دامن‌کشان، ساقی می‌خواران از کنـار یاران مست و گیسوافشان ، می‌گریزد

این مطلب را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  

دامن‌کشان ، ساقی می‌خواران از کنـار یاران مست و گیسوافشان ، می‌گریزد
درجـام می ، از شــــرنـگ دوری و زغم محجوری چون شرابی جوشان ، می بریزد ……………….. دارم قلبی لرزان ، زغمش دیده شد نگران
دامن‌کشان ، ساقی می‌خواران از کنـار یاران مست و گیسوافشان ، می‌گریزد { دارم چشمی ‌گـریـان ، به‌رهش روز و شب بشمارم ، تا بیاید ….. }۲ ……………….. آزرده دل ، ازجفای یاری بی‌وفـا دلداری ماه افسونکاری ، شب نخفتم
با یادش تا ، دامن ‌از کف دادم شد جهان از یادم رازعشقش را در ، دل نهفتم ……………….. از چشمانش ریزد به‌دلم ، شور عشق و امید دامن از کف دادم شد جهان از یادم راز عشقش را در ، دل نهفتم { دارم چشمی ‌گـریـان ، به‌رهش روز و شب بشمارم ، تا بیاید ….. }۲
شاعر: جمشید ارجمند
این ترانه به یاد زنده یاد یپرم خان ارمنی (دوران مشروطه) در برنامه گلهای رنگارنگ شماره ۶۴ اجرا شده!
۲۹ اردیبهشت ۱۲۹۱ خورشیدی- درگذشت یپرم‌خان از انقلابیون و یکی از رهبران نظامی انقلاب مشروطه: پس از فتح تهران و خلع محمدعلی شاه قاجار از سلطنت که یپرم‌خان نقشی اساسی در این پیروزی داشت، روزنامه‌ها اخبار فتح و رشادت‌های یپرم را منعکس کردند. در این ایام هیات مدیره‌ای تشکیل شد و یپرم را با دادن اختیاراتی نامحدود به ریاست شهربانی کل (نظمیه) پایتخت منصوب کرد. در این سال یپرم که سرکردگی ۵۰ نفر از مجاهدان را به عهده داشت به همراه ۲۰۰ نفر بختیاری به سرکردگی جعفرقلی‌خان سردار بهادر، که بعدا ملقب به سردار اسعد شد، و با کمک عده‌ای قزاق برای دفع یاغیان آذربایجان فرستاده شدند. این درگیری با پیروزی یپرم‌خان و همراهانش به پایان رسید تا رحیم‌خان سردار نصرت چلپیانلو که مهم‌ترین سرکرده یاغیان بود به روسیه فرار کرده و پناهنده شود. مخبرالسلطنه هدایت که در این هنگام والی آذربایجان بود، در کتاب خاطرات و خطرات می‌نویسد: «یپرم بیش از اندازه به خود می‌نازد و الحق رشید هم هست، با هفت‌تیر وارد سنگر شخص رشیدخان شده است و رحیم‌خان از ترس مسلسل فرار کرده است.» سرانجام در ۲۹ اردیبهشت‌ماه سال ۱۲۹۱ شمسی برابر با ۱۹۱۲ میلادی در جریان یکی از جنگ‌های دوران مشروطه، یپرم‌خان و همراهانش به هنگام عزیمت از همدان به کرمانشاه، به قلعه شورجه که اهالی آن با سالارالدوله همراهی کرده بودند، یورش بردند که در میانه تیراندازی‌ها گلوله‌ای به یپرم اصابت کرد. این چنین بود که یپرم‌خان در حالی که ۴۸ سال سن داشت، جان باخت و بعد‌ها روشن شد که ضارب وی بنام «عبدالباقی» ارباب آن آبادی بوده است.

 

 

loading...

مطالب مرتبط

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *