چو ایران نباشد تن من مباد

این مطلب را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
0
0
دوستان همه ما ایرانیان این بیت شعر استاد سخن رو میشناسیم :
چو ایران نباشد تن من مباد
میدونین بیت دومش چیه؟
بیت بعدیش هست:
در این بوم و بر زنده یک تن مباد

cho iran

حالا اینو ممکنه خیلی ها میدونستن اما اونی که میگه :
“هنر نزد ایرانیان است و بس” چی؟
بیت دوم اونم میدونین؟
حالا من واسه اون نیم درصدی که ممکنه خدای نخواسته یادشون رفته باشه مینویسم:
ندادند شیر ژیان را به کس
میدونستین؟
اینم میدونستین که منظور فردوسی این نیست که فقط ایرانیان هنر دارند و هیچ ملت دیگری به هنرمندی ایرانیان نیستن؟
ادبا و تحقیقگران و تحلیلگران بر این باورند که بس از بسیار میاد و منظور فردوسی این بوده که ایرانیان هنر های بسیاری دارند و اصلا منظورش این نبوده که بخواد ایرانیان رو برتر از دیگر ملیت ها بدونه!
البته اینم بگم که چونکه من از ادبا نیستم و از عوام هستم, با این فرضیه تحلیلگران, به هیچ وجه موافق نیستم, چونکه تازه اگر اینم درست باشه که بس رو بتونیم به بسیار ربطش بدیم, اصلا شعر بی معنی میشه, قبول دارین؟
دیگه راجع به اینکه اصلا بعضی ها میگن که “چو ایران نباشد تن من مباد” رو به فردوسی چسبوندن و استاد هیچ وقت همچین شعری رو نگفته رو وارد بحثش نشیم بهتره!

 

*****

 

اینم شعر کامل چو ایران نباشد:
ندانی که ایران نشست منست
جهان سر به سر زیر دست ِ منست
هنر نزد ایرانیان است و بـــس
ندادند شـیر ژیان را بکــس
همه یکدلانند یـزدان شناس
بـه نیکـی ندارنـد از بـد هـراس
دریغ است ایـران که ویـران شــود
کنام پلنگان و شیران شــود
چـو ایـران نباشد تن من مـبـاد
در این بوم و بر زنده یک تن مباد
همـه روی یکسر بجـنگ آوریــم
جــهان بر بـداندیـش تنـگ آوریم
همه سربسر تن به کشتن دهیم
بـه از آنکه کشـور به دشمن دهـیم
چنین گفت موبد که مرد بنام
بـه از زنـده دشمـن بر او شاد کام
اگر کُشــت خواهــد تو را روزگــار
چــه نیکــو تر از مـرگ در کـــار زار

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *