جوک های پارس نیوز قسمت ششم!

این مطلب را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
0
0
دوستان ، با خرسندی فراوان از استقبال شما از جوک های پارس نیوز، و تشکر از دوستانی که همکاری میکنند و بدون توهین به ملیت ها و مذاهب و آداب و رسوم دیگران، خواندنی ترین جوک های جدید  فارسی  را برای ما جمع آوری میکنند! قسمت ششم را آغاز نموده و امیدواریم که شاهد همکاری عزیزان بیشتری در این بخش باشیم!
جوک های پارس نیوز قسمت پنجم
جوک های پارس نیوز قسمت  چهارم
جوک های پارس نیوز قسمت سوم
جوک های پارس نیوز قسمت دوم
جوک های پارس نیوز قسمت اول

Das könnte Dich auch interessieren...

236 Antworten

  1. haef noon sagt:

    با بابام رفته بودیم باغ وحش رو قفص میمنها نوشته بود ( لطفاً ذٌرت پرت نکنید )
    از بابام پرسیدم : رو قفص میمونا چی نوشته ؟
    کمی فکر کرد و گفت : نوشته ( لطفاً زرتو پرت نکنید ) !!

    0

    0
  2. haef noon sagt:

    از دوستم پرسیدم : اگه تو دریا کوسه بهت حمله کنه چکار می کنی؟ می گه: می رم بالای درخت .گفتم : تو دریا که درخت نیست!؟ دوستم می گه: مجبورم می فهمی ؟ مجبورررررم

    0

    0
  3. haef noon sagt:

    به دوستم میگم : ۱۲ امام رو میشناسی؟ میگه آره. میگم : خوب نام ببر؟ میگه اونجوری که نه. اگه ببینمشون میشناسم

    0

    0
  4. haef noon sagt:

    غضنفر میره بالای پل عابر پیاده داد می زنه حالا من خر،من نفهم، شما این جا رودخانه می بینید که اومدین روش پل ساختین ؟!

    0

    0
  5. haef noon sagt:

    به يکي ميگن يك معما بگو، ميگه اون چيه كه زمستونا خونه رو گرم ميكنه تابستونا بالاي درخته ؟! يارو هرچي فكر ميكنه جوابشو پيدا نميكنه، ميگه: نميدونم، حالا بگو چيه؟ همون يکي ميگه بخاري! يارو كف مي‌كنه، ميگه: باباجان بخاري زمستونا خونه رو گرم ميكنه ولي تابستونا چه جوري بالاي درخته ؟ باز هم همون يکي ميگه: بخاريِه خودمه دوست دارم بذارمش بالاي درخت

    0

    0
  6. haef noon sagt:

    از دوست خٌل وچلم پرسیدم : اون كدوم پيغمبر بود كه يه مشت پرنده و حيوون رو جمع كرد و برد تو كشتي
    يه كم فكر کرد و گفت: حضرت يوگي عليه السلام

    0

    0
  7. haef noon sagt:

    غضنفر: قل مراد ، اون مورچه رو ميبيني كه بالاي اون كوهه؟
    قل مراد: كدومو ميگي؟ اوني كه چشماش بسته است !

    0

    0
  8. haef noon sagt:

    به غضنفر میگن : بچت حشیش میکشه
    میگه : حشیش چیه ؟
    میگن : یه چیزیه که وقتی آدم میکشه ، ادمو میبره تو فضا
    شب پسرش میاد خونه ، غضنفر ازش میپرسه : اکبر ، تو حشیش کشیدی ؟
    پسرش میگه : نه ، چطور مگه ؟
    غضنفر میگه : خفه شو ، دروغ نگو ، تو فضا دیدنت

    0

    0
  9. haef noon sagt:

    غضنفر آهنگ خالی گوش می کرده میزنه زیر گریه میگن چرا گریه می کنی؟ با بغض میگه آخه خوانندش لاله

    0

    0
  10. haef noon sagt:

    به غضنفر میگن: چند تا حیوون نام ببر که پرواز کنه. میگه:‌ کبوتر، کلاغ، خر! بهش میگن: بابا خر که پرواز نمیکنه! میگه: بابا خره دیگه، یهو دیدی پرواز کرد

    0

    0
  11. حیف نون sagt:

    یادمه موقعی که کوچیکتر بودم، سوسک اومده بود تو اتاقم. رفتم دمپایی رو بردارم، مامانم گفت: «میخای بکشیش؟» گفتم : پَــ نَــ پَــ ! رفتم واسش شام بیارم، بعدش منتظر بمونم مامان باباش بیان دنبالش ببرنش. یهو مامانم قاطی کرد و گفت: «پَــ نَــ پَــ و کوفت! در ضمن، از فردا هم پول تو جیبیت قطع شد!»

    0

    0
  12. حیف نون sagt:

    سوسك اومده تو توالت. ميگم: دمپايى رو بده، ميگه: میخای بكشيش؟ میگم: «پَــ نَــ پَــ ! میخام بدم پاش كنه نجس نشه پاهاش؟!

    0

    0
  13. حیف نون sagt:

    شيخ را پرسيدند: اينترنت ايران به چه ماند؟ فرمود: به زنبور بي عسل. عرض کردند: يا شيخ! اينکه قافيه نداشت. فرمود: واقعيت که داشت و مريدان رم کردندي و به صحرا برفتندي!

    0

    0
  14. حیف نون sagt:

    نو عروس ز صــــــــــــفا گفت شبی با داماد
    نام این مه چه کسی ماه عـــسل بنهاده است ؟
    گفت داماد به لبــــــــــــــــخند جوابش کین ماه
    ماۀ « غسل » است ولی نقطۀ ان افتاده است

    0

    0
  15. حیف نون sagt:

    غضنفر با زنی آشنا میشه و بهش میگه: ببخشید اسم شما چیه؟ زن میگه: اسمم پروانه‌س؛ بهم میگن پری. اسم شما چیه؟ غضنفر میگه: والله اسم من چراغعلیه؛ بهم میگن لوستر.

    0

    0
  16. حیف نون sagt:

    غضنفر نمی‌تونست برای خودش دوست دختر پیدا کنه. رفیقاش بهش میگن: «یکی از اولین کارها اینه که باید از دختر اسمش رو بپرسی و بعد یک اسم مشابه برای خودت بگی.» خلاصه، روزی غضنفر یه دختری رو می‌بینه و ازش می‌پرسه: «ببخشید اسم شما چیه؟» دختره میگه: «پروانه، اسم شما چیه؟» غضنفر یاد پند دوستان میفته و میگه: «ملخ»

    0

    0
  17. حیف نون sagt:

    دوستم روشنفکر شده؛ پشه‌ها دور سرش جمع میشن !

    0

    0
  18. حیف نون sagt:

    مورچه با فیل ازدواج می‌کنه ولی یهو فیل میفته و می‌میره. مورچه می‌زنه تو سر خودش و میگه: اومدیم پنج دقیقه عشق کنیم، حالا باید یک عمر قبر بکنیم

    0

    0
  19. حیف نون sagt:

    همین که عروس وارد مجلس ميشه، مادرشوهرش میگه: صلي علي محمد … دشمن جونم اومد. عروس هم زود جواب ميده: عقرب زير قالي! خواستي پسر نياري

    0

    0
  20. حیف نون sagt:

    دوستم تو اتوبوس كبریت می‌خواسته؛ به بغلی میگه: اسمت چیه؟ بنده خدا میگه: یوسف، باز میگه: به‌به! شغلت چیه؟ زنبوردار، به‌به! كجا میری؟ اهواز، عجب جایی! كبریت داری؟ نه ، نه و نكمه! با اون اسمت! پدرسگ پشه‌باز! تو این گرما سگ میره اهواز كه تو میرى؟!

    0

    0
  21. حیف نون sagt:

    یه فیل با یه مورچه ازدواج می‌کنه. چند ماه بعد، با هم دعواشون میشه و فیله میخاد پاشو بذاره روی مورچه. مورچه میگه: اگه به من رحم نمی‌کنی، اقلاً به بچه فیل تو شکمم رحم کن

    0

    0
  22. حیف نون sagt:

    از غضنفر می‌پرسن: نام حشره‌ای که سبز رنگ بوده و خوراکش سنگ است، چیست؟» میگه: حشرۀ سبز سنگ‌خوار!

    0

    0
  23. حیف نون sagt:

    پشه داشت خونمو می‌خورد، منم داشتم نگاش می‌کردم. اصن به رو خودم نیاوردم! گفتم تیریپ روشنفکری بیام، شاید خجالت بکشه؛ وقتی خورد بره دیگه برنگرده. اما رفت و با دوستش اومد! … احتمالاً به دوستش گفته: بیا یه کیس پیدا کردم خیلی اسگوله! می‌بینه داری خونشو می‌خوری، ولی هیچی نمیگه!

    0

    0
  24. حیف نون sagt:

    دو تا پیرمرد با هم قدم می‌زدن و بیست قدم جلوتر همسراشون کنار هم به آرومی در حال قدم زدن بودند. پیرمرد اول: «من و زنم دیروز به یه رستوران رفتیم که هم خیلی شیک و تر و تمیز و باکلاس بود، هم کیفیت غذاش خیلی خوب بود و هم قیمت غذاش مناسب بود.» پیرمرد دوم: «اِ … چه جالب! پس لازم شد ما هم یه شب بریم اونجا … اسم رستوران چی بود؟» پیرمرد اول کلی فکر کرد و به خودش فشار آورد، اما چیزی یادش نیومد. بعد پرسید: «ببین، یه حشره‌ای هست که پرهای بزرگ و خوشگلی داره، خشکش می‌کنن، تو خونه به عنوان تابلو نگه می‌دارن، اسمش چیه؟» پیرمرد دوم: «پروانه؟» پیرمرد اول: «آره!» بعد با فریاد رو به پیرزن‌ها گفت: «پروانه! پروانه! اون رستورانی که دیروز رفتیم، اسمش چی بود؟!!!»

    0

    0
  25. حیف نون sagt:

    ستاد مبارزه با بدحجابی اعلام کرد نگهداری همزمان عسل و میرزاقاسمی در یخچال ممنوع است؛ مگر اینکه در یخچال باز باشد!

    0

    0
  26. حیف نون sagt:

    چرخش روزگار رو می‌بینید؟ زن‌ها از سوسک مي‌ترسن. سوسکا از موش. موش‌ها از گربه. گربه‌ها از سگ. سگا از مردها. مردها هم از زن‌ها !

    0

    0
  27. حیف نون sagt:

    می‌دونی دیدن یه سوسک توی اتاق خواب در واقع مسألۀ خاصی نیست … مسألۀ خاص از اونجا شروع میشه که سوسکه ناپدید بشه!

    0

    0
  28. حیف نون sagt:

    انشای حضرت آدم- تابستان خود را چگونه گذراندید؟! : «تعطیلات عجیبی‌ بود. چند هفتۀ اول رفتیم جزایر هاوایی. جاتون خالی‌، خیلی‌ خلوت بود. من بودم و حوا. خیلی‌ عالی‌ بود. شب‌ها کنار نهر عسل می‌خوابیدیم و صبح‌ها کافی‌ بود که هر چی‌ دوست داریم، فقط آرزو کنیم تا برآورده بشه … تا اینکه این حوا ذلیل مرده یه روزی هوس کرد که از دیوار باغ سیب بالا بره … چشمتون روز بد نبینه، سه سوت ما رو تبعید کردن بین النهرین. الان حتی برگ انجیر هم نداریم بذاریم جلومون. میخام حوا رو طلاق بدم، اما مگه این دوره زمونه زن گیر میاد؟»

    0

    0
  29. حیف نون sagt:

    يه دستۀ پونزده نفري مورچه رفته بودند حموم و چون آرزو داشتند آدم حساب بشن، تصميم گرفتند مثل آدم‌ها صابون به تنشون بزنن، ولي هيچكدومشون از حموم بيرون نيومدند! مي‌دوني چرا؟! . . . چون چسبيده بودند به صابون!

    0

    0
  30. حیف نون sagt:

    آشنای با چند واژه و معانی آنها

    – آبدزدک پشیمان دست از دزدی برداشت!

    2- آبدزدک در سونای گرم بخار می‌دزد!

    3- آبدزدک عاقبت آبدزد نمی‌شود!

    4- آسیابک از آسیاب شدن می‌ترسد!

    5- آوای روزانۀ زنجره‌ها تنها یک همخوانی هنرمندانه نیست؛ سرشار از گفته‌های عاشقانه است!

    6- از روی هیکل سوسک‌ها می‌توان به دستپخت کدبانوی خانه و سرآشپز رستوران پی برد!

    7- الاکلنگ ازخودبیگانه همواره به تاب و سرسره می‌اندیشد!

    8- الاکلنگ ازخودراضی چشم دیدن هیچ الاکلنگی را ندارد!

    9- الاکلنگ همیشه باید در جستجوی دو نفر باشد تا با او بازی کنند!

    10- انگبین شیرین‌ترین واژه است!

    11- به علت افزایش لانه‌سازی عنکبوت‌ها در جیب شهروندان، آمار زاد و ولد این جانوران بالا رفت!

    12- به علت خالی بودن جیب مردم، قیمت خانۀ عنکبوت کاهش یافت!

    13- پروانه که در عشق شمع شکست خورده بود، این بار عاشق کرم شب‌تاب شد!

    14- پروانۀ خوش‌خیال رویای وصال ماه را در سر می‌پروراند!

    15- پروانۀ عاقل عاشق کرم شب‌تاب می‌شود. نادان در پای شمع می‌سوزد و می‌میرد!

    16- پروانۀ کوته‌بین فقط به وصال شمع می‌اندیشد!

    17- پشه و سازمان انتقال خون به خون ما چشم امید دارند!

    18- پشۀ خون‌آشام به اعدام با مگس‌کش محکوم گشت!

    19- پشۀ وسواسی از ترس ابتلا به ایدز خونخواری را کنار گذاشت!

    20- تارزان شاگرد عنکبوت است!

    21- تمام دلخوشی پروانۀ معتاد به شعلۀ فندک است!

    22- توت‌رسانک هر اندازه هم که توت برساند، توت‌رسان نمی‌شود!

    23- جیرجیرک هرچقدر هم بزرگ شود، جیرجیر نمی‌شود!

    24- خرمگس از خوردن خون اسب هم مضایقه نمی‌کند!

    25- خرمگس کوچک دلش می‌خواست اسب‌مگس شود!

    26- خشکسالی باعث بیکاری آبدزدک‌ها شد!

    27- در هم‌آغوشی زنبور و انسان، درد نهفته است!

    28- دریا به اندازه‌ای آرام است که عنکبوت بر موج‌هایش تار می‌تند!

    29- دوستان ناباب سبب شدند تا شیخک به کافرک تبدیل شود!

    30- ردۀ Myriapoda خودش کاریکلماتور است؛ در حالی که معنای لاتین آن ده‌هزارپاست و ما آن را هزارپا می‌خوانیم، هیچ کدام از گونه‌هایش حتی هشتسدپا هم ندارند!

    31- زنبور در برابر بیماری قند

    0

    0
  31. حیف نون sagt:

    – آبدزدک پشیمان دست از دزدی برداشت!

    2- آبدزدک در سونای گرم بخار می‌دزد!

    3- آبدزدک عاقبت آبدزد نمی‌شود!

    4- آسیابک از آسیاب شدن می‌ترسد!

    5- آوای روزانۀ زنجره‌ها تنها یک همخوانی هنرمندانه نیست؛ سرشار از گفته‌های عاشقانه است!

    6- از روی هیکل سوسک‌ها می‌توان به دستپخت کدبانوی خانه و سرآشپز رستوران پی برد!

    7- الاکلنگ ازخودبیگانه همواره به تاب و سرسره می‌اندیشد!

    8- الاکلنگ ازخودراضی چشم دیدن هیچ الاکلنگی را ندارد!

    9- الاکلنگ همیشه باید در جستجوی دو نفر باشد تا با او بازی کنند!

    10- انگبین شیرین‌ترین واژه است!

    11- به علت افزایش لانه‌سازی عنکبوت‌ها در جیب شهروندان، آمار زاد و ولد این جانوران بالا رفت!

    12- به علت خالی بودن جیب مردم، قیمت خانۀ عنکبوت کاهش یافت!

    13- پروانه که در عشق شمع شکست خورده بود، این بار عاشق کرم شب‌تاب شد!

    14- پروانۀ خوش‌خیال رویای وصال ماه را در سر می‌پروراند!

    15- پروانۀ عاقل عاشق کرم شب‌تاب می‌شود. نادان در پای شمع می‌سوزد و می‌میرد!

    16- پروانۀ کوته‌بین فقط به وصال شمع می‌اندیشد!

    17- پشه و سازمان انتقال خون به خون ما چشم امید دارند!

    18- پشۀ خون‌آشام به اعدام با مگس‌کش محکوم گشت!

    19- پشۀ وسواسی از ترس ابتلا به ایدز خونخواری را کنار گذاشت!

    20- تارزان شاگرد عنکبوت است!

    21- تمام دلخوشی پروانۀ معتاد به شعلۀ فندک است!

    22- توت‌رسانک هر اندازه هم که توت برساند، توت‌رسان نمی‌شود!

    23- جیرجیرک هرچقدر هم بزرگ شود، جیرجیر نمی‌شود!

    24- خرمگس از خوردن خون اسب هم مضایقه نمی‌کند!

    25- خرمگس کوچک دلش می‌خواست اسب‌مگس شود!

    26- خشکسالی باعث بیکاری آبدزدک‌ها شد!

    27- در هم‌آغوشی زنبور و انسان، درد نهفته است!

    28- دریا به اندازه‌ای آرام است که عنکبوت بر موج‌هایش تار می‌تند!

    29- دوستان ناباب سبب شدند تا شیخک به کافرک تبدیل شود!

    0

    0
  32. با تشکر از حیف نون عزیز، بخاطر جوک های جالب و متنوع، حیف نون جان من چند تا از جوک هارو پاک کردم چونکه در قسمت های دیگه آورده شده بود و بخاطر اینکه جوکامون تکراری نباشه حذفشون کردم!
    از دوستان خواهش میکنم که از گذاشتن جوک های تکراری، قدیمی،توهین آمیز، ضد مذهبی، سیاسی، شامل کلمات ناشایست…..خود داری فرمایند!
    از همکاری شما بسیار ممنونیم 🙂

    0

    0
  33. حیف نون sagt:

    حبیب پس از بازگشت به ایران آهنگ «من مرد تنهای شبم؛ صد قصه دارم بر لبم» را بازخوانی کرد: من مرد تنهاي شبم؛ مگس نشسته رو لبم!

    0

    0
  34. حیف نون sagt:

    فدای سرت آدمین جون
    اصلاً اگه همۀ جوکهای منو هم پاک کنی ، حرفی نیست !
    خودتو عشقه

    0

    0
  35. حیف نون sagt:

    ادمین عزیز
    من تمام جوکهای سایتو خوندم ولی از اونجائی که تعدادشون زیاده و به شش قسمت رسیده و این حافظۀ بی پیر لامذهب یاری نمیکنه همشونو به خاطر بسپارم ، هر جای دیدی جوکام تکراریه خودت لطف کن و پاکشون کن
    مرامتو برم

    0

    0
  36. مرسی حیف نون جون، ممنونیم از زحماتت! 🙂

    0

    0
  37. حیف نون sagt:

    یه دوست شیرازی دارم ، بهش گفتم : خبر داری اجلاس ( جنبش عدم تعهد ) تو ایران برگزار میشه
    گفت : این که واسه ما نفعی نداره ، اگه اجلاس ( تعهد عدم جنبش ) بود خیلی عالی میشد !!!

    0

    0
  38. حیف نون sagt:

    گدا اومد در خونمون ، گفت : من خواهر زادۀ خدام ، باید به من کمک کنین
    دستشو گرفتم ، کشوندمش دنبال خودم ، از دور یه « مسجدو » بهش نشون دادم ، گفتم : « اونجا خونۀ دایته ، برو اونجا »

    0

    0
  39. حیف نون sagt:

    یادش بخیر ، خوردن باک کن سر مداد هم لطفی داشت واسه خودش !
    بوی کیف مدرسه هم یه بوی خاصی بود !
    نیمکتهای کلفت و سه نفره !
    کلاسهای با دیوارهای چرک و بنجره های ضخیم چوبی که دیدن بارون از پشت اون پنجره ها یه حال دیگه داشت !
    لباسهای گچ آلود خانم یا آقای معلم !
    شلوار مدرسه ای که تا زیر سینه مون بالا کشیده بودیمش !
    زنگ تفریح که تصور آزاد شدن از زندون دست میداد به آدم !
    دو ساعت آخری که مقارن بود با زنگ ورزش ، یعنی آخر حال بود
    دو ساعت آخری که مقارن بود با درس حساب ، آخر ضد حال بود !
    دو ساعت آخری که به دلایلی معلم مربوطه نمیومد و آقای ناظم میومد تو کلاس و میگفت : بچه ها برا معلم فلان درستون ( مخصوصاً حساب ) مشکلی پیش اومده و نتونسته بیاد ، آروم و یکی یکی کتابهاتونو بردارین و برین خونه هاتون و یا اینکه بین تو حیاط ورزش کنین ( خونه رفتن بیشتر حال میداد )
    یادش بخیر که چه زود گذشت !!

    0

    0
  40. ندا م sagt:

    „حیف نون“: جان من تحت تاثیر پویایی، روشنفکری، مقاومت و پایمردی و سخاوت و گذشتت قرار گرفتم به اضافهء بزرگواری و شخصیت محکم و استعداد فراوانت در ارائه جوک و استفاده شدید و مستمر از آیتمِ „فرستادن دیدگاه“ :-)))
    موفق باشید

    0

    0
  41. Kian sagt:

    حیف نون دخترش بچه دار نمی شد بعد از کلی دوا درمون می فهمن باید شوهرش بدن !!! 😆

    0

    0
  42. حیف نون sagt:

    ندا جان
    ممنون ، منم تحت تاثیر اینهمه محبت و مهربونی و ……… قرار گرفتم !
    به قول علی رضا خمسه تو سریال پایتخت که همیشه میگفت : ( تحت تاثیره )
    منم الان تحت تاثیرم !!
    کیان جان !
    دخترم کجا بود که بخام شوهرش بدم و بعدشم بخاد بچه دار شه ؟؟
    یه سوال کوچولو هم دارم
    این شکلکهای که تو کامنتهاتون ازش استفاده میکنین تو کدوم قسمت سایته ؟
    البته فکر نکنین ندید بدیدم و تو نت تازه کار ، ولی جون خودم و جون خودتون هر چی گشتم نتونستم پیداشون کنم !

    0

    0
  43. حیف نون جون، جون خودم و جون خودت خوب نگشتی، اگه خوب گشته بودی، میدیدی که زیر همین جا که کامنت میزاری اونجا که نوشته فرستادن دیدگاه، میتونی روی اونجایی که نوشته Zaazu Emoticons کلیک کنی، تا دلت بخواد شکلک هست برای انتخاب کردن!
    :Movie-Time:

    0

    0
  44. حیف نون sagt:

    یه پاچه خاری کوچولو

    آدمین ، مدیر ، مدبر ، خوب اداره کننده ،تلاش گر ، فعال ……..
    اگه تو رو نداشتیم چی کار میکردیم ؟
    خوب شد که اینارو بهم نشون دادی وگرنه به علت عدم توانای در نشون دادن و ظاهر سازی احساستم دق میکردم ، میمردم .
    ای ادمین خوب ، ای گردانندۀ سایت .
    به قول صمد : ( هیشکی نمتونه مسه تو سایت اداره کنه )
    :Delighted:
    ولی آدمین جون ، منظور من اون شکلکهای کوچولو موچولوی شبیه شکلکهای یاهو مسنجره ، به جون خودم و بازم خودت کلی سایتو زیرو رو کردم پیداشون نکردم !

    0

    0
  45. اینا منظورته حیف نون جون؟
    🙄 😆 🙂 🙁 :mrgreen:

    اینا رو باید کدشو بنویسی بعد خودشون اتوماتیک تبدیل میشن به شکلک، جل الخالق !

    0

    0
  46. مرجان sagt:

    :Overjoy: :Overjoy:
    جوک خوب پیدا نکردم……. ولی کلی خندیدم اینجا مرسی حیف نون جان

    0

    0
  47. roya sagt:

    :
    Cry: :Cry: سلام حيف نون عزيز انقدر خنديدم از دست جو ك هاي تو كه به
    گريه افتادم
    دست گل تو درد نكنه بسيار عالي است شادمان كردي

    0

    0
  48. حیف نون sagt:

    ممنون ادمین جان
    میگم که اگه تو نبودی چی میشد ؟

    0

    0
  49. حیف نون sagt:

    مرجان گٌل
    واقعاً لطف داری شما
    خودم که هیچی نشدم لا اقل این جوکامون به یه دردی خوردن

    0

    0
  50. حیف نون sagt:

    رویای عزیز
    فیلسوفانه حرف میزنی
    اول خنده بعد گریه بعد دوباره شادی !
    به هر حال از اینکه جوکهای من تونسته لبخندی رو بر کنج لبهاتون بشونه خوشحالم
    (-:

    0

    0
  51. حیف نون sagt:

    با دوست خٌل وچلم رفتیم ماهی بخوریم
    سه تاماهی 10 دلاری من سفارش دادم سه تا هم اون
    بعد از اینکه ماهی مونو خوردیم
    من سرهای ماهی هارو نگهداشتم ولی اون دور ریخت
    پرسید : حیف نون جونم ، چرا این سرهای ماهی ها رو نگهداشتی ؟
    گفتم : هر کی اینارو بخوره عقلش زیاد میشه
    گفت : من که مال خودمو دور ریختم
    گفتم : ایرادی نداره ، مال منو بخور ولی باید بابتش پول پرداخت کنی !
    گفت : چقد
    گفتم : بابت هر سری 10 دلار
    قبول کرد و 10 دلار داد و یکی از سرها رو خورد
    تموم که شد گفت : عقلم که زیاد نشد !
    گفتم : دومی رو بخوری حتماً عقلت زیاد میشه
    10 دلار داد و دومی را هم خورد و با تعجب گفت : بازم که عقلم زیاد نشد!
    گفتم : سومی رو که بخوری دیگه صد در صد عقلت زیاد میشه
    بازم 10 دلار داد و سومی رو هم گرفت و مشغول خوردن شد، در حینی که داشت میخورد ، نگاهی به من کرد و گفت : نکنه داری گولم میزنی ؟
    منم بهش گفتم : « دیدی گفتم عقلت زیاد میشه »

    0

    0
  52. حیف نون sagt:

    عذر میخام که بی تربیتیه

    خوش غیرت میاد خونه ، میبینه زنش با یه گدا لختو پتی رو تخت خوابیدن
    کفری میشه ، میگه : حالا هر دفعه یه مهندسی دکتری آدم حسابی بود ، من چیزی بهت نمیگفتم ، حالا دیگه به حدی رسیده که گدا رو میاری خونه
    زنش میگه : خوب آخه چیکار کنم ، گداهه اومد دم در خونه ،پرسید : خانم جون ، یه چیزی که پاره پوره و تیکه تیکه باشه و به درد آقای خونه نخوره به من بدین
    منم …………………..

    0

    0
  53. حیف نون sagt:

    دوست خٌل و چلم رفته به یه صرافی، میگه : ببخشید آقا شما چی میفروشین ؟
    صراف با تمسخر میگه : ما خر میفروشیم
    دوستم میگه : جٌز خودتون ، نمونۀ دیگه هم دارین !؟

    0

    0
  54. حیف نون sagt:

    دوستم عادت داشت ، هفتۀ دو سه بار بره حموم عمومی
    هر دفعه هم که میرفت یه چیزیشو تو حموم گم میکرد و جارو جنجال به راه مینداخت و باعث ناراحتی حمامی و کارکنان حمام میشد
    از بس این قضیه تکرار شده بود کارکنان حمام تصمیم گرفتن دفعۀ بعد از ورود دوستم به حمام جلوگیری کنن
    یه روز که دوستم تصمیم گرفت بره حموم ، حمومی از ورودش به حموم ممانعت کرد
    دوستم قسم خدا و قران و پیغمبر خورد که دیگه جار و جنجال الکی به پا نکنه
    از قضا ، اون روز یه نفر تمام لباسهای دوستمو دزدید
    دوستم لخت و عریان از حموم بیرون اومد و رفت پیش حمامی ، گفت : من نه ادعای میکنم و نه دعوای دارم ولی جون مادرت خودت قضاوت کن ، من همینجوری اومده بودم حموم !

    0

    0
  55. حیف نون sagt:

    سره سفره عقد عروس بله نمی گفته.

    داماد یكم فكر میكنه و با صدای بلند می گه: «عمو زنجیر باف»

    0

    0
  56. حیف نون sagt:

    غضنفر میره مکه جو گیر میشه شروع میکنه سینه زدن و میگه: وای خدا کشته شد!!!!

    0

    0
  57. حیف نون sagt:

    يه همايش بين المللي همه از اختراعاتشون حرف ميزدن امريكايي ميگه ما يه موشك ساختيم وسط ماه فرود
    مياد ملت تعجب ميكنن ميگن وسط ماه ميگه حالا يه وجب بالا پايين . آلماني ميگه ما يه موشك ساختيم
    وسط مريخ فرود مياد ملت ميگن وسط مريخ ميگه حالا يه وجب بالا تر نوبت غضنفره ميشه ميمونه چي بگه ميگه
    ما تو كشورمون با چشمامون غذا ميخوريم همه با تعجب ميگن با چشماتون ميگه حالا يه وجب پايينتر!

    0

    0
  58. حیف نون sagt:

    از دوستم پرسیدم : اگه یه چند تا درام که یه جای رو هم افتاده باشن چی میگن ؟
    میگه : درام دام دام درام دام دام درام دام !!!!

    0

    0
  59. حیف نون sagt:

    اینروزا آدم جرات نمیکنه با کسی درد دل کنه!
    یارو تا ثابت نکنه ازت بدبختتره ولت نمیکنه

    0

    0
  60. حیف نون sagt:

    یه بار استاد ریاضی مون گفت:از کل کتاب امتحان میگیرم
    دوستم یواشکی گفت:بیخود میکنی!
    استاد هم گفت:چیزی فرمودید آقای مختاری؟
    دوستم یهو هول شد و گفت:
    بله…چیزه…گفتم از کل امتحان کتاب میگیرید؟؟!!!!!
    بیچاره تا یه ماه نمیتونست بیاد سر کلاس!

    0

    0
  61. حیف نون sagt:

    طرف رو تو خیابون ماشین زده پهن شده کف آسفالت …
    رفتم دستش رو بگیرم بلندش کنم از رو زمین ،
    میگه : قربونت تو همین حالت یه عکس ازم بگیر
    میخوام بزارم تو فیس بوک O: !!

    0

    0
  62. حیف نون sagt:

    از این بوگیرهای توالت که اسانس کاپوچینو و یا قهوه داره اصلا نخرید
    چون وقتی که میرید کافی شاپ تا براتون قهوه و یا نسکافه میارن،
    خاطرات زنده می شه!

    0

    0
  63. حیف نون sagt:

    یکی از آشناها تلوزیون ال سی دی خریده بود
    بهش گفتم مبارک باشه ال سی دیه یا ال ای دی ؟
    گفت برو بابا ال جیه الجـــــــــــــــــی !

    0

    0
  64. حیف نون sagt:

    دوستم گفت : امروز صبح وایسادم کنار خیابون تاکسی بگیرم ،
    یه لکسوز کنارم وایساد ؛ خودمو جمع جور کردم و با خودم گفتم
    بابا تو این شهر هم پیدا میشن کسانی که مال دنیا براشون مهم نیست و خاکی
    هستند که یهو در باز شد و دیدم مامانه شلوار بچه شو کشیده پایین
    میگه جیش کن پسرم جیش کن آفرین !!!

    0

    0
  65. حیف نون sagt:

    لبخند همیشه زیبا نیست
    مخصوصا ً وقتی که یه تیکه سبزی لا دندونت گیر کرده !

    0

    0
  66. حیف نون sagt:

    وقتی مامانم خونه نیست یکی از تفریحات سالمم اینه
    که میرم در یخچال رو اینقدر باز میزارم تا صدای آلارمش دربیاد
    بعد میگم : حالا هی زر بزن هیشکی به دادت نمی رسه !
    میدونین حسش مث کتک زدن بچه لوس مهمون
    دور از چشم پدر مادرشه !

    0

    0
  67. حیف نون sagt:

    یارو نه درس خونده؛ نه شغلی داره؛ نه ماشینی…
    خلاصه هیچی نداره؛ ازش می‌پرسی ازدواج کردی؟
    با اعتماد به نفس می‌گه هنوز دُم به تله ندادم!
    آخه لامصب تو خودت تله‌ای !!!!

    0

    0
  68. حیف نون sagt:

    مامانم میگه شنیدی دختر همسایه فرار کرده؟
    میگم از خونه؟ میگه پـَـ نـَـ پـَـ از قفص !
    میگم پـَـ نـَـ پـَـ رو از کجا یاد گرفتی؟
    میگه 100 بار گفتم ازخونه میری بیرون
    وبلاگهایی که میبینی رو ببند،

    0

    0
  69. حیف نون sagt:

    یعنی اگه اسمت
    “میرزا پشم الدین خانِ گل کَلَمیان”
    هم باشه، وقتی میخوای ایمیل درست کنی.
    میگه قبلا یه ایمیل با این اسم ساخته شده

    0

    0
  70. حیف نون sagt:

    !!! واقعی!!!
    جاتون خالی، دیشب مامانم یه دمپخت پیازی دپش و مشتی درست کرده بود.
    منم که غلام و اسیر شکم ، تا تونستم دم پخت رو زدم به بدن
    خلاصه از بس خوردم ، شکم صاحب مرده فریادش در اومد که : جون همون مادرت که این دم پختو پخته ، بس کن دیگه ترکیدم !
    دیدم شکمه بد جور باد کرده و شب هم ظولانی و شاید با این وضعیت نتونم بخوابم ، تصمیم گرفتم برم بیرون و یک کم قدم بزنم .
    اومدم تو کوچه ، دوستم منو دیده میگه: اومدی تو کوچه قدم بزنی ؟
    هوس کردم یه ( پ-ن-پ ) با آخرین تیون صدام بهش بگم !
    ولی هیچی نگفتم و فقط عین عقب مونده ها نگاش کردم !
    با تمام وجودم حس کردم که این نگاه کردنه از هزار ( پ-ن-پ ) و فحش این چیزا واسش سنگین تر و غیر قابل تحمل تر بود !
    خدایش خیلی حال کردم ! !

    0

    0
  71. حیف نون sagt:

    ): (: دنیا به آخر نرسید و منم اینارو یاد گرفتم !!

    0

    0
  72. حیف نون sagt:

    من دیگه قید این شکلکهارو زدم
    وقتی خالی میز ارمشون قشنگ میان و حتی طرفم زبونم در میارن
    اما وقتی یه جک مینویسم ، فقط کدشون ظاهر میشه !
    همه با من تو دندۀ لج افتاده بودن ، خٌب اونا آدم حسابی بودن ، خیلی کفر ادمو در نمیارن . حالا واسه من ، این شکلکهای مسخرۀ اینترنتی هم آدم شدن و پًز میدن واسم !

    0

    0
  73. حیف نون sagt:

    دقت کردید تو دستشویی شیر آبو نیم دور می پیچونی کل آب شهر ازش میپاشه به در و دیوار و سر و صورتت ، حالا ۱۷ دور باید بتابونی تا بسته شه ؟
    اگه دقت نکردین از این به بعد دقت کنین

    0

    0
  74. حیف نون sagt:

    دقت کردین بهترین ایده هارو برای دیگرون داریم و برای خودمون عملا ر.ی.د.ی.م ؟
    من که همینطورم ، شما ها رو نمیدونم
    واسه بقیه نخ ابریشم میریسم ، واسه خودم طنابم نمیتونم بیسم !
    نمیدونم به هم ربط داشتن یا نه ؟

    0

    0
  75. حیف نون sagt:

    “بیرون عجب بادی میاد ، هوا خیلی خنک شده !”
    مقدمه چینی بابام برای خاموش کردن کولر !!!

    0

    0
  76. حیف نون sagt:

    رو در خونۀ “ نیکی کریمی“ نوشته ( تو نیکی می کن و در دجله انداز ) !!!

    0

    0
  77. Kian sagt:

    زن: میشه توی کار باغچه کمکم کنی؟
    مرد: تو فکر کردی من باغبانم؟ زن: میشه توی تعمیر دستگیره در کمکم کنی؟
    مرد: تو فکر کردی من نجارم؟
    بعد از ظهر مرد از سر کار بر میگردد و میبیند همه چیز درست شده است … …
    مرد: کی دستگیره در رو درست کرد و باغچه را رو به راه کرد؟
    زن: مرد همسایه و در ازاش ازم خواست یا یک همبرگر بهش بدم یا یک لب!
    مرد : حتما تو به او همبرگر را دادی!
    زن: تو فکر کردی من گارسون رستورانم؟

    نتیجه اخلاقی : همیشه از انتقام خانمها بترسید !!! 🙄

    0

    0
  78. حیف نون sagt:

    کیان جان ،
    یه نتیجۀ اخلاقی دیگه هم میشه گرفت
    همیشه شماره موبیل یه باغبون و یه نجارو دم دست داشته باشین تا کار به این جاهای باریک کشیده نشه !!
    چقدم نتیجۀ اخلاقیش طولانی شد !!

    0

    0
  79. Kian sagt:

    امروز سوار يه تاكسی شدم كولرش روشن بود!!!
    میخواستم سرمو بچسبونم به شيشه و از خوشی گريه كنم!!! :))

    یکی از رفقا،
    سوغاتی شورت 40 دلاری واسم آورده!
    موندم میخوام برم عروسی، رو شلوار بپوشمش یا زیر!

    یکی از فامیلامون (دختر) یک سال مالزی بود، بعد دو سال رفت کانادا. تنهام زندگی میکنه. واسه تعطیلات برگشته ایران. خواست بره کیش با دوستش، باباش اجازه نداد! گفت نمیذارم تنها بری مسافرت! 🙄

    0

    0
  80. حیف نون sagt:

    غضنفر میخواست بره مکه، تو خونه قرآن نداشتن
    از زیر کتاب علوم ردش کردن!

    0

    0
  81. حیف نون sagt:

    دعای یه شکمو
    خدایا
    هر دری رو خواستی ز حکمت ببندی
    نزدیکِ در یخچال نشو!
    ممنون

    0

    0
  82. حیف نون sagt:

    به دوست دخترم گفتم : که لبت….گفت: آب حیات
    گفتم: دهنت …گفت: حب نبات
    گفتم: که توانم دهم بوسه بر آب حیات؟
    گفت: د- نه- د اونو بده به بابات!

    0

    0
  83. حیف نون sagt:

    سلام عزیز دوست داشتم بیام پیشت
    اما ببخشید نمی تونم. برنامتو بخاطر من تغییر نده
    قربانت
    امضا:(شانس)!

    0

    0
  84. حیف نون sagt:

    دوست خٌل و چلم داغ کرده ، میگه :
    گالیله غلط کرد گفت زمین می‌چرخه
    اگه می‌چرخه پس چرا خنک نمیشه؟

    0

    0
  85. حیف نون sagt:

    ای کاش بجای دهنم، جاده ی زندگیم آسفالت میشد!
    (از سخنان قصار غضنفر)

    0

    0
  86. حیف نون sagt:

    کاش می اومدی حالم رو بهم بزنی
    خوشحالی‌هام ته نشین شده!

    0

    0
  87. حیف نون sagt:

    یکی از ۲ راهی‌های زندگی وقتی‌ است که نمی‌دانید در شیشه‌ای مقابل‌تان را باید «بکشید» یا «فشار دهید» !

    0

    0
  88. حیف نون sagt:

    ظهر از سر کار برگشتم خونه

    دیدم خانومم نهار درست نکرده

    از عصبانیت سرمو کوبیدم به دیوار

    یهو یادم اومد مجردم !!!

    0

    0
  89. حیف نون sagt:

    لذتی که تو دست توی دماغ کردن هست، تو فین کردن نیست ! حالا لذت گوله کردن به کنار!

    0

    0
  90. حیف نون sagt:

    ۲ تو اتوبوس یودم، تا زن برای یک صندلی خالی دعواشون میشه
    راننده میگه اونی که مسن تره بشینه روی صندلی
    هر ۲ تا زن به هم نگاه کردن و صندلی خالی ماند !

    0

    0
  91. حیف نون sagt:

    جواد خیابانی از نیروی انتظامی عاجزانه درخواست کرد که از این به بعد اگه فاحشه گرفتن نگن زن خیابانی !

    0

    0
  92. حیف نون sagt:

    غضنفر تو اتوبوس کیسه استفراغش رو سوراخ سوراخ میکنه از شیشه میگیره بیرون مسافرا اعتراض میکنن که بابا چرا نمیندازیش، میگه برنجاش میخوام برای مرغامون!

    0

    0
  93. حیف نون sagt:

    لطفا دقت کنین بچه ها

    چرا می گویند ” فیلسوف ” و نمی گویند ” گاوسوف ” ؟!
    چرا می گویند ” پیراهن ” و نمی گویند ” جوان اهن ” ؟!
    چرا می گویند ” اتوبوس ” و نمی گویند ” اتوماچ ” یا ” جاروبوس ” ؟!
    چرا می گویند ” خداحافظ ” و نمی گویند ” خداسعدی ” ؟!
    چرا می گویند ” اتومبیل ” و نمی گویند ” اتومکُلنگ ” ؟!
    چرا می گویند ” ماشین ” و نمی گویند “شماشین ” ؟!

    0

    0
  94. حیف نون sagt:

    شوهر مریم چند ماه بود که در بیمارستان بسترى بود. بیشتر وقت‌ها در کما بود و گاهى چشمانش را باز مى‌کرد و کمى هوشیار مى‌شد. امّا در تمام این مدّت، مریم هر روز در کنار بسترش بود.یک روز که او دوباره هوشیاریش را به دست آورد از مریم خواست که نزدیک‌تر بیاید. مریم صندلیش را به تخت چسباند و گوشش را نزدیک دهان شوهرش برد تا صداى او را بشنود. … شوهر مریم که صدایش بسیار ضعیف بود در حالى که اشک در چشمانش حلقه زده بود به آهستگى گفت: «تو در تمام لحظات بد زندگى در کنارم بوده‌اى. وقتى که از کارم اخراج شدم تو کنار من نشسته بودى. وقتى که کسب و کارم را از دست دادم تو در کنارم بودى. وقتى خانه‌مان را از دست دادیم، باز هم تو پیشم بودى. الان هم که سلامتیم به خطر افتاده باز تو همیشه در کنارم هستى. و مى‌دونى چى می‌خوام بگم؟» مریم در حالى که لبخندى بر لب داشت گفت: «چى مى‌خواى بگى عزیزم؟»
    شوهر مریم گفت: «فکر مى‌کنم وجود تو براى من بدشانسى میاره!»

    0

    0
  95. حیف نون sagt:

    دانشنمدان متعقدند که مغز انسان فقط به اول و آخر کملات توجه مکینه برای هیمنه که تونستی این رو بخونی……………………………………………………….حالا یگو : چندتا کمله غلط بود. ؟

    0

    0
  96. حیف نون sagt:

    همه یکی رو میشناسن که تو بازار حمالی میکرده و بار میبرده الان پولدار شده و نیاوران برج داره !

    0

    0
  97. حیف نون sagt:

    اگر شما از جلمه افراد باهوش هسیتدبگویید اشبتاه کجاست؟؟؟

    ۱۲۳۴۵۶۷۸۹
    ۱۲۳۴۵۶۷۸۹
    ۱۲۳۴۵۶۷۸۹

    یعنی شما الان به این موضوع تمرکز کردید؟؟؟:))
    که اشتباه این هست
    …………………………………………………..
    ……………………………………………………
    ……………………………………………………
    ……………………………………………………
    کلمه هسیتد-هستید و اشبتاه-اشتباه
    من نگفتم اشتباه در اعداد هست!!!!

    0

    0
  98. ندا م sagt:

    حیف نون اون جوک جواد خیابانی واقعا باحال بود، تا حالا به این موضوع فکر نکرده بودم چه صدمه روحی دیده خیابانی . حیف نون جان فقط خواهشن معما طرح نکن چون آخرشم میدونی نتیجه ش چی میشه . این مغز رو واسه فکر کردن که توی سرمون نچپوندن . گذاشتن که با وزنش ، تعادل بدنمون برقرار بشه :-))

    0

    0
  99. حیف نون sagt:

    ندا جون
    آفربن به شما که قادر به حفظ تعادل بدنتون به وسیلۀ جسمی بنام مغر هستبد و میدونید مغر چه کار آیی داره
    مارو بگو که اصلاً نمیدونیم مغر چی هست و با کدوم (ظ – ذ – ز ) نوشته میشه ؟!
    بقیه اگه گلوله بخوره تو مغزشون در جا مبمبرن . ولی اگه بخوره تو مغر ما سه روز طول میکشه تا بمریم .میدونی چرا ؟
    آخه تو اون سه روز گلوله دنبال مغرمون میگرده تا پیداش کنه !!!

    0

    0
  100. حیف نون sagt:

    به ماه کامل تو رمضون نمیزارن چیزی بخوریم تا بفهمیم فقیراچی میکشن !
    خٌب یه ماه هم بهمون پول بدن تا بفهمیم پول دارا چه حالی میبرن !!

    0

    0
  101. ندا م sagt:

    حیف نون جان میدونم جای این حرفا اینجا نیست و آخرش صاحبِ اینجا (ادمین خان) ، میزنه پشته دستمون اما یک چیزی بهت بگم از منِ کوچیکتر . آدمیزاد علیرغم تمامِ اون ادعای فکر و هوش و استعداد و ذکاوتش که انگشت پای رستم رو شکونده ، احمق ترین موجودِ روی زمینه . اگر حماقت رو از وجود آدمیزاد پاک میکردند ، روی کرهء زمین اینقدر ظلم و بی عدالتی نبود. حسادت و حرص و طمع و غرور و تکبر و کینه و عداوت و .. همه و همه ناشی از حماقته بی حد و حصرِ آدمیزاده و شامل هیچ موجود زندهء دیگه ای نمیشه . همهء ما به نوعی „حیف نون“ هستیم :-))

    0

    0
  102. حیف نون sagt:

    ندا جون
    گرچه در زمینۀ بی عقلی و ناقص العقل بودن بنی یشر باهات موافقم و من هم مایلم در این رابطه چند تا حرف قلمبه سلمبه و فیلسوفانه ارائه بدم اما صد افسوس که اینجا جاش نیست
    اگه تو قسمت جکهای این سایت بخام تریپ فیلسوفانه و جکبمانه پباذه کنم ، به قول خودت : آدمین کفرش در میاد و ار این نعمتی که برخورداریش باعث شده به لب بخندیم محروممون مبکنه
    بنابراین ، یچسپ به جک و مطالب طنر برای بحثحهای خشک و درد سر آور تا دلت بخاد موقعیت پیش میاد
    به قول برزگی : ( تنها چیزی که در بین انسانها به طور مساوی پخش شده « عقل » است ، چون همه فکر میکنند به اندازۀ کافی « عاقل » هستند )
    بحث فلسفی نوش جون عاقلاش ، ما رو همین جکها عشقه

    0

    0
  103. Kian sagt:

    دلم میخواد یه روز اونقدر پولدار بشم که وقتی رانی میخورم اون تیکه آخر پرتقال که میمونه ته قوطی برام اهمیتی نداشته باشه!

    شاباش چیست؟
    حرکتی است محترمانه برای وحشی کردن شخص در حال رقص!

    تو ایران وقتی راهنما میزنی انگار به بقیه ی ماشین ها فرمان حمله دادی !

    احمقانه ترین کار زندگیم این بود که سعی کردم مفهوم ای دی اس ال رو برای مادر بزرگم توضیح بدم!

    بهترین راه برای پیشگیری از عصبانیت خانم ها اینه که به اونا بگین: „عزیزم وقتی عصبانی میشی خیلی زشت میشی“

    یه سری هستن تریپ شخصیت برمیدارن، هر ایمیلی که می فرستی یا متاسف میشن یا ابراز فضل و ادب میکنن. این گروه منو یاد اون بچه هایی میندازن که از کلاس دوم دبستان با کیف سامسونت میومدن مدرسه!

    آیا می‌دانید دل‌گرفتن های عصر جمعه بخاطر شرکت نکردن در نماز جمعه است؟
    یعنی واقعا نمی دونستید؟ عجیبه!

    متأسفانه توجه دخترها فقط به ظواهره، مثلا به خاطر خوشتیپی بازیکن ها، طرفدار ایتالیا میشن! در حالی که معیار ارزش‌ گذاری فقط باید میزان تقوا باشه!

    خانم ها و آقایونی که تو اتوبوس و مترو تاکسی با قلبی نورانی و اعتماد به نفسی الهی، باز دمتونو با افتخار ول میدین تو صورت آدم، شما اگه سر صبح ان هم می‌خوردین دهنتون خوشبوتر میشد. چه کردین با خودتون؟
    گفتم دم ماه رمضونی در جریان باشین!

    می گن تو بهشت سر کلاس استاد هی میگه: خسته نباشید
    دانشجوها می گن: خسته نیسیم بقیه درسو بگو!

    چرا فالوده ای که درست کردنش اینقدر مشکله، اسمشو گذاشتن فالوده شیرازی؟! 😆

    هر زنی دو مرد را دوست دارد، یکی ساخته تخیلات اوست و دیگری هنوز به دنیا نیامده!

    0

    0
  104. حیف نون sagt:

    استاد اومد سر کلاس ، مبخاست درسوشروع کنه
    گفتم : استاد ، ول کن ابن درسو ابن مطالب خسته کننده رو
    دلت گرفته ، دل ما هم گرفته ، بیا چند کلام باهم صحبت کنیم ، گپ بزنیم دلها مون واشه
    خیلی محترمانه گفت : بیرون ، برو بیرون از کلاس من !!!!

    0

    0
  105. حیف نون sagt:

    جک بی مزۀ واقعی خودم

    دوستم رنگ زده به موبیلم ، میگه : میای بریم یه « تنی بس » بخوریم
    میگم : فلانی جون ، « تنی بس » چیه ؟
    زده زیر خنده ، حالا نخند کی بخند ، تو همون حالت خنده میگه : احمق جون ، منظورم « بستنیه »
    کفرم بد جوری در اومده بود ، میخاستم بگم : احمق جد و اباته ، باباته ، اون دادش خنگته و چندتا لیچارو و فحش آبدار دیگه هم بارش کنم بعدشم موبیلو قفل کنم .
    ولی وقتی فکر کردم دیدم یه بستنی مجانی ارزش یه خًل و چل بازی دوستمو داره
    گفتم : چشم ، قربون دوست خوبم برم که اینفد به فکر منه !!
    امان از دست آدمهای مصلحت پرست !!!

    0

    0
  106. حیف نون sagt:

    از راهنمایی های غضنفر به بچه اش
    با هرکس به اندازه ی شعورش برخورد کن
    نه به اندازه ی شعورت !

    0

    0
  107. حیف نون sagt:

    خدایا می شه ما رو امتحان کنی
    ببینی جنبه پولدار شدنو داریم یا نه !؟

    0

    0
  108. حیف نون sagt:

    دیشب به قلبم گفتم: شب‌ها خواب به چشمِ من نمی‌‌آید قلبم گفت :
    از بس که بعد از ظهر‌ها می‌خوابی، بیخودی ادای عاشقارو در نیار
    قلبه من دارم !!!

    0

    0
  109. حیف نون sagt:

    میگن : تنبلی مادر همه عادت ‌های بد ماست !
    ولی خب به ‌هرحال مادره و احترامش واجبه !

    0

    0
  110. حیف نون sagt:

    غضنفر با یک سرهنگه سوار هواپیما می شن

    غضنفر رو به سرهنگه می کنه میگه :
    ببخشید شما گروهبانید ؟
    سرهنگه میگه نه
    غضنفر همین سوال رو چند بار می پرسه
    آخر سرهنگه خسته میشه میگه :
    بله بابا من گروهبانم
    غضنفر میگه پس چرا لباس سرهنگارو پوشیدی ؟!!!

    0

    0
  111. حیف نون sagt:

    غضنفر یه کدو تنبل می خره
    میزارتش کلاس تقویتی !!!

    0

    0
  112. حیف نون sagt:

    به غضنفر میگن تو طرفدار کدوم تیم فوتبال هستی؟
    میگه قربون جدش برم آسد میلان!!

    0

    0
  113. حیف نون sagt:

    به غضنفر میگن تا حالا لو رفتی ؟ میگه نه ، ردیف کن آخره هفته بریم !!!

    0

    0
  114. حیف نون sagt:

    یاد اون روزها بخیر. وقتى من بچه بودم، مادرم یک تومن به من مى داد و مرا به فروشگاه مى فرستاد و من با ٣ کیلو سیب زمینى، دو بسته نان، سه پاکت شیر، یک کیلو پنیر، یک بسته چاى و دوازده تا تخم مرغ به خانه برمى گشتم. اما الان دیگه از این خبرها نیست… !همه جا توى فروشگاه ها دوربین گذاشته اند

    0

    0
  115. حیف نون sagt:

    غضنفر میره مکه وقتی برمیگرده ازش می پرسن چه طور بود؟ خوش گذشت؟
    میگه :همه چی عالی بود هتل 5ستاره، امکانات توپ، جنسا ارزون و…. یه جای دیگه هم بود که مردم دورش میچرخیدن شلوغ بود من نرفتم.

    0

    0
  116. حیف نون sagt:

    به غضنفر میگن: چی شد مامانت مرد ؟
    میگه: رفت پشته بوم رخت پهن کنه افتاد
    میگن افتاد مرد ؟
    میگه: نه بابا افتاد رو کولر
    کولر شکـست
    بهش میگن اون موقع مرد؟
    میگه: نه آقا جان
    بعد افتاد رو تراس
    تراس خراب شد
    میگن: خوب این دفعه مرد ؟
    میگه: نه بعد افتاد رو سقف گاراژ
    سقف خراب شد!
    بهش میگن: حتماً این دفعه مرد ؟
    میگه: بازم نمرد
    دیدیم داره کُلّ خونه خراب میشه
    با تفنگ زدیمش

    0

    0
  117. مرجان sagt:

    به غضنفر ميگن: سه تا اسم بگو که آخرش الله داشته باشه، ميگه: ماشاءالله، يدالله، سيندرالله !

    0

    0
  118. حیف نون sagt:

    مرجان عزبز ، تو همین مایع ها منم یه جک بلدم

    غضنفر دو تا پسر داشته به اسمهای ، سمع الله و ثار الله ، خدا بهش یه دختر میده ، به خاطری که میخاد اول اسم دخترش ( س ) داشته باشه و آخرش هم ( الله ) اسم دخترشو « سیندرالله » میذاره !!

    0

    0
  119. حیف نون sagt:

    ( باز هم واقعی )

    دیشب نصفه شبی تشنم شده بود پا شدم از اتافم رفتم بیرون اب بخورم ، تو راهرو داداشمو دیدم ، میگه: ، اهه ، فلانی توئی ؟ گفتم : پـــ – نه – پـــ ، روحمه طفلی تشنش شده اومده آب بخوره !!
    اونم از یس که ترسیده بوده رفته قضیه رو به مامانم گفته
    صیح که ار خواب پا شدم ، مامانم اومده میگه :آخه تو کی میخای سر عقل بیای ، آخرش با این پ-نه-پ بازیهای مسخره و این خل و چل بازیات یکی رو به کشتن میدی .. !!!!
    آخه تا حالا شنیدین کسی از پ-نه-پ مرده باشه ؟ به قول آدمین ( جل الخالق )

    0

    0
  120. Kian sagt:

    خدا خر را آفرید و به اوگفت:
    تو بار خواهی برد، از زمانی که
    تابش آفتاب آغاز می شود تا زمانی
    که تاریکی شب سر می رسد.و همواره بر
    پشت تو باری سنگین خواهد بود.و تو
    علف خواهی خورد و از عقل بی بهره
    خواهی بود و پنجاه سال عمر خواهی
    کرد و تو یک خر خواهی
    بود.

    خر به خداوند پاسخ داد: خداوندا!من می خواهم خر باشم،
    اما پنجاه سال برای خری همچون من
    عمری طولانی است.پس کاری کن فقط
    بیست سال زندگی کنم و خداوند آرزوی
    خر را برآورده کرد

    خدا سگ را آفرید و به او گفت:
    تو نگهبان خانه انسان خواهی
    بود و بهترین دوست و وفادارترین
    یار انسان خواهی شد.تو غذایی را که
    به تو می دهند خواهی خورد و سی سال
    زندگی خواهی کرد.تو یک سگ خواهی
    بود.

    سگ به خداوند پاسخ داد:
    خداوندا!سی سال زندگی عمری
    طولانی است.کاری کن من فقط پانزده
    سال عمر کنم و خداوند آرزوی سگ را
    برآورد…

    خدا میمون را آفرید و به او گفت:
    و تو از این سو به آن سو و از
    این شاخه به آن شاخه خواهی پرید و
    برای سرگرم کردن دیگران کارهای
    جالب انجام خواهی داد و بیست سال
    عمر خواهی کرد.و یک میمون خواهی
    بود.

    میمون به خداوند پاسخ داد:
    بیست سال عمری طولانی است، من
    می خواهم ده سال عمر کنم.و خداوند
    آرزوی میمون را برآورده
    کرد.

    و

    سرانجام خداوند انسان را آفرید و به او گفت:
    تو انسان هستی.تنها
    مخلوق هوشمند روی تمام سطح کره
    زمین.تو می توانی از هوش خودت
    استفاده کنی و سروری همه موجودات
    را برعهده بگیری و بر تمام جهان
    تسلط داشته باشی.و تو بیست سال عمر
    خواهی کرد.

    انسان گفت:سرورم!گرچه من
    دوست دارم انسان باشم، اما بیست
    سال مدت کمی برای زندگی است.آن سی
    سالی که خر نخواست ، آن پانزده
    سالی که سگ نخواست و آن ده سالی که
    میمون نخواست زندگی کند، به من
    بده.

    و
    خداوند آرزوی انسان را برآورده
    کرد…

    و
    از آن زمان تا کنون انسان فقط بیست
    سال مثل انسان زندگی می
    کند!!!

    و

    پس از آن،ازدواج می کند و سی سال
    مثل خر کار می کند مثل خر زندگی می
    کند ، و مثل خر بار می
    برد

    و

    پس از اینکه فرزندانش بزرگ شدند،
    پانزده سال مثل سگ از خانه ای که در
    آن زندگی می کند، نگهبانی می دهد و
    هرچه به او بدهند می
    خورد…!!!
    و

    وقتی پیر شد، ده سال مثل میمون
    زندگی می کند؛ از خانه این پسرش به
    خانه آن دخترش می رود و سعی می کند
    مثل میمون نوه هایش را سرگرم
    کند…!!! 🙄

    0

    0
  121. Kian sagt:

    رفتیم صحرا نشستیم روی علف ها میگه اومدین تفریح؟میگم پـَـــ نــه پـَـــ گاویم داریم میچریم!

    تازه از خواب بیدار شدم بابام می یاد میگه:بیداری؟؟؟! می گم پـَـ نـَـ پـَـ خودمو زدم به بیداری!

    رفتم دکتر میگه مریضی؟ گفتم پـَـ نـَـ پـَـ اومدم ببینم مرض جدید چی داری؟

    با کیس ازدواجش رفتند آزمایش خون، گروه خونی‌شون بهم نخورده…
    زنگ زدم بهش میگم : غصه نخور رفیق… دنیا همینه…حالا میخوای چیکار کنی؟ کات میکنی باهاش؟
    بجای اینکه دردِ دل کنه میگه: پـَـَـ نــه پـَـَــــ صبر میکنیم تا سال دیگه یه بار دیگه آزمایش میدیم شاید ایندفه شانس‌مون زد افتادیم تو یه گروه خونی آسونتر صعود کردیم مرحله بعد!

    بهش میگم : دیگه می خوام ازت جدا شم !
    میگه : این حرف آخرته ؟
    پ ن پ این خلاصه ای بود از اخبار ایران و جهان ،
    لطفأ به ادامه ی خبر توجه فرمایید !

    رفتم سردخونه میگم : بی زحمت جسد پدربزرگمو تحویل بدین.
    میگه : میخوای خاکش کنی؟
    پ نه پ میخوام تا گارانتیش تموم نشده ببرم عوضش کنم

    رفتم بانک به آقاهه پشت میز میگم آقا ببخشید شما صندوق دارین؟ میگه پ ن پ هاش بکم!!!

