جوک های پارس نیوز قسمت شانزدهم

دوستان قسمت شانزدهم از جوک های پرطرفدار پارس نیوز رو آغاز میکنیم و امیدواریم که این قسمت نیز مانند قسمت های دیگر جوک های پارس نیوز.  مورد  استقبال شما عزیزان قرار گیرد!

 

شما ممکن است این را هم بپسندید

78 پاسخ‌ها

  1. ﯾﻪ ﺩﺍﻧﺸﻤﻨﺪ ﻭ ﯾﻪ ﻣﻠﻮﺍﻥ ﺗﻮ ﯾﻪ ﮐﺸﺘﯽ ﮐﻨﺎﺭ ﻫﻢ
    ﻧﺸﺴﺘﻪﺑﻮﺩﻥ .
    ﺩﺍﻧﺸﻤﻨﺪﻩ ﻣﯿﮕﻪ : ﺗﻮ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺳﻨﺖ
    ﺑﯿﻮﻟﻮﮊﯼ ﻭﺍﮐﻮﻟﻮﮊﯼ ﻭ ﺟﯿﻮﻟﻮﮊﯼ ﻭ ﭘﺮﺗﻮﻟﻮﮊﯼﻭ ﺳﯿﺎﮊﻭﻟﻮﮊﯼ
    ﺑﻠﺪﯼ؟
    ! ﻣﻠﻮﺍﻧﻪ ﻣﯿﮕﻪ : ﻧﻪ
    ﺩﺍﻧﺸﻤﻨﺪﻩ ﯾﻪ ﻧﯿﺸﺨﻨﺪ
    ﻣﯿﺰﻧﻪ ﻭ ﻣﯿﮕﻪ ﻧﺼﻒ ﻋﻤﺮﺕ ﺑﺮﺑﺎﺩ ﺍﺳﺖ.
    ﻭ ﺑﻪ ﻣﺴﯿﺮ
    ﺍﺩﺍﻣﻪﻣﯿﺪﻥ ﮐﻪ ﯾﻬﻮ ﻃﻮﻓﺎﻥﻣﯿﮕﯿﺮﻩ!
    ﻣﻠﻮﺍﻧﻪ : ﺩﺍﺩﺍﺵ ﺗﻮ ﺷﻨﺎﻟﻮﮊﯼ ﺑﻠﺪﯼ؟!
    ﻧﻪ ﭼﻄﻮﺭ؟
    ﺧﺐ ﮐﻞ ﻋﻤﺮﺕ ﺑﺮ ﺑﺎﺩ ﺍﺳﺖ!
    ﺍﻻﻥ ﻃﻮﻓﺎﻧﻮﻟﻮﮊﯼﻏﺮﻗﻮﻟﻮﮊﯾﺖ ﻣﯿﮑﻨﻪ ،ﺑﻌﺪ ﻧﻬﻨﮕﻮﻟﻮﮊﯼ
    ﺩﻫﻨﺖ ﺭﻭ ﺳﺮﻭﯾﺴﯿﻮﻟﻮﮊﯼ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﺗﺎ ﺩﯾﮕﻪﮔﻬﻮﻟﻮﮊﯼ ﻧﺨﻮﺭﯼ !

    Well-loved. Like or Dislike: Thumb up 6 Thumb down 0

  2. Kian گفت:

    زمستان سخت

    مردان قبیله سرخ پوست از رییس جدید می‌پرسند:
    “آیا زمستان سختی در پیش است؟”
    رییس جوان قبیله که هیچ تجربه‌ای در این زمینه نداشت، جواب میده
    “برای احتیاط برید هیزم تهیه کنید”
    بعد میره به سازمان هواشناسی کشور زنگ میزنه: “آقا امسال زمستون سردی در پیشه؟”
    پاسخ: “اینطور به نظر میاد…”
    پس رییس به مردان قبیله دستور میده که بیشتر هیزم جمع کنند
    و برای اینکه مطمئن بشه یه بار دیگه به سازمان هواشناسی زنگ میزنه:
    “شما نظر قبلیتون رو تایید می کنید؟” پاسخ: “صد در صد”

    رییس به همه افراد قبیله دستور میده که تمام توانشون رو برای جمع آوری هیزم بیشتر صرف کنند.
    بعد دوباره به سازمان هواشناسی زنگ میزنه: “آقا شما مطمئنید که امسال زمستان سردی در پیشه؟”
    پاسخ: بگذار اینطوری بگم؛ سردترین زمستان در تاریخ معاصر!!!
    رییس: “از کجا می دونید؟”
    پاسخ: «چون سرخ پوست ها دیوانه وار دارن هیزم جمع میکنن”

    Well-loved. Like or Dislike: Thumb up 6 Thumb down 0

  3. Kian گفت:

    امتحان گواهینامه داشتم سرهنگ پرسید:دورزدن کجا ممنوعه؟
    گفتم توعالم “رفاقت” لبخند زد وگفت:پیاده شو قبولی…..:
    هفته جهانی “رفاقت” فرخنده باد. بفرست برای اونهایی که تو زندگیت با ارزشند.
    من که فرستادم.

    Well-loved. Like or Dislike: Thumb up 6 Thumb down 0

  4. Kian گفت:

    ﺭﻭﺯﯼ ﭘﺪﺭﯼ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻣﺮﮒﮔﻔﺖ: ﻓﺮﺯﻧﺪﻡ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺳﻪ ﻭﺻﯿﺖ ﺩﺍﺭﻡ امیدوارم ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺳﻪ ﻭﺻﯿﺖ ﻣﻦ ﺗﻮﺟﻪ ﮐﻨﯽ.1.ﺍﮔﺮ ﺧﻮﺍﺳﺘﯽ ﻣﻠﮑﯽ ﺑﻔﺮﻭﺷﯽ ﺍﺑﺘﺪﺍ ﺩﺳﺘﯽ ﺑﻪﺳﺮﻭ ﺭﻭﯾﺶ ﺑﮑﺶ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﻔﺮﻭﺵ.2.ﺍﮔﺮ ﺧﻮﺍﺳﺘﯽ ﻗﻤﺎﺭ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﻨﯽ ﺳﻌﯽ ﮐﻦ ﺑﺎ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﻗﻤﺎﺭ ﺑﺎﺯ ﺷﻬﺮ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﻨﯽ .3.ﺍﮔﺮ ﺧﻮﺍﺳﺘﯽ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﯾﺎ ﺍﻓﯿﻮﻧﯽ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﻨﯽ ﺑﺎ ﺁﺩﻡ ﺑﺰﺭﮔﺴﺎﻟﯽ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﻦ !ﻣﺪﺗﯽ ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﺮﮒ ﭘﺪﺭ، ﭘﺴﺮ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﺮﻓﺖ ﺧﺎﻧﻪﭘﺪﺭﯼ ﺭﺍ ﺑﻔﺮﻭﺷﺪ ﭘﺲ ﺑﻪﻧﺼﯿﺤﺖ ﭘﺪر ﺁﻥ ﻣﻠﮏ ﺭﺍ ﺳﺮ ﻭ ﺳﺎﻣﺎﻥ ﺩﺍﺩ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﺗﻤﺎﻡ ﮐﺎﺭ ﺩﯾﺪﺧﺎﻧﻪ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺯﯾﺒﺎ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺣﯿﻒ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻔﺮﻭﺷﺪ ﭘﺲﻣﻨﺼﺮﻑ ﺷﺪ.ﺑﻌﺪ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻗﻤﺎﺭ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﻨﺪ ﭘﺲ ﺍﺯ ﭘﺮﺱ ﻭ ﺟﻮﯼﻓﺮﺍﻭﺍﻥ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﻗﻤﺎﺭ ﺑﺎﺯ ﺷﻬﺮ ﺭﺍ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩ .ﺩﯾﺪ ﺍﻭ ﺩﺭ ﺧﺮﺍﺑﻪ ﺍﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻋﻠﺘش را ﭘﺮﺳﯿﺪﮔﻔﺖ:ﻫﻤﻪ ﺩﺍﺭﺍﯾﯿﻢ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻗﻤﺎﺭ ﺑﺎﺧﺘﻪ ﺍﻡ!ﺩﺭ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺑﻪ ﻋﻤﻖ ﻧﺼﺎﯾﺢ ﭘﺪﺭﺵ ﭘﯽ ﺑﺮﺩ.و میخواستﺑﺎ ﻣﺮﺩ ﭘﻨﺠﺎﻩ ﺳﺎﻟﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﭘﺪﺭ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﺶﺑﻮﺩ ﺩﻭﺩ ﺭﺍ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﻨﺪ ﻭ شروع هم كرد و اتفاقاً معتاد قابلى هم شد و گند زد به داستان ما!

    Well-loved. Like or Dislike: Thumb up 7 Thumb down 0

  5. کیان جان, خیلی خوشحالم که بلخره موفق شدی, خیلی دلمون برای جوک های خوبت تنگ شده بود. 🙂

    Well-loved. Like or Dislike: Thumb up 6 Thumb down 0

  6. Kian گفت:

    ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﺍﺣﺴﺎﻥ ﻋﻠﯿﺨﺎﻧﯽ ﻣﻨﻮ ﺗﻮ ﺑﺮﻧﺎﻣﺶ ﺩﻋﻮﺕ ﮐﻨﻪ
    ﺑﻌﺪﺵ ﺍﺯﻡ ﺑﭙﺮﺳﻪ ﺁﺧﻪ ﭼﺮﺍ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﯼ ﺍﯾﻦ ﺩﺧﺘﺮﺍ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺭﻭ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺟﻮﺍﺏ ﺭﺩ ﺩﺍﺩﯼ،
    ﭼﺮﺍ ﺑﺎﻫﺎﺷﻮﻥ ﺭﻓﯿﻖ ﻧﺸﺪﯼ …
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    ﺍﻭﻧﻮﻗﺖ ﺍﺷﮏ ﺗﻮ ﭼﺸﻤﺎﻡ ﺣﻠﻘﻪ ﺑﺰﻧﻪ ﺑﻌﺪﺵ ﺑﮕﻢ
    ﺍﺣﺴﺎﻥ ﺟﺎﻥ … ﻣﻦ … ﻣﻦ … ﺑﺎ ﺧﺪﺍ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﮐﺮﺩﻡ …

    ——————————————————————————–

    واکنش دختر ها بعد از مشاهده ی میمون بالای درخت :
    – وای اون میمون رو ببین مهسا …. ای جوووونم چه نازه …
    + آره …. خییییلی بامزه و جیگره بذار یه عکس ازش بگیرم
    .
    .
    .
    .
    حالا واکنش پسر ها بعد از مشاهده ی میمون بالای درخت :
    – هوی اکبر بابات واسه چی بالای درخته ؟ 😐
    + منتظر عمته 😐

    ——————————————————————————–

    مورد داشتیم دختره رفته پمپ بنزین یارو بهش گفته ازاد یا دولتی دختره گفته پیام نورم…
    دونفر سکته کردن یک نفر غش کرده دولتم سهمیه بنزینه جایگاه رو قطع کرد

    ——————————————————————————–

    پسره :
    بوا یخچال کی ساخت؟
    باباش : نیدونم
    رادیونه کی ساخت؟
    باباش : نیدونم
    ماشینه کی ساخت؟
    باباش : نیدونم
    مادره : بچه کمتر سوال بپرس بواته خسته نکن !
    باباش :
    ولش کن بذار سوال کنه معلوماتش بره بالا …

    ——————————————————————————–

    ﺩﯾﻨﮓ ﺩﯾﻨﮓ …
    ﮔﻮﺷﯿﻮ ﺑﺮ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﮐﯽ sms ﺩﺍﺩﻩ
    new masseg from kambiz !!!
    ﺧﺪﺍﯾﺎ ﮐﺎﻣﺒﯿﺰ ﻧﺪﺍﺷﺘﯿﻢ ﺗﻮ ﻣﺨﺎﻃﺒﯿﻦ …
    ﻓﻮﺭﺍ ﺑﺎﺯﺵ ﮐﺮﺩﻡ ….ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ …
    ﺳﻼﻡ ..ﻣﻦ ﺍﯾﺮﺍﻧﺴﻠﻢ … ﺧﺨﺨﺦﺥ … ﺍﻧﻘﺪ ﻭﺍﺱ ﻣﻦ ﺷﺎﺥ
    ﺷﺪﯼ ﮐﻪ ﭘﯿﺎﻣﺎﻣﻮ ﻧﺨﻮﻧﺪﻩ ﭘﺎﮎ ﻣﯿﮑﻨﯽ … ﮐﻮﺭ ﺧﻮﻧﺪﯼ …ﺧﺐ ﺣﺎﻻ ﺑﮕﻮ ﺑﯿﻨﻢ ﺗﻮ ﻣﺴﺎﺑﻘﻪ ﺷﺮﮐﺖ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﯾﺎ ﻧﻪ !!!!

    ——————————————————————————–

    چند دروغ رایج بین ما ایرانیان ؛
    ۱-کار که عار نیست!
    ۲-پول که شخصیت نمیاره!
    ۳-فکر کردی چی ، مملکت قانون داره!
    ۴-تلاش کنی به هرچی که بخوای میرسی!
    ۵- پول چرک کف دسته!
    ۶-بچه دختر ، پسرش فرق نمیکنه!
    ۷-و پر کاربردترین دروغ ، پشت تلفن”اونم سلام میرسونه”
    ——————————————————————————–

    بابام با ماشین تصادف کرده
    زنگ زده به من فحش میده
    می گم چی شده ؟ میگه تصادف کردم !
    می گم چرا به من فحش می دی؟
    میگه : وقتی تصادف کردم داشتم به تو فک می کردم

    ——————————————————————————–

    زنه یه سیمکارت جدید میخره میخاسته شوهرشو سورپرایز کنه، از تو آشپزخونه به شوهرش اس میده:
    سلام عزیزم خوبی؟ شوهرش جواب میده: سلام گلم
    خودم بهت زنگ میزنم….الان عنتر خانوم تو آشپزخونه ست!!!

    ——————————————————————————–

    تلویزیون داره میگه :
    جوونا باید مسیر زندگیشونو مشخص کنن تا موفق بشن …
    یهو مامانم برگشته میگه :
    مسیرشون مشخصه دیگه …
    اینترنت ..آشپزخونه…
    اینترنت…دستشویی…
    اینترنت…تخت خواب …!!

    ——————————————————————————–

    ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺯﻧﮓ ﺯﺩﻩ ﺑﻪ ﺗﻌﻤﻴﺮﮐﺎﺭ ﮐﻮﻟﺮ ﻣﻴﮕﻪ
    ﺁﻗﺎ ﮐﻮﻟﺮﻣﻮﻥ ﺧﺮﺍﺏ ﺷﺪﻩ میاین ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻌﻤﻴﺮ؟
    ﺗﻌﻤﻴﺮﮐﺎﺭ : ﺧﺎﻧﻢ ﮐﻮﻟﺮﺗﻮﻥ ﺁبیه؟
    ﺩﺧﺘﺮ : ﻓﻘﻂ ﺩﻭﺭﺵ ﺁﺑﻴﻪ ﻭﺳﻄﺶ ﺳﻔﻴﺪﻩ !
    ﺧﺪﺍﻳﺎ ﺧﻮﺩﺕ ﺍﻳﻨﻮ ﺑﺬﺍﺭ ﺗﻮ ﺍﻭﻟﻮﻳﺖ . . .

    ——————————————————————————–

    آب نیترات دار – نان جوش شیرین دار – برنج آرسنیک دار – سبزیجات با فاضلاب – میوه ها با کود شیمیایی و سموم دز بالا – لبنیات با وایتکس و روغن پالم – گوشت تاریخ مصرف گذشته – مرغ هورمونی -آلودگی هوا – پارازیت -امواج موبایل و پراید و سقوط هواپیما ….
    خداییش تصادفی زنده ایم

    ——————————————————————————–

    به سلامتی دخترای قدیم که کدبانو بودن و از پس کارای خونه برمیومدن، صداشونم در نمیومد!
    نه دخترای الان که اگه در نوشابه رو باز کنه و دستش زخم بشه!
    تو فیسبوکش مینویسه :امروز مرگو با چشام دیدم 😐

    ——————————————————————————–

    ////// ﺗﺴﺖ ﺟﺎﻟﺐ ﺷﺨﺼﯿﺖ ﺷﻨﺎﺳﯽ \\\\\
    .
    .
    .
    ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ۴ﺗﺎﺣﯿﻮﻭﻥ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺍﺯ ﯾﻪ ﺩﺭﺧﺖ ﻧﺎﺭﮔﯿﻞ ﺑﺮﻥ ﺑﺎﻻ :

    ۱ ﺷﯿﺮ

    ۱ ﻣﯿﻤﻮﻥ

    ۱ﺯﺭﺍﻓﻪ

    ۱ ﺳﻨﺠﺎﺏ

    ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﻣﺴﺎﺑﻘﻪ ﺑﺪﻥ ﻛﻪ ﻛﺪﺍﻡ ﯾﻚ ﺑﺮﺍﯼ ﭼﯿﺪﻥ ﯾﻚ ﻣﻮﺯ ﺍﺯﺩﺭﺧﺖ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﺳﺮﯾﻊ ﺗﺮ ﺑﺎﻻ ﻣﯽﺭﻭﺩ
    ﻓﻜﺮ ﻣﯿﻜﻨﯽ ﻛﺪﺍﻣﯿﮏ ﺑﺮﻧﺪﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ؟
    ﭘﺎﺳﺦ،ﺑﺎﺯﮔﻮ ﻛﻨﻨﺪﻩ ﺷﺨﺼﯿﺖ ﺗﻮﺳﺖ
    ﭘﺲ ﺑﺎ ﺩﻗﺖ ﻓﻜﺮ ﻛﻦ
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .

    ﭘﺎﺳﺦ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺯﯾﺮ ﺑﺒﯿﻨﯿﺪ
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    ﺍﮔﺮ ﭘﺎﺳﺦ ﺗﻮ:
    ﺷﯿﺮ ﺍﺳﺖ = ﺧﺴﺘﻪ ﻭ ﻛﺴﻞ ﻫﺴﺘﯽ
    ﻣﯿﻤﻮﻥ = ﮔﯿﺞ ﻫﺴﺘﯽ
    ﺯﺭﺍﻓﻪ = ﻛﺎﻣﻼٌ ﺗﻌﻄﯿﻞ ﻫﺴﺘﯽ
    ﺳﻨﺠﺎﺏ = ﻧﺎﺍﻣﯿﺪ ﻫﺴﺘﯽ

    ﭼﺮﺍ؟
    ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻨﻜﻪ:

    ﺩﺭﺧﺖ ﻧﺎﺭﮔﯿﻞ ﻛﻪ ﻣﻮﺯ ﻧﺪﺍﺭﺩ !!
    ﺣﺘﻤﺎ ﻟﯿﺴﺎﻧﺴﻢ ﻫﺴﺘﻲ!!.

    ——————————————————————————–

    امروز 24 اوت هست ۱۹۳ سال پیش در چنین روزی در یک خانواده فقیر انگلیسی پسری دنیا آمد که نام او را ادوارد نهادند.
    در دوران کودکی تفاوت فاحشی با هم سن و سالاناش نداشت.
    دوران ابتدائی را با مشقت پشت سر گذاشت و سپس ترک تحصیل کرد.
    او در یک مغازه تعمیر کیف و کفش شروع به کار کرد.
    در ۲۱ سالگی به سربازی رفت
    بعدش دیگه خبری ازش ندارم
    خیال نکنم پخی شده باشه.

    ——————————————————————————–

    ﺩﺧﺘﺮ ﻋﻤﻮﻡ ﺩﺍﺷﺖ ﺷﻮﻫﺮﺷﻮ ﺻﺪﺍ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﻣﯿﮕﻔﺖ :
    ﭘﯿﺸﯿﻪ ﻣﻦ ..
    ﻣﻮﺷﯽ …
    ﺟﻮﺟﻮﯼ ﻣﻦ …
    ﺑﻌﺪ ﺑﻪ ﻣﻦ ﮔﻔﺖ : بهرام ﻭ ﺻﺪﺍ ﮐﻦ …
    ﻣﻨﻢ ﺑﻠﻨﺪ ﮔﻔﺘﻢ : ﺣﯿﻮﻭﻭﻥ ﺧﺎﻧﻤﺖ ﮐﺎﺭﺕ ﺩﺍﺭﻩ !!!
    ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻢ ﭼﺮﺍ ۶ ﻣﺎﻫﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﻋﻤﻮﻡ ﺑﺎﻫﺎﻡ ﺣﺮﻑ ﻧﻤﯿﺰﻧﻪ !!! ﻣﮕﻪ
    ﭘﯿﺸﯽ ﻭ ﻣﻮﺷﯽ ﻭ ﺟﻮﺟﻮ ۳ ﺗﺎﺷﻮﻥ ﺣﯿﻮﻭﻥ ﻧﯿﺴن ؟؟؟؟

    ——————————————————————————–

    مامانم میگه تو ِکى میخواى بزرگ شى؟! من همسِنِ تو بودم حامله بودم!!!
    منم گفتم مامان منم میتونم اما فکر آبروتونم
    هیچى دیگه الان دستم تا زانو تو گچه 😐

    ——————————————————————————–

    فرمون دادن پسرها:
    بیا بیا بشکون بیا بیا برگردون حله داداش…
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    فرمون دادن دخترا:
    بیا بیا بیا نه! اینطوری نیا! برو جلو! بیا بیا بیا بیا،نه!!! برو جلو از اول! بیا بیا واااای نیا(خورد به ماشین بغلی)

    ——————————————————————————–

    یکى از فانتزیام اینه که یه روز پشت تلفن توى جمع بگم خودمو با اولین پرواز مى رسونم

    ——————————————————————————–

    مسئولین اعلام کردن فعلا شیر پرچرب نخرید توش روغن نباتی پیدا شده،
    فعلا روغن نباتى نخرید توش آب پیدا شده،
    آب نیاشامید توش آهک هست،
    آهک براى ساخت و ساز استفاده نکنید توش آرد ریختن،
    نان ! نان نخورید توش گچ هست براى سلامتى ضرر داره،
    گچ نخرید آخه توش نمک هست ساختمون هاتون خراب میشه!
    نمک مصرف نکنید اصلا! توش وایتکس هست براى اینکه سفیدتر بشه،
    وایتکس فعلا اصلا استفاده نکنید فایده نداره توش شیر ریختند آخه،
    شیر هم که از همون اول اخطارشو دادیم.
    از ما گفتن بود…

    پس چکار کنیم؟

    یک سفر با هواپیمای ملی برین آب و هوایی عوض کنین.

    ——————————————————————————–

    مرگ دست خداست، شیر و پنیر و روغن و پراید و هواپیما و ….. فقط وسیله اند

    ——————————————————————————–

    ﺑﻌﻀﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺩﺧﺘﺮﺍ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﮐﺎﺭ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﺎ ﺩﺳﺘﮕﺎﻩ ﻋﺎﺑﺮ ﺑﺎﻧﮏ
    ﻫﻤﭽﯿﻦ ﻗﯿﺎﻓﻪ ﻣﯿﮕﯿﺮﻥ ﻭ ﻟﻔﺖ ﻣﯿﺪﻥ ﮐﻪ ﺍﻧﮕﺎﺭ
    ﺩﺍﺭﻥ ﺳﺎﯾﺖ ﺑﺎﻧﮏ ﻣﺮﮐﺰﯼ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﺭﻭ ﻫﮏ ﻣﯿﮑﻨﻦ !!!
    ﺷﺎﺭﮊ ﺍﯾﺮﺍﻧﺴﻠﺘﻮ ﺑﺨﺮ ﺳﻴﺮﺍﺑﻲ،
    ﻣﻠﺖ ﮐﺎﺭ ﻭ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺩﺍﺭﻥ !!!

    ——————————————————————————–

    ﺭﻓﺘﻢ ﯾﻪ ﺳﯿﻤﮑﺎﺭﺕ ﺭﺍﻳﺘﻞ ﺧﺮﯾﺪﻡ
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    ﺍﯾﺮﺍﻧﺴﻞ ﺑﻬﻢ ﺍﺱ ﺩﺍﺩﻩ : ﻓﮑﺮ ﻧﻤﯿﮑﺮﺩﻡ ﺑﻬﻢ ﺧﯿﺎﻧﺖ ﮐﻨﯽ !
    ﻭﺍﺳﺖ ﻣﺘﺄﺳﻔﻢ !
    ﺑﺎﯼ

    ——————————————————————————–

    یه ضرب المثل آلمانی هست که میگه:
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    Idohs lokso nok lobahg maziza
    معنیش اینه: تو برام خیلی عزیزی!
    جالب اینجاست که آلمانیش رو از راست به چپ بخونی همینو میگه !

    ——————————————————————————–

    صد سال بعد…
    .
    .
    .

    دانش آموزانی که دارند تاریخ می خونند
    به سال هایی می رسند که ما توش زندگی کردیم
    تند تند ورق می زنند صفحات را…!
    معلمشون هم میگه:
    اینجاهای کتاب مهم نیست؛
    ازش سؤال نمیاد!!
    ——————————————————————————–

    ——————————————————————————–

    Well-loved. Like or Dislike: Thumb up 6 Thumb down 1

  7. Kian گفت:

    مورد داشتیم دختره از پایین به زرافه نگاه می کرده،
    بعد زرافه از پایین به کلیپس دختره نگاه می کرده!

    مورد داشتیم پسره تو صف بانک به دختره گفته چند نفر جلوتن؟
    دختره برگشته گفته: والا دو تا خواهر بزرگتر دارم که جلوم هستن ولی اشکال نداره اگه می خوای بیا منو بگیر!

    دوستم را بعد از چند سال دیدم. از زندگیش پرسیدم و این که آیا ازدواج کرده یا نه؟ گفت آره.
    پرسیدم با کی؟!

    گفت ویشکا آسایش رو می شناسی؟
    ذوق زده گفتم آره.
    گفت من با خواهرش ازدواج کردم. اسمش هست: “هیچگاه آسایش”!

    من اگه متولد نیویورک بودم…



    wow من نتونست ادامه داد
    من کیلی فارسی بلد نیست

    یه بار رفته بودم ایتالیا…



    می دﻭﻧﻢ ﺍﻻﻥ همه توﻥ می خواهید ﺑﮕﯿﺪ مردک! ﺗﻮ ﺗﺎ ﺣﺎﻻ ﺍﺯ ﺷﺎه عبدﺍﻟﻌﻈﯿﻢ اون ورﺗﺮ ﻧﺮﻓﺘﯽ، چه طوری ﺭﻓﺘﯽ ﺍﯾﺘﺎﻟﯿﺎ؟
    ﺩﺭﺳﺖ ﺣﺪﺱ ﺯﺩﯾﺪ، ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺍﻣﺘﺤﺎﻧﺘﻮﻥ می کرﺩﻡ!

    Well-loved. Like or Dislike: Thumb up 9 Thumb down 0

  8. Kian گفت:

    میگن زیبارویان بی وفایند. خدایی شما این شایعات رو راجع به من باور می کنید؟

    .
    ﯾﻪ شاﺭﮊ 5ﺗﻮمانی ﺑﺨﺮﯾﺪ، ﺑﻌﺪ ﺭﻣﺰش رو برای من ﺑﻔﺮﺳﺘﯿﺪ. ﺍﻣﺸﺐ ﺧﺒﺮ ﺧﻮﺑﯽ خواهید شنید.
    من هم ﺍﻭﻝ ﺑﺎﻭﺭﻡ ﻧﺸﺪ… ﺧﯿﻠﯽ ﻋﺠﯿﺒﻪ، ﺣﺘﻤﺎ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﮐﻨﯿﺪ!
    .

    ﻧﻪ ﮐﻪ ﻣﺎ «ﻣﻐﺰ» ﻧﺒﺎﺷﯿﻢﻫﺎ، ﻧﻪ. ﻣﺎ ﻓﻘﻂ ﺧﺴﺘﻪﺗﺮ ﺍﺯ ﺍﻭﻧﯽ
    ﻫﺴﺘﯿﻢ ﮐﻪ «ﻓﺮﺍﺭ» ﮐﻨﯿﻢ. ﺑﺎﺯ ﺍقلا اگر «ﻗِﻞ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﻣﻐﺰﻫﺎ» ﺑﻮﺩ ﻣﺎ ﻫﻢ ﻣﺸﺎﺭﮐﺖ ﻣﯽﮐﺮﺩﯾﻢ!

    .

    دیشب با پورشه از الهیه رد می شدم، یه بچه پرید جلوی ماشین. همچین زدم رو ترمز که پتو پاره شد!

    .

    شوهر: دوستت دارم.
    زن: منم دوستت دارم.
    مرد: ثابتش کن. داد بزن تا همه دنیا بفهمن.
    زن کنار گوشش زمزمه می کند: دوستت دارم!
    مرد: چرا آروم برام زمزمه می کنی ؟
    زن: چون تو همه دنیای منی



    و این گونه بود که مرد بیچاره گول خورد و یه سرویس طلا رفت تو پاچش!

    .

    دو ضرب المثل آپدیت شده:
    پیتزا نخورده و دهن سسی!

    از قدیم گفتن: کبوتر با کبوتر، چیپس با ماست!

    .

    ﻭﺍقعا ﺍﺭﺯﺵ ﺧﻮاﻧﺪﻥ ﺭﻭ ﺩﺍﺭﻩ…



    ﻭلی ﺣﺎﻝ ﻧﻮﺷﺘﻨﺶ نیست!
    خسته ام می فهمی؟ خسته!

    Well-loved. Like or Dislike: Thumb up 8 Thumb down 1

  9. طرف زن دوستش فوت میکنه میخواد با دوستش اظهار همدردی کنه… نمیدونه چی بگه ،میگه:
    .
    .
    .
    خدا بیامرزدش، فقط زن تو نبود! زن هممون بود!

    Well-loved. Like or Dislike: Thumb up 8 Thumb down 0

  10. ﻣﻮﺭﺩ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﺗﻮ ﺧﻮﺍﺳﺘﮕﺎﺭﯼ ﭘﺪﺭﻩ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺍﺯ ﭘﺴﺮﻩ
    ﭘﺮﺳﯿﺪﻩ :
    ﺷﻐﻠﺖ ﭼﯿﻪ ؟
    ﭘﺴﺮﻩ ﮔﻔﺘﻪ : ﻭﮐﯿﻠﻢ
    ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺁﺷﭙﺰﺧﻮﻧﻪ ﺩﺍﺩ ﺯﺩﻩ ” ﺑﺎ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﭘﺪﺭﻭﻣﺎﺩﺭﻡ
    ﺑﻌﻠﻪ

    Like or Dislike: Thumb up 4 Thumb down 0

  11. فقط یه ایرانیه که به کار ها و رفتار خودش نگاه میکنه بعد برای فرهنگ ملتش اظهار تاسف میکنه

    Like or Dislike: Thumb up 3 Thumb down 0

  12. خانم مسني با نوه اش میرن دکتر
    دکتر: برو تو اتاق کناري لباستو درآر براى معاینه تا من بيام.
    دخترجوان: مریض مادر بزرگمه آقاى دكتر.
    دکتر: آهان، پس مادر جان دهنتو بازکن بگو آآ

    Like or Dislike: Thumb up 4 Thumb down 1

  13. Kian گفت:

    در سال اول ازدواج به قدری همسرم را دوست داشتم

    که وقتی نگاهش میکردم دلم میخواست بخورمش

    در سال دوم دائم به خودم میگفتم کاش همون سال اول خورده بودمش!!

    12.gif (384×13)

    یه مقاله خوندم توش نوشته بود:

    بعد از هر ۲۰ دقیقه کار با کامپیوتر،۲۰ ثانیه به یه جای دور نگاه کن!

    از همینجا خدمت صاب مقاله سلام عرض میکنمو میگم:

    آخه عزیز من !

    من اگه میدونستم ۲۰ دقیقه دیگه کِی میشه،

    که ۴ بار چاییم سرد نمیشد!!

    12.gif (384×13)

    دقت کردین؟ پسرا هرموقع میخوان دعوا کنن محله ی خونشون میره پایین شهر اما اگه بخوان مخ یک دخترو بزنن محله هاشون به بالای شهر ارتقا پیدا می کنه!!!

    12.gif (384×13)

    مردها مهربانند و زنها خودخواه..! . . . خیلی از زنها حاضر نیستند به مردی که نمیشناسند کمک کنند ولی تقریبأ همه مردها حاضرند حتی واسه زنهای غریبه هم بمیرن..!!! چقدر این مردا آقان!

    12.gif (384×13)

    یه روز یه آقایی نشسته بود و روزنامه می خوند که یهو زنش با ماهیتابه می کوبه توی سرش.

    مرده می گه: برای چی این کارو کردی؟
    زنش جواب میده به خاطر این زدمت که تو جیب شلوارت یه کاغذ پیدا کردم که توش اسم سامانتا نوشته شده بود.
    مرده می گه: وقتی هفته پیش برای تماشای مسابقه اسب دوانی رفته بودم، اسبی که روش شرط بندی کردم اسمش سامانتا بود. زنش معذرتخواهی می کنه و میره.
    نتیجه اخلاقی ۱: خانم ها همیشه زود قضاوت می کنند.
    سه روز بعدش مرده داشته تلویزیون تماشا می کرده که زنش این بار با یه قابلمه بزرگ دوباره می کوبه تو سرش!
    مرده وقتی به خودش میاد می پرسه: چرا منو زدی؟
    زنش جواب می ده: آخه اسبت زنگ زده بود!
    نتیجه اخلاقی ۲: خانم ها همیشه درست حس می کنن.

    Well-loved. Like or Dislike: Thumb up 6 Thumb down 0

  14. Kian گفت:

    رفتم مغازه، می گم ببخشید تخمه دارید؟
    می گه کیلویی؟
    گفتم پـَـ…
    یهو داد زد: خفه شو! چیه شما جوونا یاد گرفتین می گین پـَـ نه پَــ؟!
    گفتم پنیرم می خواستم!
    بدبخت کلی عذر خواهی کرد گفت: پنیر کیلویی بدم؟
    گفتم پـَـ نه پَــ! متری بده! بعد در رفتم!
    .

    ﺍﺑﻮﺍﻟﻤﻌﺎﻟﯽ ﮐﯿﮑﺎﻭﻭﺱ ﺑﻦ ﺍﺳﮑﻨﺪﺭ ﺑﻦ ﻗﺎﺑﻮﺱ ﺑﻦ ﻭﺷﻤﮕﯿﺮ
    ﺍﮔﻪ ﺍﻻﻥ ﺯﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺍﯾﻤﯿﻠﺶ ﺍﯾﻦ ﺷﮑﻠﯽ ﺑﻮﺩ:
    abolmaalikeykavoosebneeskandarebneghaboosebnevoshmgir@yahoo
    خوب شد مرد!
    .

    با توجه به این که گلچین روزگار خوش سلیقه است



    خیلی نگران خودمم. می فهمی؟ نگرانم!

    .

    قبول دارید ما از بچگی بازیچه دست این نویسنده ها شدیم؟
    وگر نه کدوم روباهی پنیر می خوره؟!

    .

    ﺍﺯ ﮔﺮﻭﻩ ﺩﺍﻋﺶ ﺑﻪ ﭘﺪﺭﻡ ﺯﻧﮓ ﺯﺩﻥ ﮔﻔﺘﻥ ﻫﺮ ﻭﻗﺖ بغداد ﺭﻭ ﮔﺮﻓﺘﻴﻢ ﺧﻮﺩﻣﻮﻥ ﺑﻬﺖ ﺧﺒﺮ می دﻳﻢ.
    ﺗﻮ ﺍﻳﻦ شبکه خبر رو ول کن بذار ﺑﻘﻴﻪ ﻫﻢ ﺗﻠﻮﻳﺰﻳﻮﻥ ﺑﺒﻴﻨﻦ!

    .

    ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺑﺎ ﺍﯾﻨﺘﺮﻧﺖ ﮐﺎﺭ می کرﺩﻡ ﮐﻪ ﯾﻪ ﺩﻓﻌﻪ ﻭﺍﯼ ﻓﺎﯼ ﻗﻄﻊ ﺷﺪ!
    ﺗﺤﻘﯿﻖ ﮐﺮﺩﻡ، ﺩﯾﺪﻡ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﻗﺒﺾ ﺗﻠﻔﻦ ﺭﻭ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﻧﮑﺮﺩﻩ! ﻣﺮﺩﻡ چه قدر ﺑﯽ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ ﺷﺪﻥ ﺗﺎﺯﮔﯿﺎ!
    .

    ﺗﻌﺮﯾﻒ ﺷﻮﻫﺮ:
    ﺷﻮﻫﺮ ﮐﺴﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻫﻤﻪ ﯼ ﻣﺸﮑﻼﺕ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﺎﺭ ﺗﻮ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ


    ﻣﺸﮑﻼﺗﯽ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺍﻭ ﻧﺒﻮﺩ ﻫﺮﮔﺰ ﭘﯿﺶ ﻧﻤﯽ ﺁﻣﺪ…

    .

    ﺗﻮ ﺧﻴﺎﺑﻮﻥ می خوﺍﺳﺘﻢ ﺭﻓﻴﻘﻤﻮ ﺻﺪﺍ ﮐﻨﻢ، ﺩﺍﺩ ﺯﺩﻡ: الاااااغ…
    6 ،7 ﻧﻔﺮ ﺑﺮﮔﺸﺘﻦ!
    این آمار واسه کشورمون فاجعه است!
    .

    ﯾﻪ ﺳﺮﺑﺎﺯ ﮐﻨﺎﺭﻡ ﺑﻮﺩ
    ﺍﻭﻣﺪﻡ ﺳﺮ ﺻﺤﺒﺖ ﺭﻭ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﺑﺎﺯ ﮐﻨﻢ
    ﮔﻔﺘﻢ ﺳﺮﺑﺎﺯﯼ؟ گفت ﻧﻪ، ﺑﯽ ﺑﯽ ﺧﺸﺘﻢ
    ﻣﺮﺩﻡ ﺍﻋﺼﺎﺏ ﻧﺪﺍﺭﻥ!

    .

    ﺗﻮی بیماﺭﺳﺘﺎﻥ ﺍﺯ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﭘﺮسیدم ﭼﺖ ﺷﺪﻩ؟
    ﺑﺎ ﻫﺰﺍﺭ ﻧﺎﺯ ﻭ ﺍﻓﺎﺩﻩ ﮔﻔﺖ: ﺗﻮی ﺟﻜﻮﺯی ﺑﻮﺩﻡ، ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ بیاﻡ بیرﻭﻥ، ﺧﻮﺭﺩﻡ ﺯمین ﺳﺮﻡ ﺷﻜﺴﺖ. ﺧﻮﺍﻫﺮﺵ ﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﻃﺮﻑ ﺩاد زد گفت: ﺩﺭﻭﻍ می گه، ﺗﻮی ﺻﻒ ﻧﺬﺭی ﻗﺎﺑﻠﻤﻪ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺗﻮی ﺳﺮﺵ!

    .

    تو جاده شمال داشتم می رفتم، یه دفعه یه گاو پرید وسط جاده، زدم رو ترمز و خیلی شاکی دستمو گذاشتم رو بوق، دیدم همین جوری وایساده تو جاده داره نگاه می کنه، اومدم پیاده شم، گاوه یه نگاه به من کرد، یه نگاه به تابلوی محل عبور حیوانات، بعد یه سری تکون داد و رفت!

    .

    ﺩﯾﺮﻭﺯ ﺭﻓﺘﻢ ﻧﻤﺎﯾﺸﮕﺎﻩ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﯾﻪ ﻣﺎﺯﺭﺍﺗﯽ ﺩﯾﺪﻡ. ﺍﯾﻦ ﻣﺎﻩ ﺣﻘﻮﻗﻤﻮ ﺑﮕﯿﺮﻡ


    ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ می رﻡ می بینمش!

    .

    خدایا! یه نگاهی بیانداز ببین کسی با برگ برنده زندگی من دلمه درست نکرده؟!

    Like or Dislike: Thumb up 4 Thumb down 0

  15. Kian گفت:

    ﻣﺎﺷﯿﻦ ﻫﻤﺴﺎﯾﻤﻮن رو ﺩﺯﺩ ﺑُﺮﺩ.
    ﻓﺮﺩﺍﺵ ﺑﺮﮔﺮﺩﻭﻧﺪﻥ ﻭ ﯾﻪ ﻧﺎﻣﻪ ﺗﻮﺵ ﮔﺬﺍﺷﺘﻦ ﮐﻪ ﻣﺎ ﺗﻮﺑﻪ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﻭ ﻣﺎ ﺭﻭ ﺣﻼﻝ ﮐﻦ. ﯾﻪ ﺑﻠﯿﻂ ﻣﺸﻬﺪ هم ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩﻥ ﺗﻮ ﻣﺎﺷﯿﻦ. ﻫﻤﺴﺎیه موﻥ ﺭﻓﺖ ﻣﺸﻬﺪ ﻭ ﺑﺮﮔﺸﺖ، ﺍﻭﻣﺪ ﺩﯾﺪ ﺧﻮنه شو ﺧﺎﻟﯽ ﮐﺮﺩﻥ!

    .

    تلویزیون داره یه برنامه درباره علائم اعتیاد نشون می ده.
    هر علامتی که می گه، مامانم زیر چشمی با شک منو نگاه می کنه!

    .

    رفتم کتابخونه گفتم ببخشید از سعدی چی دارین؟
    می گه کتابشو می خوای؟
    گفتم نه! انگشتری، لباسی، کفشی اگه مونده می خوام!

    .

    قیمت پورشه از ١میلیارد و چهارصد و بیست رسید به ١میلیارد و ششصد و چهل. از فردا بیاین تا ٣ روز پورشه نخریم، تا مسئولین بفهمن نباید این قدر گرون کنن. فقط ٣ روز. خواهش می کنم ازتون. اگه خون ایرونى تو رگهاتونه، دیگر هموطنان رو در جریان بذارید. من که نمی خرم!
    .

    اینایی که از یه آهنگی حرف می زنن، بعد آدم یادش نمیاد شروع می کنن کلشو خوندن و هر چی می گی آهان فهمیدم، وِل کُن نیستن…
    اینا بیمه درمانی بهشون تعلق می گیره؟

    .

    ابروی خر رو برداری آهو می شه؟
    نه خدایی می شه؟
    نمی شه دیگه… نکن برادر من، نکن.
    .

    ﻣﻮﺭﺩ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ پسره رفته خواستگاری؛
    بعد با اجازه ی عروس و داماد، خانواده هاشون رفتن تو اتاق با هم آشنا بشن

    .

    ازدواج رابطه ای بین دو شخص است که در آن یک شخص همیشه درست می گوید و شخص دیگر شوهرش است.

    .

    واسه کسی بمیر که واست تب



    لت بخره! خوب تب کنه که چی بشه؟ واست آب و نون می شه؟ تو قرن اتم هستیم، یه کم واقع بین باش…
    .

    دختره پست گذاشته بود: “وحشی تر از آنم که بتوانی رامم کنی”
    منم واسش نوشتم:هوشـــــــه… اورررررررره… چخه…چخه… بیاه بیاه… آرام باش حیوان!
    نمی دونم چرا بلاکم کرد!

    Like or Dislike: Thumb up 4 Thumb down 0

  16. Kian گفت:

    رفتم ساندویچ گرفتم، دیدم موز هم تو مخلفاتش هست!
    گفتم آقا چرا موز زدی؟
    گفت: گوجه کیلویی 6000، موز 4500، تازه مقوی تر هم هست، ناراحتی؟
    خیلی قانع شدم! خوبه، شما هم بخورید!

    .

    به سلاﻣﺘﯽ ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﺍﺳﻤﻢ ﺑﯿﺎﺩ ﺭﻭ ﻟﺐ ﺭﻓﯿﻘﺎﻡ… ﭘﻮﺯﺧﻨﺪ ﺑﺰﻧﻦ ﻭ ﺑﺎ ﭘﺸﺖ ﺩﺳﺖ ﺍﺷﮑﺎﺷﻮﻧﻮ ﭘﺎﮎ کنن و ﺑﮕﻦ: ﻫﻬﻬﻬﻬﯽ… ﮐﯽ ﻓﮑﺮﺷﻮ می کرد؟



    ﺍﻭﻥ ﭘﻮﺭﺷﻪ ﺧﺮﻳﺪﻩ ﻭ ﻣﺎ ﻫﻨﻮﺯ ﭘﺮﺍﻳﺪ ﺳﻮﺍﺭ می شیم…
    ﭼﯿﻪ؟ فکر ﮐﺮﺩﯼ می خوﺍﻡ بمیرم؟ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﻤﯿﺮﯼ! ﻣﮕﻪ ﺟﺎﯼ ﺗﻮﺭﻭ ﺗﻨﮓ ﮐﺮﺩه اﻡ؟

    .

    مورد داشتیم موقع آفرینش، خدا حال نداشته رو قیافه یارو کار کنه گفته بیا این سوییچ پورشه، برو حال کن…

    .

    همیشه با زبان ساده سخن بگویید تا همه متوجه شوند، چون التزام به معقولیات و انکسار از بدویات در تعبیر آنچه مقتضی است ممارست به عمل نقض نیست.

    .


    این نقطه ضعف منه
    خودم گفتم ولی سوء استفاده نکنیدها!

    .

    ﺑﻌﻀﯽ ﺧﺎنم ها ﺍین قدر ﭘﺎﺷﻨﻪ ﮐﻔﺸﺸﻮﻥ ﺑﻠﻨﺪﻩ ﮐﻪ نمی شه ﺑﮕﯽ ﮐﻔﺸﺖ ﺭﻭ ﺑﭙﻮﺵ، ﺑﺎﯾﺪ ﺑﮕﯽ ﺳﻮﺍﺭ ﺷﻮ ﺑﺮﯾﻢ!

    .

    امروز دست خط بچگیام رو بردم داروخانه بهم استامینوفن داد.

    .

    مامانم گفته اگه تا سه دقیقه دیگه نرم واسه شام، سرمو می کوبه تو کیبورد. می دونم این کار رو نمی کنه، خیلی مهربونه رالزنریعریاریبرتلسخودعنردیحوداخزسیتماد
    .

    خانواده اصلا ربطی به خود آدم نداره. بلال و ذرت مکزیکی و چس فیل رو ببین، همه شون تو یه خانواده بزرگ شدن… طرز تربیت مهمه.

    .

    ﺑﺮﺍﺩﺭ ﻣﻦ ﺳﺮﺩﻩ…
    ﺷﻤﺎ یه ﻛﺎﭘﺸﻦ ﺑﭙﻮﺵ ﭘﺸﺘﺶ ﺑﻨﻮیس، ٦ ﺳﺎﻝ ﺳﺎﺑﻘﻪ ﺑﺪﻧﺴﺎﺯی!
    ﻭﺍﻻ!

    .

    مفید هست؟
    نه، مفید نیست.
    مکالمه ی دوست شیخ مفید با مادر ایشان درب منزل!

    .

    والیبالیست ها اگه استعدادشون کشف نمی شد، الان تنها مزیتشون آوردن قوطی حبوبات از طبقه ی بالای کابینت بود!

    .

    پول شادی نمی خره؟ پول جت اسکی می خره. تا حالا دیدی کسی رو جت اسکی ناراحت باشه؟
    .

    نیم ساعته می خوام برم دستشویی اما بابام تو پذیرایی کمین کرده یکی رد بشه گیرش بیاره تحلیلش رو درباره سوریه بگه!
    .

    رساله توجیه المسائل ايراني ها
    ۱_غيبت… تو روشم مي گم.
    ۲_تهمت… همه مي گن!
    ۳_دروغ… مصلحتى!
    ۴_رشوه… شيرينى!
    ۵_ظلم… حقشه!
    ۶_مال حرام… پيش سه هزار ميليارد هیچه.
    ۷_ربا… همه مي خورن!
    ۸_نگاه به نامحرم… يه نظر حلاله!
    ۹_مجلس حرام… يک شب که هزار شب نمي شه!
    ۱۰_بخل… اگه خدا مي خواست بهش مي داد!

    Well-loved. Like or Dislike: Thumb up 5 Thumb down 0

  17. اكثر مواقع فقط خودت ميدونى سكوتت چقدر معنا داره، بقيه اصلاً حواسشون نيست ساكتى

    Like or Dislike: Thumb up 4 Thumb down 0

  18. Kian گفت:

    پرواز با شركت هواپيمائی آذربايجان شوروی !!!

    Well-loved. Like or Dislike: Thumb up 5 Thumb down 0

  19. خندیدن به اشتباهاتتان میتواند عمرتان را طولانی کند . . .
    ” شکسپیر ”

    خندیدن به اشتباهات همسرتان میتواند عمرتان را تمام کند . . .
    ” همسر شکسپیر”

    Like or Dislike: Thumb up 4 Thumb down 0

  20. Kian گفت:

    شب ها 99ﺩﺭﺻﺪ ﻣﻐﺰﻡ ﻣﻮﺍﻓﻘﻪ ﺑﺨﻮﺍﺑﻢ، ﺍﻣﺎ ﺍﻭﻥ ﯾﮏ ﺩﺭﺻﺪ ﺑﺎقی مونده می گه: ﺑﯿﺎ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ این که ﭼﺮﺍ ﭘﻨﮕﻮئن ها ﺯﺍﻧﻮ ﻧﺪﺍﺭﻥ ﻓﮑﺮ کنیم!

    .

    ﭘﻮﻝ ﺑﺮﻕ ﺭﻭ ﻧﺪﺍﺩﻩ ﺑﻮﺩﯾﻢ، ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺍﻭﻣﺪﻥ ﮔﺎﺯ ﺭﻭ ﻗﻄﻊ ﮐﺮﺩﻥ…
    ﮔﻔﺘﻢ ﺁﺧﻪ ﭼﺮﺍ ﮔﺎﺯ ﺭﻭ ﻗﻄﻊ ﮐﺮﺩﯾﻦ؟
    ﮔﻔﺖ: ﮐﻤﺮﻡ ﺩﺭﺩ می کنه، نمی توﻧﻢ ﺍﺯ ﺗﯿﺮ ﺑﺮﻕ ﺑﺎﻻ ﺑﺮﻡ! ﺍﺯ ﻗﯿﺎﻓﻪ ﺍﺕ ﻣﻌﻠﻮﻣﻪ ﭘﻮﻝ ﮔﺎﺯ ﺭﻭ ﻫﻢ ﻧﺪﺍﺭﯼ ﺑﺪﯼ!

    .

    چند ساعت یه بند پای نت بودم هیچیم نشد… تا کتابمو باز کردم،
    گشنه ام شد،
    کلیه هام به کار افتاد،
    خوابم گرفت،
    حالت تهوع گرفتم و…
    کم مونده بود سرطان بگیرم که دیگه کتابمو بستم!
    از سلامتیم که واجب تر نیست!

    .

    به نامزدم زنگ زدم می گم: کجایى؟
    می گه: صف نون سنگک.
    گوشى رو قطع کردم، بهش SMS دادم: عزیزم، ما به هم نمی خوریم، فاصله طبقاتی مون زیاده…
    والا! پس فردا ازم املت می خواد، از کجا بیارم؟!

    .

    به درخت گفتم خوشا به احوالت که در برکه ای چنین زلال لانه نموده ای …



    گفت: حرف نزن، جیشتو بکن گم شو زودتر!
    خیلی درخت بی تربیتی بود!

    .

    ﺁﯾﺎ می دﺍﻧﺴﺘﯿﺪ ﺷﻤﺎ ﺑﺎ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ خانم ها می توﺍﻧﯿﺪ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺕ آن ها ﺭﺍ ﺣﺪﺱ ﺑﺰﻧﯿﺪ؟
    ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻣﺜﺎﻝ ﺍگر یک ﻟﻨﮕﻪ ﺩﻣﭙﺎﯾﯽ در ﺩﺳﺘﺶ ﺑود ﯾﻌﻨﯽ ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﻪ!

    .

    مورد داشتیم پلنگ به دختره حمله کرده، دختره گفته:



    آقا پننگ منو نخول ببین چقد لادرم بزال بلم غذا بخولم چاق بسم چله بسم اونوخ بیام تو منو بخول باچه؟
    می گن پلنگه از اون به بعد گیاه خوار شده!

    .

    اون بی صاحابو بذار کنار مگه فردا امتحان نداری؟



    به زودی در تمام خانه های سراسر کشور.

    .

    ﻣﻮﺭﺩ ﺩﺍﺷﺘﻴﻢ یارو ﺗﻮ ﺟﺎﺩﻩ ﭼﺎﻟﻮﺱ ﺩﻣﺎﻏﺸﻮ ﺍﺯ ﺷﻴﺸﻪ ﻣﺎﺷﻴﻦ ﻛﺮﺩﻩ ﺑﻴﺮﻭﻥ
    ﻳﻪ ﻧﻔﺴﻰ ﺑﻜﺸﻪ… ﭘﻠﻴﺲ ﺭﺍﻩ ﺍﺯ ﭘﺸﺖ ﺑﻠﻨﺪﮔﻮ ﮔﻔﺘﻪ: ﺁﺭﻧﺠﺘﻮ ﺑﺒﺮ ﺗﻮ، ﺧﻄﺮﻧﺎﻛﻪ!

    .

    هزینه عمل دماغ این قدر سنگین شده که پدر و مادرها وقتی می خوان بچه دار بشن می گن دختر پسرش مهم نیست، فقط دماغش سالم باشه!

    .

    ﺩﺍﺭی ﺯیرِ ﺑﺎﺭِ ﻣﺸﻜﻼﺗﺖ ﻟﻪ می شی، می گن ﺑﺮﻭ ﺧﺪﺍ ﺭﻭ ﺷﻜﺮ ﻛﻦ ﺳﺎلمی،
    ﻣﺮیض می شی، می گن ﺧﺪﺍ ﺭﻭ ﺷﻜﺮ ﻛﻦ ﺯﻧﺪﻩ ﺍی،
    می میری، می گن ﺧﺪﺍ ﺭﻭ ﺷﻜﺮ، ﻣﺮﺩ ﺭﺍﺣﺖ ﺷﺪ!
    .

    به سلامتی مادری که دید گوشت تو قابلمه خیلی کمه



    نشست تو آشپزخونه همه شو خورد، گفت بچه ها ببینن دعواشون می شه!

    .

    همش که نمیشه مادرا احساسات به خرج بدن، یه بار هم ضد حال بزنه به بچه اش! والا!

    .

    دوستم رفته خواستگاری، دختره ازش پرسیده واسه تشکیل خانواده می خوای زن بگیری؟
    گفته: بله.
    دختر: خودت خواستی زن بگیری؟
    دوستم: بله.
    دختر: من قبول کنم شما خوشحال می شی؟
    دوستم: بله.
    دختر: شرمنده، من با کسی که سه بار فرصت “پـَـ نه پَــ” رو از دست بده ازدواج نمی کنم!

    .

    کشاورزی الاغ پیری داشت که یک روز اتفاقی به درون یک چاه بدون آب افتاد…



    حالشو ندارم باقیشو تعریف کنم، ولی تهش می خواست بگه آدم های خوبی باشید!

    Well-loved. Like or Dislike: Thumb up 5 Thumb down 0

  21. قدیمیه اما هنوزم خنده دار! 🙂

    Well-loved. Like or Dislike: Thumb up 5 Thumb down 0

  22. Kian گفت:

    یادش بخیر٬ زمانی که رئیس ناسا بودم:

    توی ایران که بودم٬ مرتب از اطرافیان می شنیدم همه افرادی که به خارج رفته اند شغل خوبی پیدا کرده اند و پول هنگفتی میگیرند و اوضاع زندگی‌ شان حسابی توپ توپ شده.

    شنیده بودم که همه دانشمندان و متخصصین ایرانی جذب مراکز تحقیقاتی مهم امریکا میشوند. اصلا همین تکنولوژی و پیشرفت خارجی‌ها را که می بینید همه بخاطر جذب جوانان ایرانی است و اگر ایرانی‌ها یک روز قهر کنند و سر کار نروند٬ همه سفینه های فضایی از مدار خارج میشوند و به زمین سقوط میکنند.
    خلاصه درد سرتان ندهم با خودم گفتم ما هم که خودمان سرتا پا نبوغ هستیم و خلاقیت و هوش و ذکاوت از سر و رویمان می باردبهتر است بیاییم خارج و جذب مراکز تحقیقاتی مهم دنیا شویم. هرچی باشد چند کلاس درس خوانده‌ایم و مدرکی داریم. حتما بمحض اینکه از هواپیما پیاده شویم٬ یا مدیر کارخانه مرسدس بنز آلمان میشویم و یا رئیس سازمان فضانوردی امریکا(ناسا).
    خلاصه با این هدف و انگیزه به خارج آمدیم.
    خوشبختانه توی هواپیمایی که به مقصد تورنتو پرواز میکرد با یک هموطن عزیزی آشنا شدم که از سالیان قبل مقیم کانادا شده بود و اطلاعات خوبی در باره زندگی و کاریابی در خارج داشت.
    موقع خداحافظی از او پرسیدم که آیا میداند آدرس ناسا کجاست؟ میخواهم بروم آنجا کار کنم
    آن هموطن عزیز لبخندی زد و گفت من خودم هم توی ناسا کار میکنم و اگر بخواهی تو را هم معرفی میکنم.
    با صمیمیت از او تشکر کردم و آدرس را گرفتم و از هم جدا شدیم وهریک بسمت محل اقامت خود رفتیم
    حالا مگر من خوابم می برد؟
    همه شب بیدار بودم و به کار در ناسا و درآمد هنگفت و زندگی مجلل و خانم های موطلایی و غیره فکر میکردم.
    صبح زود سر و صورت را صفا دادم و یکدست کت شلوار شیک پوشیدم و کراوات و عینک هم زدم و یک کیف سامسونیت هم دستم گرفتم و از هتل بیرون آمدم.
    یک تاکسی گرفتم و از راننده خواستم مرا به آن آدرس ببرد.
    توی راه هرچقدر راننده سعی کرد که با من سر صحبت را باز کند و گپی بزند فایده ای نداشت چون من مثل یک سناتور عقب تاکسی لم داده بودم و با خود فکر میکردم: من از امروز آدم مهمی شده ام و توی ناسا کار خواهم کرد. درست نیست با یک آدم معمولی دردل کنم و یا با او همراهی کنم. بالاخره باید از همین حالا ژست گرفتن را یاد بگیرم.
    وقتی که به مقصد رسیدم چهل دلار کرایه تاکسی را دادم و یک بیست دلاری دیگر هم مثل شاهزاده های عربستان به او انعام دادم که حسابی کف کرد.
    تاکسی که حرکت کرد هرچه گشتم جایی و یا ساختمانی که شبیه ناسا و یا یک مرکز تحقیقاتی باشد را نتوانستم پیدا کنم
    از چند عابر و رهگذر پرسیدم آیا شما میدانید ناسا کجاست؟
    آنها با تعجب میگفتند ناسا که اینجا نیست. ناسا توی امریکاست.
    توی همین گیر و دار بودم که سر و کله همان هموطن عزیز از دور پیدا شد که با دست اشاره میکرد بیا اینجا.
    جلو رفتم دیدم جلوی یک مغازه پیتزا فروشی ایستاده و مثل یک شاطر نانوایی پیشبندی سفید به خودش بسته و یک کلاه مخصوص آشپزها هم سرش گذاشته.
    با خودم گفتم لابد این آقا توی ناسا آشپز است ولی مرا برای مدیریت ناسا به مسولین خودش معرفی کرده. سلام و احوالپپرسی کردیم و وارد پیتزا فروشی مذکور شدیم.
    قبل از اینکه به خود بیایم مرا به قسمت عقبی مغازه هدایت کردند و از من خواستند برای شروع کار فعلا این سیب زمینی ها را پوست بکنم.
    حالا منو میگی؟ با خودم فکر میکردم همه این کارها برای امتحان کردن متقاضیان کاردر ناسا است. با خودم میگفتم حق هم دارند باید متقاضیان ورود به چنین مرکز مهم تحقیقاتی را آزمایش کنند. لابد میخواهند ببینند طرف نق نقو است یا تابع دستورات سازمان. کسی که حاضر نشود دستورات مافوقش را گوش کند فردا تکلیف پرتاب کردن سفینه های فضایی چه میشود؟
    خلاصه دردسرتان ندهم سیب زمینی تمام شد گوجه فرنگی آوردند. نشستم همه گوجه ها را با دقت برایشان قاچ کردم.
    گوجه هم تمام شد فلفل سبز آوردند. آن تمام شد قارچ خرد کردم. قارچ تمام شد یک گونی پیاز آوردند. الحق این یکی کار خیلی سختی بود. در عمرم موقع خرد کردن پیاز اینقدر آبغوره درنیاورده بودم. حسابی اشک از چشم هایم شر و شر سرازیر شده بود ولی با خودم میگفتم:
    گنج خواهی در طلب رنجی ببر
    تو اگر میخواهی رِئیس ناسا بشوی باید از این همه امتحانات سخت سربلند بیرون بیایی.
    خلاصه با هر بدبختی بود آنروز تمام شد و با چشمانی باد کرده و کت و شلواری که مزین به لکه های گوجه فرنگی بود محل کار را ترک کردم و برای استراحت به هتل برگشتم
    شب که شد به ایران زنگ زدم. ننه ام پرسید:
    الهی ننه قربونت بره اونجا گرسنه نمونی؟
    گفتم: نه نگران نباش اینجا همه چیز هست . همین امروز توی ناسا مشغول کار شده ام و بزودی پولدار میشم
    ننه پرسید: ناسا دیگه چیه؟
    گفتم: همون جایی که آپولو و موشک میفرستند کره ماه
    ننه گفت: الهی قربونت برم. مواظب خودت باش. تو خودت یک وقت سوار اون موشکها نشی. تو فقط بشین پشت میز و از همون توی دفترت به خارجی ها دستور بده اونا برند کره ماه.

    Well-loved. Like or Dislike: Thumb up 5 Thumb down 0

  23. خیلی با مزه بود کیان جان, دستت درد نکنه, خیلی خندیدم! 🙂

    Like or Dislike: Thumb up 4 Thumb down 0

  24. Kian گفت:

    پشت هر مرد موفقي هيچي نيست! زرنگ بوده، گول دخترا رو نخورده، چسبيده به زندگيش، پولاشو جمع كرده، زندگيش روبراه شده!

    .

    ﻭﺻﯿﺖ ﯾﮏ ﺩختر:
    ﻏﺴﻠﻢ ﻧﺪهید، آﺭﺍﯾﺸﻢ ﭘﺎﮎ می شه.
    ﻗﺒﺮﻣﻮ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮ ﺑﺴﺎﺯید تا ﮐﻠﯿﭙﺴﻢ ﺟﺎ ﺑﺸﻪ.
    واسه شب های دیگه هم لباس بذارید، لباس شب اول قبرم رو همه دیده اند.

    .

    همه ﭼﻴﺰﺍﯼ ﺧﻮﺏ ﻣﺎﻝ زن هاست…



    ﻧﻤﻮﻧه اﺶ ﻣﺎ مردها!
    خدا سایه مون رو از سرشون کم نکنه!
    .

    وسیله جمع کردن دخترا واسه سفر:
    – عزیزم! پد لاک پاک کن به من می دی دیگه، نیارم؟
    – نه گلم، پد لاک پاک کن یه وسیله شخصیه.
    حالا پسرا:
    – ممد! شورت و پیژامه برندار، من میارم.
    – باشه، پس من هم مسواک میارم!
    .

    یه روز یه پسره بهم زنگ زده… منم همین كه برداشتم صیغه عقد رو خونده، من هم با تعجب گفتم: بله؟!
    هیچى دیگه، اون ور صداى جیغ و هورای ده پونزه نفر می اومد… اصلا ببینید این كمبود چه می كنه!
    خواستم بهتون بگم در جریان باشید مثل من گول نخورید، به جای بله بگید الوو!

    .

    از زمستون خواهشمندم این قدر ادای تابستون رو در نیاره! خودت باش عزیزم.

    .

    وقتی یکی رو می خوای و بهش نمی رسی چه قدر سخته…
    حالا ببین من چی می کشم که چند تا رو می خوام و بهشون نمی رسم! برام فقط دعا کنین…

    .

    ﺑﺮﺍﯾﺖ ﺩﺭ ﺭﻭﯾﺎﻫﺎﯾﻢ ﮔﯿﺘﺎﺭ می زﻧﻢ…



    ﺁﺧﻪ ﺗﻮ ﻭﺍﻗﻌﯿﺖ ﮔﯿﺘﺎﺭ ﻫﻨﻮﺯ ﯾﺎﺩ ﻧﮕﺮفته ام. ﻧﻬﺎﯾﺘﺎ ﺑﺘﻮﻧﻢ ﺑﺎ ﺩﺑﻪ ﺑﺮﺍﺕ ﺑﻨﺪﺭﯼ ﺑﺰﻧﻢ!
    .

    اگه به مامان من ماموریت بدن که هواپیمای گمشده رو پیدا کنه، اولین حرکت میاد به من می گه بلند شو بینم زیر تو نیست؟!

    به یارو می گن تو از زنت می ترسی؟
    می گه نه، ظرفا رو که شستم، خونه رو که جارو کردم، غذا که پختم، زیر بچه رو که تمیز کردم… اونی که کاراش مونده باید بترسه!

    .

    ﻣﻨﻮ ﺍین جوﺭﯼ ﻧﮕﺎﻩ ﻧﮑﻦ، ﺧﯿﻠﯿﺎ ﺣﺎﺿﺮﻥ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮﻡ ﺑﻤﯿﺮﻥ. ﻫﻤﯿﻦ ﻇﻬﺮﯼ دختره بهم پیام ﺩﺍﺩﻩ ﺑﻮﺩ: ﺣﺎﺿﺮﻡ ﺑﻤﯿﺮﻡ ﻭﻟﯽ ﺭﯾﺨﺘﺘﻮ نبینم!
    .

    یکی ﺍﺯ ﺑﺪﺗﺮﯾﻦ ﺍﺗﻔﺎﻗﺎﺕ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺑﭽﮕﯽ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ می خوﺍﺑﯿﺪﯼ ﻭﺳﻂ ﺣﺎﻝ، ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﭼﺸﻤﺎﺗﻮ ﺑﺎﺯ می کرﺩﯼ، می دﯾﺪﯼ ﯾﻪ ﻋﺎﻟﻤﻪ ﻣﻬﻤﻮﻥ ﺩﻭﺭﺕ ﻧﺸﺴﺘﻦ. ﻻﻣﺼﺐ ﻣﮕﻪ می شد ﺁﺩﻡ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﺑﻠﻨﺪﺷﻪ؟! ﻣﻦ ﮐﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺧﻮﺩﻣﻮ ﺗﺎ ۳ ﺳﺎﻋﺖ می زﺩﻡ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﺏ!

    .

    یه روز بابام یه گلدون با گلش خرید آورد گذاشت رو تاقچه. آقا من تا سه روز بهش آب می دادم… روز سوم وقتی از سر کار اومد، گلدونو برداشت، یه سینی با چاقو آورد، شروع کرد به قاچ کردن گلدون. اون جا بود که ما تازه فهمیدیم آناناس چیه!
    (برگرفته از واقعیت های دهه شصت!)

    .

    شب ها 99ﺩﺭﺻﺪ ﻣﻐﺰﻡ ﻣﻮﺍﻓﻘﻪ ﺑﺨﻮﺍﺑﻢ، ﺍﻣﺎ ﺍﻭﻥ ﯾﮏ ﺩﺭﺻﺪ ﺑﺎقی مونده می گه: ﺑﯿﺎ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ این که ﭼﺮﺍ ﭘﻨﮕﻮئن ها ﺯﺍﻧﻮ ﻧﺪﺍﺭﻥ ﻓﮑﺮ کنیم!

    Like or Dislike: Thumb up 3 Thumb down 0

  25. Kian گفت:

    حیف نون شب تو اتوبوس هی از صندلی 3 بلند می شه می ره رو صندلی 13، باز بر می گرده.
    بهش می گن: چه مرگته؟ بخواب دیگه!
    می گه: لعنت به کسی که گفت دو تا صندلی بگیر شب راحت بخوابی!

    .

    ﺑﻪ ﻳﻪ ﮊﺍﭘﻨﯽ ﻭ ﺁﻟﻤﺎﻧﯽ ﻭ ایرانی ﻧﻔﺮی 50 ﺗﺎ ﻣﻮﺯ ﻭ ﻳﮏ ﻣﻴﻤﻮﻥ ﺩﺍﺩﻥ، ﮔﻔﺘﻦ:
    ﺑﺎ ﺩﺍﺩﻥ ﺍﻳﻦ 50 ﺗﺎ ﻣﻮﺯ ﺑﻪ ﻣﻴﻤﻮﻧﺘﻮﻥ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻬﺶ ﺣﺮﻑ ﺯﺩﻥ ﻳﺎﺩ ﺑﺪﻳﺪ.
    ﺍﻭﻣﺪﻥ ﺩﻳﺪﻥ آلمانیه و ﮊﺍﭘﻨﯿﻪ 50 ﺗﺎ ﻣﻮﺯ رﻭ ﺩﺍﺩه اند به میمون هاشون ﺧﻮﺭﺩه اند، هیچی هم ﻳﺎﺩ ﻧﮕﺮفته اند.
    ﺑﻌﺪ ﺭﻓﺘﻦ ﺳﺮﺍﻏﻪ ایرانیه، ﺩﻳﺪﻥ 49 ﺗﺎ ﻣﻮﺯ رﻭ ﺧﻮﺩﺵ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﻭ ﻣﻴﻤﻮﻧﻪ ﺩﺍﺭﻩ ﺑﺎ ﺍﻟﺘﻤﺎﺱ می گه:
    تو رو به ﻗﺮآﻥ ﺍﻭ یکی رو بده به من!

    .

    تو امتحان راهنمایی و رانندگی، سرهنگه به حیف نون گفت روشن کن برو عقب.
    حیف نون روشن کرد، رفت صندلی عقب نشست!
    .

    حیف نون وصیت می کنه: تمام اعضاء بدنم رو پس از مرگم اهدا کنید، به جز مغزم.
    می پرسن چرا؟
    می گه: آخه عکس های خانوادگی توشه!

    .

    فکر کن دخترا برن جبهه:
    – نیلوفر! اون پسره رو بکش.
    – نه، خوشگله، گناه داره!
    – سارا! اون خشاب ها رو پر کن.
    – وایسا لاکم خشک شه!
    – نازنین! پس چراشلیک نمی کنی؟
    – بذار موهامو ببندم!
    – مریم! فردا می ریم خط مقدم.
    – ای وای! من چی بپوشم؟!

    .

    حیف نون می ره سربازی. تو آموزشی بهش می گن: اگه 3 سرباز دشمن آمدند سمتت چی کار می کنی؟ می گه پدر هر 3 تاشون رو در میارم.
    می گن اگه 5 تا آمدند چی؟ می گه آسفالتشون می کنم.
    می گن اگه 10 تا بیان چی؟ می گه می زنم لهشون می کنم.
    می گن آفرین به شجاعتت، حالا اگه 100 نفر بیان و 10 تا تانک داشته باشن و 4 تا هم هواپیما پشتیبانیشون کنن چی؟ می گه: شلوارم رو در میارم می…ینم تو ارتشی که غیر از من کسی رو نداره!
    .

    پسره: بابا، یخچال رو کی اختراع کرده؟
    باباش: نمی دونم.
    – رادیو رو کی ساخته؟
    باباش: نمی دونم.
    – ماشین رو کی اختراع کرده؟
    باباش: نمی دونم.
    مادره: بچه! کمتر سوال بپرس، بابات رو خسته نکن!
    باباش: ولش کن بذار سوال کنه معلوماتش بره بالا!

    .

    از عجایب زن ها:
    وقتی عصبانی می شه به مدت 6 ساعت با سرعت نور حرف می زنه. آخر سر پاشو می اندازه رو اون یکی پاش و می گه: دهنمو باز نکن، بزار ساکت بمونم بهتره!

    .

    حیف نون توی ترافیک گیر می کنه، می گه: ماشاالله! به این می گن عروسی!
    .

    پیامک شوهر به زن: نترس، من از پله های اداره افتادم و خانم جهانپور، من رو که بی هوش بودم رسوند بیمارستان. الان به هوش اومدم، احتمال خونریزی مغزی هست. پای چپ و دنده راستم شکسته.
    زن: خانم جهانپور کیه؟

    ,

    یکی از دلایلی که سرخپوست ها همیشه به قطارها حمله می کردن این بوده که دود قطار به زبون اون ها فحش ناجوری می شه!

    .

    از حیف نون می پرسن: پتروس کی بود؟ می گه: یه کودک فداکار بود که وقتی گرگ به گوسفندانش تو هلند حمله کرد، پیراهنشو آتش زد و رفت زیر تانک و انگشتشو کرد تو سوراخ سد، بعد قطار ایستاد و خرمشهر آزاد شد.

    .

    حیف نون می ره داروخانه قرص ضد بارداری برای خانمش بگیره.
    دکتر می گه چند مدل داریم، اسمشو بگو تا بدهم.
    حیف نون در گوش دکتر می گه: اسمش اکرمه!
    .

