کافر و کافور!

این مطلب را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
0
0
٢-٣ روز  پیش دوستان که اینجا بدجوری گرم شده بود، دوستی اومد پیشم و گفت بابا تو این حرارت کی میاد پیشت، نیم ساعتی  ببند بریم یک جا بشینم، نوشابه خنکی ، بستنیی  چیزی بخوریم حال کنیم، مام که انگار منتظر همین حرف بودیم، در جا بستیم و رفتیم تو ماریا هیلفر اشتراسه ( این خیابون معروفترین خیابون خرید وینه، میشه بهش  گفت، شانزه لیزه وین! اینو برای اونایی توضیح دادم که وین رو نمیشناسن)
خلاصه رفتیم و جای شما خالی، اونجام که طبق معمول غلغله بود و با کلی شانس تو یکی از کافه ها که صندلیاش رو  بیرون گذاشته بود، یک جا گیر آوردیم و نشستیم، ملت هم که بخاطر گرمای شدید، خیلی تابستونی لباس پوشیده بودن ! خانوما که خیلی دیگه تو لباس پوشیدن صرفه جویی کرده بودن و هر کدومشون، از نوک پا تا فرق سر ،  ٢٠-٣٠ سانت بیشتر پارچه استفاده نکرده بودن! باز هم خدا پدر آقایون رو بیامرزه که یک خورده پوشیده تر بودن!
مام که میدونین، اصلا اینجور چیزا رو نگاه نمیکنیم اما یک خانوم بسیار چاق و بد هیکل، یک شلوارک که چه عرض کنم، شورتک هم نبود، پوشیده بود که همه جاش معلوم بود، باور کنین اگر همونم نپوشیده بود، خیلی سنگین تر بود!
به دوستم گفتم این خانومه رو واقعا باید جریمش کنن!
پرسید به جرم بد ریختی؟!
گفتم نه،  من به شکل و شمایلش کاری ندارم، اینو باید بخاطر آلودگی محیط زیست جریمش کنن! آخه آلودگی که فقط اشغال انداختن تو خیابون نیست، ایشون هم با اون طرز لباس پوشیدنش، حال همه رو به هم میزنه، اینجور آلودگی از صد تا اشغال تو خیابون زشت تره!
گفت حالا تو نمیخواد بالا  بیاری، چند تا از اون  طرفداران  محیط زیست رو تماشا  کن تا ذائقت عوض شه! دهنت شیرین شه دوباره!
گفتم نه آخه، والا بخدا  راست میگن  که میمون هر چی زشت تره ، اداش بیشتره!
گفت میدونی به اینا چی میگن؟ به اینا میگن کافور!
گفتم چی؟!
گفت کافور!
گفتم به چه زبونی داری تکلم میکنی، مثل اینکه تو هم از من  حالت بدتر  شده! منظورت کافر و بی دین و این حرفاست؟!
گفت نه،کافور،  نمیدونی چیه؟
گفتم فکر کنم چرا اما کافوری  که من شنیدم،  در مورد صحبت ما، کاربردی نداره، تو فکر کنم منظورت همون کافر باشه!
گفت همین الان روشنت میکنم!
گفت  صبر کن،  خانومی که خیلی هم خوشگل بود ( البته از دید علمی دارم به موضوع نگاه میکنم!) نشون داد و شروع کرد:
کافر،کافور،کافور،کافور،کافور ……کافور…….کافور ،کافور ،کافور، کافر
کافور،کافور،کافور،کافور ……کافور…….کافور ،کافور ،کافور…کافور………… کافر
کافور،کافور،کافور………………………کافور………………………………..کافور،کافور،کافر
……
…..
گفتم بسه بابا، کافور، کافر چیه راه انداختی؟!
گفت ببین عزیز من خداوند هیچ کارش بی حکمت نیست، همه کاراش رو برنامه و حساب کتابه!
یادت میاد که تو سربازی، تو غذای سرباز ها کافور میریختن که زیاد اذیت نشن، آروم کننده بود، چند دفه که کافور به خوردشون میدادن دیگه  جوری حرارتشون  میخوابید که اگه تو حموم زنونه  هم ولشون میکردن، خطری کسی رو تهدید نمیکرد ، اینجام همونه!
یک خانومه رو نشون داد و گفت ببین، فقط یکبار نگاش کن!
گفتم،  فقط یک نظر ها، میدونی که من اهل این کارا نیستم اما خوب دیگه میگن یک نظر حلاله!
گفت ببین از زیبایی هیچی کم نداره، اصلا مثل اینکه نقاشیش کرده باشن،  عین هلو، صورت، چشم،ابرو،  لب، اندام، رنگ و رو ، طراوت….به این میگن چی؟ میگن کافر!
حالا مجسم کن که همه اینجوری بودن، همه خانوما،  مثل ایشون بودن،   میدونی چی میشد؟ چه هرج و مرجی میشد! کی میتونست جلو خودشو بگیره؟ پس خالق عالم چیکار کرده به ازای  هر کدوم از این سیمین تن ها، هزارتا  از اون محیط زیست  آلوده کن  ها، به قول تو، خلق کرده! که بلبشور  نشه، که خون و خون ریزی راه نیوفته!
اگه قرار بود همه مثل این خانوم،  کافر باشن که هیچ مردی نمیتونست جلو خودشو بگیره پس چی لازمه، کافور! اینایی که آدم وقتی چشش  بهشون میوفته ، تا چند وقت،  دیگه حتی اون کافر ها  رو هم نمیخواد نگاه کنه! حالا فهمیدی چرا به اینا میگن کافور؟
گفتم: بلند شو برو بابا،  خدا بهت یک ذره عقل  بده، بعد یک عمر درس خوندن و  تحصیلات و دانشگاه رفتن ببین چه تئوری هایی میده! سرمونو بردی با کافر و کافور و کافر و …. من رفتم به کار وو زندگیم برسم.
گفت کجا میخوای بری، صبر کن کافر ها رو ببین!
گفتم  رو در مغازه نوشتم ساعت ٢ برمیگردم الان ٢ گذشته، بزار زود  برم که الان حتما، از شانسی که ما داریم،  ٣-٤ تا کافور پشت در منتظرن! ….

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

error: Content is protected !!