    با دوستم تو مزرعه بودیم گوساله داشت از مامانش شیر می خورد دوستم میگه داره شیر می خوره؟ پ ن پ داره مامانش و باد میکنه مثل بادکنک بفرسته هوا!!!!

    ماشینه تا شیشه جمع شده… یه نفر اون بغل افتاده پارچه سفید روش کشیدن… یارو داره رد میشه… میگه مرده؟ پ نه پ تصادف خستش کرده خوابیده!

    روی نیمکت توی پارک، روزنامه دستمه… اومده میگه… روزنامه میخونی؟ پ نه پ سبزی خریدم نمیدونم لای کدوم صفحه گذاشتم!

    دارم تو کوچه راه میرم یه خانمه با ماشین رفت تو چاله آب پاشید همه صورتم و لباسام خیس شد، وایساده میگه وای خیس شدید ؟ پـَـ نـَـ پـَـ دیدم یه خانم محترمی مثل شما رانندگی یاد گرفته…اینا اشک شوقه! 🙄

    0

    0
  122. Kian sagt:

    از دفتر خاطرات حيف نون : خیلی فقیر بودیم مادرم قادر به زاییدن من نبود خاله
    ام منو زایید !!!

    حيف نون شب عروسیش برای محکم کاری تمام پرده های خونه رو هم پاره میکنه !!!

    0

    0
  123. سارا sagt:

    :I-m-in-love: سلام بچه ها
    من سارا هستم اگه یادتون نرفته باشه
    فقط اومدم تشکر کنم بابت جوکهای زیبا و یه احوالپرسی
    امیدوارم شاد باشید

    0

    0
  124. سلام سارا جون، آقاتون دوباره رفتن مسافرت؟! 😆

    0

    0
  125. حیف نون sagt:

    :Thinking:
    سارای عزیز
    متاسفانه من تازه به این جمع پیوستم و شما رو به خاطر ندارم
    به خاطر ندارم چی که اصلاً نمیشناسمتون

    0

    0
  126. حیف نون جان، شما ساکن کشور های عربی هستین؟

    0

    0
  127. حیف نون sagt:

    جناب آدمین عریر
    درست حدس زدین
    من ساکن کشورهای عربی هستم

    0

    0
  128. حیف نون sagt:

    Happy-Grin:: ( یک کم بی تربیتی )
    به غضنفر میگن : تا حالا اتوبوس هٌول دادی ؟
    میگه : نه ، ولی یه بار هٌول شدم تو اتوبوس دادم !!

    0

    0
  129. حیف نون sagt:

    :Overjoy:
    یک روز بعد از عید فطر ، خدا به غضنفر یه بچه میده
    غضنفرم اسم بچه رو « پس فطرت » میذاره !!

    0

    0
  130. حیف نون sagt:

    :Liar:
    مگس میاد رو گهه یه خالی بند میشینه و شروع میکنه به خوردن
    بعد از اینکه سیر میشه ، سرشو بالا میکنه میگه : « من عقابم »

    0

    0
  131. حیف نون sagt:

    گفتگوی دو معتاد
    محسن : اشغــــــــــــــــــــــــــــــــر
    اصغر : جون اشغــــــــــــــــــــــر
    محسن : چغده ما بد شانشیم . لا مشب یه ژلژله هم نمیاد این خاکشتر شیگار مارو بنداژه ژمین !!

    تنبلیت تو حلفم « محشن جون »

    0

    0
  132. ندا م sagt:

    حیف نون اون „پس فطرت “ رو خوب اومدی اما این واژه „…تو حلقم“ رو من اصلا متوجه نمیشم که علت و حکمتش کلا چیه که همه جا بکار میره . الان دقیقا اشاره به حلقش داره؟

    0

    0
  133. شطرنج بازه سوار اتوبوس میشه شلوغ بوده، خانومه میاد رد شه، دستش میخوره به اونجایی که نباید بخوره!
    شطرنج بازه میگه، دست زدی باید بازی کنی! 🙄

    0

    0
  134. حیف نون sagt:

    :Wink: ندای عزیز !
    در مورد واژۀ ( تو حلقم ) منم زیاد چیزی نمیدونم
    دیدم که خیلی جا ها استفاده میشه منم خواستم مثلاً کلاس بذارمو ازش استفاده کنم
    کار بردش فک کنم تو مواقعی است که یه عملی به اوج خودش برسه و دیگه از حد بگذره !

    0

    0
  135. حیف نون sagt:

    :Angel:
    اومدن من تو این سایت همان و پریدن بقیه همان ؟!
    کیان ، ندا ، مرجان ، رویا ، کجا رفتین همه تون ؟؟
    خود آدمینم که غیبش زده ؟

    0

    0
  136. حیف نون جان همه هستن اما شما فقط همین قسمت جوک ها رو میبینی، ما در پارس نیوز بیش از ۵۱۰ صفحه مختلف داریم، چت باکس داریم که همیشه با دوستان در تماس هستیم، شمام اگه نوشته های دیگر رو هم مورد عنایت قرار بدی و نگاهی بهشون بندازی، میبینی که دوستان همه جا هستن و بسیار هم فعالن! 🙂

    0

    0
  137. حیف نون sagt:

    جناب ادمین عزیر !
    عارضم به حظور عنبرتون که : وقتی پرسیدم دوستان کم پیدا شدن ، منظورم تو همین قسمت جًکها بود .
    این بماند که یادم رفت در سوالم « قسمت جًکها » را بگنجانم !
    وگرنه من به تمام قسمتهای سایتتون سرک کشیدم و دیدم که دوستان در آن قسمتها هم نظریاتی ارائه دادن

    0

    0
  138. Kian sagt:

    حدیث حیف نونی :
    اگر به یکدیگر احترام بگذارید؛یکدیگر هم به شما احترام میگذارد. 😆

    زن به محض ورود شوهرش به طرف او رفت و گفت: عزیزم نمیدونی واسه جشن تولدت چی خریدم!!!
    مرد تشکر کرد و گفت: حالا بگو ببینم چی خریدی؟
    زن گفت : صبر کن برم بپوشم و بیام ! 🙄

    به حیف نون میگن چنددرصد دعاهات قبول میشه؟میگه:50درصد میگن ازکجا فهمیدی؟ میگه:ازخدا خواستم دامادم خرپول باشه،دامادم خر هست اما پول نداره!

    0

    0
  139. حیف نون sagt:

    شخصی بنام باقر میره لندن
    بعد از اینکه میرسه و از هواپیما پیاده میشه « جیمز بوند » میاد سر راهش و دستشو طرف یارو دراز میکنه میگه : hi my name is bond james bond ( های ، مای نام ایس بوند ، جیمس بوند )
    یارو هم میخاد جلو جیمس بوند کلاس بذاره میگه : های، مای نام ایس « قر » ، بــــــا قر

    0

    0
  140. Kian sagt:

    تازگیا، تو فیلمای ایرونی، زنه حامله نمیشه و عیب از شوهرشه؛
    بعد میره امامزاده، حامله میشه…!!!
    من به شخصه، به سرایدار امامزاده مشکوکم . . . . 🙄
    .
    ___________________________
    آیا میدانستید، فقط یه آرایشگر زنِ ایرونی می تونه، ماهانه درآمدی معادل یه فوق تخصص جراحی داشته باشه !؟
    __________________________________
    لذت بردن يعنی: بری مهمونی، دخترشون برات شربت بياره، آروم بگی: خودتون درست کردين؟؟، اونم با عشوه بگه: بله، نوش جان، تو بگی: پس نمی خورم، مرسی! «نقل قول از بیمار زنجیری اعصاب و روان بیمارستان روزبه»
    ________________________
    پدر به دختر: „دخترم، این وقت شب، تو بالکن چیکار میکنی؟“
    دختر: „دارم ماهو میبینم، بابایی!“
    پدر: „خوب پس بی زحمت به ماهت بگو، خبر مرگش، اون اتومبیلشو خاموش کنه، صداش نمیذاره بخوابیم!!!“
    ____________________________________
    زن: جیـــــــــــغ بنفش
    مرد: یا ابوالفضل، چی شد؟ زلزله اومده؟
    زن: نه
    مرد: خونه همسایه آتیش گرفته؟
    زن: نه
    مرد: کسی فوت شده؟
    زن: نه
    مرد: پس چی؟
    زن: بیا دم پنجره، ببین این گربه چه نـــــازه، فداش بگردم!!!!
    ______________________
    داشتم تو پیاده رو میرفتم، یهو یه موتوری، توعابر پیاده، با سرعت از بغلم رد شد و نزدیک بود بزنه به من!
    داد زدم اینجا عابر پیادَست ها!!!
    جواب داد اینجا ایرانه ها!!!
    حرفش تا حدی منطقی‌ بود، که کاملا“ قانع شدم!!!
    ______________________________
    لازم دونسم تأکید کنم، „بهترین شغل، داشتن بابای پولداره !“
    _______________________________
    پُر درآمدترین هنر آدما، زبون بازیشونه . . .
    ___________________________________
    از اونجایی که میگن: „آدما رو، باید تو سفر شناخت“، پس چرا ماه عسلو یه وقتی گذاشتن که کار ازکار گذشته ؟!
    خو، قبلش بذارین، ملت نادم، از سفر برنگردن !!
    ______________________

    جام جم، داره اذان به افق لس آنجلس پخش ميکنه،
    مامان بزرگم ميگه: اذان تهرانه؟ ميگم: نه لس آنجلسه!
    ميگه: 2 زار اگه شعور داشتيا، با اذان شوخی نميکردی !!!
    ________________________________________
    وقتی خانومی به شما گفت: “چــــــــــــــــی؟”، به این معنا نیس که، گفته شما رو نشنیده!
    او در واقع، به شما یه فرصت داده، که گفته خودتونو تغییر بدین!
    (ستاد کمک به ادامه زندگی)
    _________________________________
    شورای امنیت سازمان ملل، «جوراب غضنفر» رو، در لیست سلاحهای کشتار جمعی قرار داد !
    _____________________________________

    تجویز دارو، برای جلوگیری از خاطرات بد . . .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    سه بسته خاک برات نوشتم، هر هشت ساعت، می‌ریزی رو سرت !!
    ________________________________________
    در حاشیه آبگرفتگی مترو تهران:
    „ایستگاه سواحل ولیعصر . . .“
    „ایستگاه بعدی، سواحل هفت تیر. . . !!!“
    ___________________________________

    فقط، تو بيمارستانای ايرانه كه، مریضو بيدار ميكنن، تا قرص خوابشو بخوره !!
    _________________________
    از مربي بدنسازی پرسيدم: با كدوم دستگاه بيشتر كار كنم تا دخترا عاشق هيکلم بشن؟ مربی گفت: دستگاه خودپرداز بيرون سالن!!
    ______________________________

    0

    0
  141. مرسی کیان جان ،واقعا قشنگ بودن! 🙂

    0

    0
  142. Kian sagt:

    هميشه مثل آفتابه قابل اعتماد باش تا مردم همه چيزشان را به تونشان دهند!!!!

    اميدوارم دربهترين و زيباترين و قشنگترين و خوشترين موقع خواب،جيشت بگيره!!!!؟

    تو مرکزانتقال خون از حیف نون میپرسن يكماه اخیر رابطه جنسی پرخطر داشتی؟ میگه آره، رفته بودم خونه دوست دخترم، هر لحظه ممکن بود باباش بیاد!!!!؟

    آخرين ويرايش شعر سعدى:بجزقوم شوهر که ويرانگرند،بنى آدم اعضاى يکديگرند!!!!!!؟

    شاباش چيست؟عملي عاميانه براي وحشي كردن شخصي كه در حال رقص است!!!!!!؟

    به غضنفر میگن بنی آدم اعضای یکدیگرند یعنی چی؟ میگه یعنی خواهرت جیگر منه
    ·
    بچه: بابا اگه کلي پول برنده شي چيکار ميکني؟ بابا: آمريکا – ويــسکي – جنيفر – برگ
    بچه: اگه برنده نشي چي؟ بابا: همينجا – چايي – ننت – مرگ

    حیف نون میبینه رستوران بغلیش روی تابلو نوشته : خدا با ماست
    حیف نون هم روی تابلوی رستورانش می نویسه : پیغمبر با نوشابه !!!

