بسیار زیبای  سفر علی و شیمای عزیز رو به شهر بارسلونای اسپانیا تقدیم میکنیم، برای خواندن قسمت اول به لینک زیر رجوع فرمایید: سفر به بارسلون قسمت اول   خاطرات سفر...

error: Content is protected !!