    آیا می دونید چرا خرس های قطبی بی سوادن؟
    آخه همیشه برف میاد مدرسه ها تعطیله!

    Like or Dislike: Thumb up 3 Thumb down 0

  26. Kian گفت:

    ﺭﻭﺯی ﺟﻮانی اﺯ اندیشمندی ﭘﺮﺳﻴﺪ ﭼﺮا اﻧﺴﺎن ها این قدﺭ ﺑﺮای ﭘﻮﻝ، ﻫﻤﺪﻳﮕﺮ ﺭا می ﺁﺯاﺭﻧﺪ و ﺑﻪ ﻫﻢ ﺑﺪی می کنند؟
    اندیشمند ﻗﻮطی ﻛﺒﺮیتی اﺯ ﺟﻴﺐ ﺩﺭآﻭﺭﺩ، ﺳﻪ چوب ﻛﺒﺮﻳﺖ ﺭا در دست ﮔﺮﻓﺖ… اما سریعا ﺩﻭ چوب کبریت ﺭا ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺩﺭ ﻗﻮطی ﻧﻬﺎﺩ. ﺁﻥ یک عدد چوب کبریت باقی مانده ﺭا ﻧﺼﻒ ﻛﺮﺩ ﻭ ﺑﺎ ﺁﻥ ﻧﺼﻔﻪ ﻛﻪ ﻧﻮک ﺗﻴﺰی ﺩاﺷﺖ ﻻی ﺩﻧﺪاﻥ ﺧﻮﺩ ﺭا ﺗﻤﻴﺰ ﻛﺮﺩ و ﮔﻔﺖ:

    نمی دانم!

    حیف نون با مایو نشسته بوده سر سجاده!
    بهش گفتن این چه کاریه؟
    گفت می خوام غرق عبادت بشم!

    پسرک توی تاکسی یک شکلات درآورد و خورد و بعد یکی دیگه و پشت بندش یکی دیگه.
    مردی که کنارش نشسته بود بهش گفت: می دونستی زیادی شکلات خوردن برای دندون هات بده؟
    پسرک در جوابش گفت: پدربزرگ من 135 سال عمر کرد.
    مرد کمی فکر کرد و پرسید: یعنی به خاطر خوردن شکلات بود؟
    پسرک: نه، پدربزرگم همیشه سرش به کار خودش بود!

    آقای دست و دلباز به راننده تاکسی می گه: تا میدان امام چند؟ راننده می گه خودت و خانمت 2هزار تومان، بچه هاتم هیچی. آقای دست و دلباز می گه: بابا، شما سوار شین برین، من و مامانتون پیاده میایم!

    حیف نون می ره دبی، سوار تاکسی می شه. وقتی که به نزدیکی مقصد می رسه، نمی دونه چه جوری به عربی بگه توقف کن، رسیدیم، می گه: صدق الله العلی العظیم!

    اسدالله میرزا تو سریال دایی جان ناپلئون در مورد زنش می گه: سال اول اون قدر دوستش می داشتم که می خواستم بخورمش! سال سوم پیشمون شدم که چرا همون سال اول نخوردمش!

    ﭘﺴﺮه ﺭﻓﺖ ﺗﻮی ﮐﻮﭼﻪ، ﺩﻳﺪ ﺩﺍﺩﺍﺵ ﺩﻭﻗﻮﻟﻮﺵ ﺩﺍﺭﻩ ﺗﻮ ﮐﻮﭼﻪ ﺑﺎﺯﯼ می کنه. ﻳﻪ ﺳﻴﻠﯽ ﺧﻮﺍﺑﻮﻧﺪ ﺗﻮ ﮔﻮﺷﺶ و ﮔﻔﺖ: ﺗﻮ این جاﻳﯽ و ﻣﺎﻣﺎﻥ ﺩﻭﺑﺎﺭ ﻣﻨﻮ برد ﺣﻤﻮﻡ؟!

    دختره از پسره می پرسه به قیافم می خوره چند سالم باشه؟
    پسره می گه: 27 سال.
    دختره ناراحت می شه، می گه:
    من 22 سالمه.
    پسره می گه:
    5 سال دیگه به حرفم می رسی، ببین کی بهت گفتم!

    فحش دادن حیف نون:
    انگار از وحشی اومده!
    بلبل درازی هم که می کنی!
    هرچی هم که بزرگ تر می شه گنده تر می شه!
    صداتو برای من داد نزن!
    تو نه تربیت داری نه خانوادگی!

    حیف نون با سرعت از جهنم برمی گشت، بهش گفتن چه خبره؟ گفت یا ابوالفضل! جهنم آتیش گرفته!

    طرف وصیت می کنه: تمام اعضاء بدنم رو پس از مرگم اهدا کنید جز مغزم!
    می پرسن چرا؟
    می گه: عکس های خانوادگی توشه!

    اگر هانیه توسلی و حامد کمیلی با هم ازدواج کنن بچه شون می شه دعای ندبه!

    آﺑﺎﺩﺍﻧﻰ ﺯﻧﮓ می زﻧﻪ ﺑﻪ ﺍﻭﺑﺎﻣﺎ، ﻣﯽ ﮔﻪ: ما می خواهیم ﺑﺎ ﺷﻤﺎ ﺑﺠﻨﮕﯿﻢ.
    ﺍﻭﺑﺎﻣﺎ: ﭼﻨﺪ ﻧﻔﺮﯾﺪ؟
    آﺑﺎﺩﺍﻧﯽ: ﻣﻮ ﻭ ﺩﻭ ﺗﺎ ﮐﻮﮐﺎﻡ ﻭ ﺳﻪ ﺗﺎ ﭘﺴﺮ ﻋﻤﻮﺍﻡ.
    ﺍﻭﺑﺎﻣﺎ: ﺷﻤﺎ 6 ﻧﻔﺮ، ﻣﺎ 4 ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ﺳﺮﺑﺎﺯﯾﻢ… چه طوﺭ ﺑﺎ ﻣﺎ می جنگید؟
    آﺑﺎﺩﺍﻧﯽ: صبر کن ﻓﮑﺮ می کنم ﺟﻮﺍﺏ می دم…
    ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺩﻗﺎﯾﻘﯽ آﺑﺎﺩﺍﻧﻰ ﺗﻤﺎﺱ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ: ﻣﺎ ﻧﻤﯽ ﺟﻨﮕﯿﻢ.
    ﺍﻭﺑﺎﻣﺎ: ﺗﺮﺳﯿﺪﯾﺪ؟
    آﺑﺎﺩﺍﻧﯽ: ﻧﻪ ﻭﻟﮏ، ﺟﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﻓﻦ 4 ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ﻧﻔﺮ ﻧﺪﺍﺭﯾم!

    حیف نون می ره باغ وحش، جلوی قفس میمونه شروع می کنه به ادا در آوردن که میمونه هم تکرار کنه… میمونه می گه: به جای این عنتر بازی ها بگو چه جوری فرار کردی که من هم فرار کنم!

    Like or Dislike: Thumb up 3 Thumb down 0

  27. Kian گفت:

    دیشب اینترنت قطع بود، کلی کار کردم.
    بعدش هم ظرف ها رو شستم و خونه رو جارو کردم. دیگه کم کم داشتم دو تا کودک آفریقایی رو به سرپرستی قبول می کردم که نتم وصل شد!
    .

    شبكه آی فیلم تبلیغ شامپو گذاشته زنه با مقنعه میگه من از وقتی ازین شامپو می زنم ریزش موهام قطع شده. انتظار دارن از معصومیت نگاهش به صداقتش پی ببریم!
    .

    رو دستم تقلب نوشتم رفتم سر جلسه.
    یه دفعه مراقب اومد بالای سرم، گفت: داری چی کار می کنی؟
    من هم گفتم: دارم دعا می کنم خدا کمکم کنه.
    گفت: پس اینا چیه رو دستت؟
    من هم یه نگاه کردم گفتم: وای! باورم نمی شه! خدا جواب ها رو بهم رسوند!
    یه دفعه مراقب گفت: تو رو به خدا دعا کن من هم شوهر گیرم بیاد!
    .

    خانمه به شوهرش پیامک می ده: “سلام عزیزم، اگه موافقی بریم خونه مامانم عدد ۱، و اگه می خوای بریم خونه مامانت، سینوس ۲۳ به توان ۷ تقسیم بر ۲/۷۶۳ ضربدر ۶۵۷ رادیکال ۵ به توان ۲ تانژانت ۷۸۶ در مبنای ۲۱ رو پیامک کن!”

    .

    قبل از ازدواج یه بار طرف رو بیانداز تو استخر اگه رو آب موند، کلا پروتزه!
    از تست های جدید ازدواج

    .

    من و باران هر دو منتظریم




    من منتظرم بارون بیاد برم ماشینمو بشورم.
    اون منتظره ماشینمو بشورم، بعد بیاد.

    .

    ﺯﻥ ﻋﺎﺷﻖ می گه ﺍﮔﻪ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ ﺑﺮﺍﺕ بیافته می میرﻡ. ﻭﻟﯽ ﻣﺮﺩ ﻋﺎﺷﻖ می گه ﺑﻤﯿﺮم هم نمی ذﺍﺭﻡ ﺑﺮﺍﺕ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ بیافته. به اﻓﺘﺨﺎﺭ ﻫﻤﻪ ﻣﺮﺩﺍ ﻭ ﺯﻧﺎﯼ ﻋﺎﺷﻖ که ﻫﺮﺩﻭﺷﻮﻥ حرف ﻣﻔﺖ می زﻧﻦ! عشق واقعی موقع تقسیم ته دیگ سیب زمینی مشخص می شه.

    من از همین جا پدر و مادرم رو به چالش سکوت در مقابل دیدن کارنامه ام دعوت می کنم…

    .

    دخترهای خوب مثل سیب روی درخت هستند. بهترین ها در بالاترین نقطه درخت قرار دارند. به دست آوردنشان ماشین شاسی بلند می خواد…
    البته شوهر من نداشت، با دمپایی زد من افتادم!

    Like or Dislike: Thumb up 2 Thumb down 0

  28. با تشکر فروان از دوست بسیار عزیزم کیان بزرگوار, که با زحماتش, جوک های پارس نیوز رو به یکی از محبوب ترین بخش های, این سایت تبدیل کرده است, بخاطر طولانی شدن این قسمت, جوکهای پارس نیوز قسمت هفدهم رو شروع میکنیم و از همه دوستان تقاضا میکنیم که برای خواندن جوک های تاپ و جدید به نوشته زیر رجوع فرمایند:

    جوک های پارس نیوز قسمت هفدهم

    Like or Dislike: Thumb up 1 Thumb down 0