    پیغام عاشقانه یک حیف نون به دوست دخترش: ای کاش مغز داشتم تا مرگ مغزی شوم و قلبم را به تو اهدا کنم !!!

    به حیف نون کار میدن که کف اتوبان رو لاین بکشه روز اول ۶ کیلومتر رنگ میزنه… روز دوم ۳ کیلومتر رو و روز سوم کمتر از یه کیلومتر… صاحب کارش بهش میگه هوی چرا تو هر روز کمتر از دیروز کار میکنی…؟ میگه: “من نمیتونم بهتر از این کار کنم… چون هر روز دارم از قوطی رنگ دورتر میشم

    · یه اصفهانی بعد 20 سال میره کفش بخره وارد مغازه که شد به مغازه دار میگه: سلام, بازم اومدیم ! 😆

    به حیف نون میگن میتونی نقش یوسف رو بازی کنی ؟
    میگه آره ولی نمیتونم پیشنهاد زلیخا رو رد کنم !

    .
    حیف نون را میبرن دادگاه. قاضی تا می بیندش میگه:خاک بر سرت این دفعه چهارمه آوردنت اینجا؟! حیف نون میگه:خاک تو سر خودت که هر وقت هر کی میاد تو اینجایی!

    يارو خيلي گشنش بود از پشت شيشه رستوران نگاه ميكنه يكي داره كباب ميخوره با انگشت ميزنه به شيشه ! يارو ميگه چته ؟ ميگه پيازهم بخور

    دلداری یه حیف نون به پسرش موقع آمپول زدن :
    هرچی کمتر بهش بیشتر فکر کنی، بیشتر دردش کمتر میشه … !

    انقدر تو شعرا گفتن و ميگن :“ اي ساربان ! آهسته ران…“
    انگار كه شترهاي صدراسلام 180 تا مي رفتن…..!!!

    0

    0
  143. حیف نون sagt:

    :Disapproval:
    مشغول خوردن انگور بودیم ، دادشم یه دونه از انگورا رو دید که تبدیل به کشمش شده .
    بهم میگه : این کشمشه ؟
    گفتم : پــ-نه-پـــ ، انگوره ولی معتاد به مواد مخدر شده به این شکل در اومده !

    0

    0
  144. حیف نون sagt:

    :Thinking:
    ﺗﻮ ﺧﯿﺎﺑﻮﻥ ﺩﻭ ﻧﻔﺮ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺩﻋﻮﺍ ﻣﯿﮑﺮﺩﻥ ﻣﺮﺩﻡ ﺩﻭﺭﺷﻮﻥ ﺟﻤﻊ ﺷﺪﻥ ؛ ﺍﻭﻥ ﺩﻭ ﻧﻔﺮﯼ ﮐﻪ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺩﻋﻮﺍ ﻣﯿﮑﺮﺩﻥ ﺭﻓﺘﻦ ،
    ﻣﺮﺩﻡ ۱۰ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺍﻭﻧﺠﺎ ﻭﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻥ ﺑﻪ ﺍﻣﯿﺪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺑﺮﮔﺮﺩﻥ ﺩﻋﻮﺍ ﮐﻨﻦ ، ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺍﻭﻣﺪﻥ ﻣﺴﺎﺑﻘﺎﺕ ﺑﻮﮐﺲ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺭﺍﻧﺪ ﺩﻭﻡ ﻫﺴﺘﻦ !!

    0

    0
  145. حیف نون sagt:

    ﺁﯾﺎ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺴﺘﯿﺪ ﮐﻪ ﺍﻭﻥ ﺯﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺑﺎﺭ ﻋﺒﺎﺭﺕ “ :ﻣﺮﺩﺍ ﻫﻤﻪ ﻣﺜﻞ ﻫﻤﻪ ﻥ” ﺭﻭ ﺑﻪ ﮐﺎﺭ ﺑﺮﺩ ،
    ﯾﻪ ﺯﻥ ﭼﯿﻨﯽ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺷﻮﻫﺮﺷﻮ ﺗﻮ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﮔﻢ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ؟

    0

    0
  146. حیف نون sagt:

    ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺍﻭﻣﺪﻡ ﺑﻪ یکی ﺑﮕﻢ ﻏﺼﻪ ﻧﺨﻮﺭ ، ﺑﺪهی ﻭﺍﺳﻪ ﻣﺮﺩﻩ ؛
    ﺑﻌﺪ ﯾﻪ ﻟﺤﻈﻪ ﺯﯾﺮ ﺍﺑﺮﻭﻫﺎﺷﻮ ﺩﯾﺪﻡ ﻭ ﮔﻔﺘﻢ ﺧﺪﺍ ﺑﺰﺭﮔﻪ ﺧﻮﺍﻫﺮ ، ﺩﺭﺳﺖ ﻣﯿﺸﻪ !

    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

    ﺑﭽﻪ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﻫﻢ ﻧﺸﺪﯾﻢ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﻣﺎ ﺭﻭ ﺍﻟﮕﻮ ﻗﺮﺍﺭ ﺑﺪﻥ !!

    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

    ﯾﻪ ﺑﺎﺭ ﺑﺎ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﺷﻤﺎﻝ ، یکی ﺍﺯ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﮔﻔﺖ ﻣﻦ ﺑﻠﺪﻡ ﻣﯿﺮﺯﺍ ﻗﺎﺳﻤﯽ ﺑﭙﺰﻡ …
    ﺁﻗﺎ ﭘﺨﺖ ﻫﯿﭽﮑﺲ ﻧﺘﻮﻧﺴﺖ ﺑﺨﻮﺭﻩ … ﯾﺎﺩﻣﻪ ﺭﯾﺨﺖ ﺗﻮ ﺩﺭﯾﺎ ﻓﺮﺩﺍﺵ ۱۷ ﺗﺎ ﻧﻬﻨﮓ ﺗﻮ ﺳﻮﺍﺣﻞ ﺑﺮﯾﺘﺎﻧﯿﺎ ﺧﻮﺩ ﮐﺸﯽ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻥ !

    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

    ﺷﺎﻧﺲ ﺁﻭﺭﺩﯾﻢ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﺍﺧﺘﺮﺍﻉ ﺷﺪ ﻭﮔﺮﻧﻪ ﻧﻤﯽ ﺩﻭﻧﺴﺘﻢ ﺑﻌﻀﯿﺎ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﻦ ﺑﺎ چی ﺛﺎﺑﺖ ﮐﻨﻦ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪﻥ !

    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

    یکی از سخت ترین کارایی که باید انجام بدم پوشیدن کفشم آخر مهمونی دمه دره
    آحه یکی نیست بگه ما بدرقه نخوایم کی رو باید ببینیم؟
    حاجی هم اینقدر نمیان
    همه زل میزنید به آدم!!

    0

    0
  147. Kian sagt:

    بزرگترین پرورشِ مار در سطحِ خاورمیانه، آستینِ بنده است.!!!
    ﺑﻌﻀﻴﺎ مثل ﺁﺧﺮ ﺳﺲ ﺧﺮﺳﻲ ﻣﻬﺮﺍم هستن!
    ﻓﻘﻂ ﺗﺮﺗﺮ ﻣﻴﻜﻨﻦ,
    ﺑﺪﻭﻥ ﺍﻳﻦ ﻛﻪ ﺑﺎﺯﺩﻫﻲ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻦ
    یه آدمایی هم هستند که هیچ وقت ترکت نمیکنن
    ولی بلدن کاری کنن
    تا خودت یواش یواش ترکشون کنی
    – واسا دنیا من میخوام پیاده شم .
    +پیاده شو..
    -اِاِاِ مگه میشه ..
    +بله آقا پیاده شو کار دارم..
    -نه آقا غلط کردم برو
    دوره زمونه عوض شده، الان دیگه غاز همسایه مرغه !
    (در راستای گرانی مرغ!)
    کم کم دارم به این باور میرسم که مثلث برمودا زیرِ تخت منه !!
    هر چی میفته زیرش, غیب میشه .
    ضایع یعنی اینکه فامیلیت قاسمی باشه
    باباتم اسمتو گذاشته باشه میرزا !
    این همه میگن سرویس بهداشتی دروغه ها باور نکنین!
    من خودم شخصا چند باری رفتم
    کاملا غیر بهداشتیه !
    یعنی هیچ وقت نذارید یه کامپیوتر بفهمه که عجله دارید.
    زخم هایم به طعنه میگویند: دوستانت چقدر با نمک اند!
    مجری از طرف می‌پرسه نظرتون راجع کتاب تو اتوبوس چیه؟
    میگه خوبه، هوا گرمه تو اتوبوس باهاش خودمو باد میزنم !!
    همسایه دیوار به دیوارمون ۲ شب اومده زنگمونو زده میگه :
    احیانا این سوناتا مال شما نیست دمه در ما گذاشته !؟
    میگم : نه مال ما نیست !
    میگه : آررررره حدس می زدم شما از این فک و فامیلا ندارین !
    میگه به خدا راست میگم. طرف میگه نه، اگه راست میگی بگو به جون مامانم!!
    خواستگار اومده بابام میگه نمیدونم هر چی خودت میگی؟
    منم گفتم نه! میگه تو غلط کردی مگه بحرف توئه !
    رفتم نمایندگی ماشین به مسئولش میگم فرمون ماشین زیاد صدا میده
    چه کار کنم؟
    میگه صدای ضبط رو زیاد کن !
    ایـــن روزهـــا هــــوا خیلـــی غبـــار آلــــود اســـت؛
    گـــرگ را از ســـگ نمــی تـــوان تشخیـــص داد !
    هنگـــامـــی گـــرگ را می شنـــاسیـــم؛
    کـــه دریـــده شـــده ایــــم
    یه گلدون میخری ۱۰۰هزار تومن، هر روز دمای هوای اطرافشو اندازه می گیری
    به دقت بهش آب معدنی میدی، بعد دو هفته خراب میشه!
    اونوقت پیاز، تو سردترین و تاریکترین قسمت خونه درختچه میشه
    یارو اومده تو پیج سهراب سپهری پست گذاشته:
    آقای سپهری من عاشق شما و شعراتونم شب ها با شعرهای شما
    و چشم خیس به خواب میروم، چشمها را باید شست جور دیگر باید دید
    حالا تا اینجاش اشکال نداره ، دو روز بعدش کامنت گذاشته زیر پست خودش که:
    آقای سپهری تورو خدااااااااااا جواب مرا بدهید حتی یک سلام
    هر وقت زندگی یه ضربه بهت زد ، آروم لبخند بزن و بهش بگو :
    جوجه ! همه زورت همین بود !؟
    بابام تا یه جایی بیشتر ساعتو بلد نیست
    وقتی میرم بیرون از یه ساعتی به بعد هی زنگ میزنه میگه میدونی ساعت چنده؟؟؟
    پشتِ سره هر مرده موفق هیچ چیزی نیست ،
    زرنگ بوده
    چسبیده به زندگیش
    پولاشو جمع کرده
    زندگیش روبراه شده !

    0

    0
  148. حیف نون sagt:

    داشتم با ماشینم می رفتم سر كار كه موبایلم زنگ خورد گفتم بفرمایید الووو..، فقط فوت كرد !
    گفتم اگه مزاحمی یه فوت كن اگه میخوای با من دوست بشی دوتا فوت كن .
    دوتا فوت كرد.
    گفتم اگه زشتی یه فوت كن اگه خوشگلی دوتا فوت كن دوتا فوت كرد .

    گفتم اگه اهل قرار نیستی یه فوت كن اگه هستی دوتا فوت كن دوتا فوت كرد .

    گفتم من فردا میخوام برم رستوران شاندیز اگه ساعت دوازده نمیتونی بیای یه فوت كن اگه میتونی بیای دوتا فوت كن دوباره دوتا فوت كرد .

    با خوشحالی گوشی رو قطع كردم فردا صبح حسابی بخودم رسیدم بهترین لباسمو پوشیدم و با ادكلن دوش گرفتم تو پوست خودم نمی گنجیدم فكرم همش به قرار امروز بود داشتم از خونه در میومدم كه زنم صدام كرد و گفت ظهر ناهار میای خونه؟

    اگه نمیای یه فوت كن اگه میای دوتا فوت كن.

    0

    0
  149. حیف نون sagt:

    اوایل ترم بود…

    صبح زود بیدار شدم که برم دانشگاه. چون عجله داشتم بجای ۵۰۰۰ تومنی یه پونصدی از کشوم برداشتمو زدم بیرون . سوار تاکسی که شدم دیدم اووووف یکی از دخترای خوشگل کلاس جلو نشسته ! یه کم که گذشت گفتم بذار کرایه شو حساب کنم نمک گیر شه بلکه یه فرجی شد !

    با صدایی که دو رگه شده بود پونصدی رو دادم به راننده و گفتم: کرایه ی خانم رو هم حساب کنید !

    دختره برگشت عقب تا منو دید کلی سلام و احوالپرسی و تعارف که نه اجازه بدین خودم حساب میکنم و این حرفا ! منم که عمرا این موقعیتو از دست نمیدادمو کوتاه نمی اومدم ! میگفتم به خدا اگه بزارم! تمام این مدتم دستم دراز جلوی راننده ! همه شم میدیدم نیشِ راننده بازه ! خلاصه گذاشت حسابی گلوی خودمو پاره کنم،

    بعدش گفت : چطوره با این پونصدی کرایه ی بقیه رو هم تو حساب کنی ؟! یهو انگار فلج شدم . آخه پول دیگه ای نداشتم ! الکی سرمو کردم تو کیفمو وقت کشی تابلوُ که دیدم خانم خوشگله کرایه ی جفتمونو حساب کرد ! ولی از خنده داشت میترکید ! تو کلاس داشت گریه ام می گرفت که اس ام اس داد و گفت : پیش میاد عزیزم ناراحت نباش ! موافقی ناهارو با هم بخوریم ؟!

    حالا من بیچاره شارژ هم نداشتم جواب بدم!

    خلاصه عین اسکلا انقد بهش زل زدم تا نگام کنه و گفتم : باشه!! این شد که ما چند ماهه باهم دوستیم ولی یه بار که گوشیشو نگاه کردم دیدم اسمِ منو “مستضعف” سیو کرده !

    0

    0
  150. حیف نون sagt:

    استاد : وقتی بزرگ شدی چه میکنی؟
    شاگرد : ازدواج!
    استاد : نخیر منظورم اینه که چی میشی؟
    شاگرد : داماد!
    استاد : اوه! منظورم این است وقتی بزرگ شوی چی بدست می آوری؟
    شاگرد : زن!!
    استاد : ابله!!! وقتی بزرگ شوی برای پدر و مادرت چی میگیری؟
    شاگرد : عروس میگیرم!
    استاد : پسرجان پدر و مادرت در آینده از تو چه میخواهند؟
    شاگرد : یک زندگی متاهلی موفق.

    0

    0
  151. حیف نون sagt:

    یه پشه مشاهده کردم تو اتاق.رفتم یه دماسنج آوردم نشستم جلوش نشونش دادم

    و باهاش منطقی بحث کردم که هنوز سرده هوا.اونم قبول کرد و رفت !

    0

    0
  152. حیف نون sagt:

    وقتی کباب با برنج میخوریم ۹۰%حواسمون به اینه که هر دوتاش باهم تموم شه !

    0

    0
  153. این آخری روکاملا باهات موافقم حیف نون جان ما ایرانی ها اگه همه کارهای دیگمون مثل چلو کباب خوردنمون حساب و کتاب داشت، حال و روزمون خیلی بهتر بود! 😆

    0

    0
  154. حیف نون sagt:

    آدمین عزیز
    نه تنها ایرانی جماعتب بلکه مردم اغلب کشورهای اسیایی در مورد شکم بسیار وسواس به خرج میدن و حساب کتاب خوب دستشونه
    ولی وقتی بحث استفاده از عقل و منطق و مخ به میون بیاد ، حیرون و سیلون میمونن که اینا دیگه چه جور صیغه ای است !!

    0

    0
  155. حیف نون sagt:

    یکی از غذاخوری‌های بین‌راه بر سر در ورودی با خط درشت نوشته بود:

    شما در این مکان غذا میل بفرمایید، ما پول آن را از نوه شما دریافت خواهیم کرد.

    راننده‌ای با خواندن این تابلو اتومبیلش را فوراً پارک کرد و وارد شد و ناهار مفصلی سفارش داد و نوش‌جان کرد.

    بعد از خوردن غذا سرش را پایین انداخت که بیرون برود، ولی دید که خدمتگزار با صورتحسابی بلند بالا جلویش سبز شده است. با تعجب گفت:
    مگر شما ننوشته‌اید که پول غذا را از نوه من خواهید گرفت؟!

    خدمتگزار با لبخند جواب داد: چرا قربان، ما پول غذای امروز شما را از نوه‌تان خواهیم گرفت،
    ولی این صورتحساب مال مرحوم پدربزرگ شماست.

    0

    0
  156. حیف نون sagt:

    مردم سه گروه هستند
    گروه اول
    گروه دوم
    و از همه مهمتر که خیلی هم در دنیا نقش دارند ، گروه سوم !!!

    0

    0
  157. Kian sagt:

    یکی از دوستان می گفت: تو فرودگاه بودم متوجه شدم که نیروی انتظامی
    به یک خانم که کفش پاشنه بلند پوشیده بود گیر داد که
    صدای تق تق کفشهای شما تحریک کننده است مراعات کنید.
    خانمه بهش گفت : به من بگو چه غذائی میخوری که اینقدر زود تحریک میشی
    تا بدم شوهرم بخوره.
    چون من لخت هم که میشم، شوهرم تحریک نمیشه!!!! 🙄

    0

    0
  158. آرزوى غضنفر: خدا یا یک دوست دختر بهم بده، که روز تولدش يادم بره ، بهش بر بخوره قهر بكنه بره ، ديگه هم بر نگرده از دستش راحت بشم

    0

    0
  159. Kian sagt:

    پسره اصفهانیه به باباش میگه پنج هزار تومن بده.باباش میگه چی , چهار هزار تومن؟ سه هزار تومن میخوای واسه چی ؟ بچه های مردم روزی دو هزار تومن میگیرن با همون هزار تومن کنار میان , اونوقت تو از من پونصد تومن میخوای؟ بابای من سیصد تومن به من نمیداد که من بخوام دویست تومن بدم . بیا حالا این صد تومن رو بگیر … پسره نگاه کرد دید پنجاه تومنیه
    !!! :mrgreen:

    0

    0
  160. حیف نون sagt:

    کیان
    مثل اینکه قرار بوده با مذهب و ملیت و نژاد و قومیت مردم شوخی نشه ؟!
    میتونستی مثلاً به جای اصفهانیه از کلمۀ غضنفر یه حیف نون و یا مشابه اون استفاده کنی !!

    0

    0
  161. حیف نون جان، نسبت دادن اینجور جوک ها به اصفهانی ها ، توهین نیست، بلکه زرنگیشونو میرسونه و حتی به خودشونم که اینجور جوک ها رو میگی ناراحت نمیشن!

    0

    0
  162. Kian sagt:

    چرا مردها نباید مشاور ازدواج باشند؟ 😆 😆 😆

    مشاور عزیز
    امیدوارم بتوانید به من کمک کنید. چند روز پیش من از خانه خارج شدم تا به سر کارم بروم. هنوز از خانه دور نشده بودم که ماشینم خراب شد و مجبور شدم تا خانه پیاده برگردم. وقتی وارد خانه شدم نتوانستم آنچه را می بینم باور کنم. دختر همسایه توی بغل شوهرم بود! من 32 ساله هستم، شوهرم 34 ساله است و دختر همسایه فقط 19 سال دارد. ما
    10 سال است که ازدواج کرده ایم. شوهرم اعتراف کرد که از شش ماه پیش با دختر همسایه رابطه دارد.
    مشاور عزیز. من نگران و دل شکسته هستم و شدیداً به کمک شما نیاز دارم. لطفاً به من کمک کنید.
    ارادتمند، شیلا

    پاسخ مشاور:

    شیلای عزیز
    من درد شما را می فهمم. خراب شدن ماشین مشکل بزرگی است. با توجه به آنچه که توضیح دادی، احتمال می دهم مشکل از موتور باشد. لوله های بنزین را چک کن که آشغال تویشان گیر نکرده باشد. اگر تمیز هستند، شاید پمپ بنزین اشکال پیدا کرده باشد. اگر آن هم نبود باید انژکتور را چک کنی. امیدوارم توانسته باشم به تو کمک کنم.
    ارادتمند، مشاور

    0

    0
  163. Kian sagt:

    تاثیری که والیبال ساحلی زنان رو بینایی مردا داره یه گونی هویج نداره!!

    رفتم مرغ خریدم ! یه دفه یه گدایی اومد جلومو گرفت گفت مبارک باشه شیرینییشو نمیدی ؟

    بابام از اداره زنگ زده خونه بعد کلی احوال پرسی میگه معین خودتی؟ میگم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ به سیستم تلفنباک بانک تجارت خوش آمدید برای پرداخت قبوض شماره 1،برای اطلاع از موجودی حساب شماره 2….گفت زهر مار و قطع کرد. دیدم ظهر عصبانی اومد توی اتاق منم پای پـَـَـ نــه پـَـَــــ بودم گفت اگه یه بار دیگه بگی پـَـَـ نــه پـَـَــــ دیگه تو این خونه نمیخوابی….گفتم یعنی بیرونم میکنی بابا؟ گفت پَـــ ن پَــــ خونه رو عوض میکنم بزغاله 😆

    داداش ببخشید، وِر ایز المپیک؟

    [محمد علی آبادی گم شده در لندن]

    داداشم میخواد ببینه چند کیلوه ، میگه برم رو ترازو؟ میگم : پَ نه پَ کلیک راست کن رو خودت ، برو تو پروپرتیس ببین چند کیلویی !!!

    زوجین خارجی موقع دیدن فیلم عروسی‌شون:آخی…یادت میاد اون شب چقدر خوش گذشت؟هیچ وقت یادم نمیره دوستت دارم

    حالا زوجین ایرانی موقع دیدن فیلم عروسی‌شون:
    ببین خواهرت چقدر داره ضایع می‌رقصه شلوار پسر عموت داره می‌افته از پاش این ایکبیری رو ببین با ننه‌اش نشسته داره غیبت می‌کنه از خودت و خانواده‌ات متنفرم :))

    0

    0
  164. Kian sagt:

    انواع عقیده در تولید :
    امریکایی : هم خوب کار کنه هم با دوام باشه
    انگلیسی : جنسش خوب باشی و مشتری راضی باشه
    ایرانی : تا وقتی مشتری میخره سالم باشه بعد که خرید مهم نیست
    چینی : فقط ایرانی بخره

    نام جدید پژو
    در راستای تحریم ایران از سوی شرکت پژو نام خودروی پژو206 به گل محمدی 110تغییر یافت!

    درسته که ما روزه نمیگیریم ولی دیگه اینقدر هم کافر نیستیم که اگه واسه افطاری جایی دعوت شدیم نریم !

    چندتا فامیل پیر داریم همیشه توی عروسی ها میومدن سیخونک میزدن تو پهلوم در گوشم میگفتن :
    بعدی تویی,بعدی تویی…
    البته دیگه اینکارو نمیکنن…
    چون توی مجلسهای ختم، منم باهاشون همین کارو میکردم

    یه مرغ دارم روزی دو تا تخم میذاره

    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    معاوضه با زمین یا مغازه !!!

    دیشب خواب دیدم ازدواج کردم ؛ صبح بلند شدم صدقه دادم !

    همیشه تو بحث های ایرانی آخرش که میرسه همه برا خودشون تاسف می خورن بعد یهو یکی میگه : آقا اصن هرچی سرمون بیاد حقمونه … بعد میرن شام میخورن !

    رفتم خونه دیدم ماهی از تنگ افتاده بیرون،داداشم میگه یعنی مرده؟
    میگم پـَـَـ نَ پـَـَــ دوگانه سوزش کردم وقتی آب نیست با هوا کار میکنه

    کلاس گذاشتن جدید دخترا: من خواستگار مرغ فروش داشتم ردش کردم !!!

    فقط یه ایرانی میتونه اینو باور داشته باشه که اگه جفت راهنمای ماشین و روشن کنه، مجازه تو اتوبان دنده عقب حرکت کنه!
    والاااااااا

    فقط یه ایرانی میتونه به جای اینکه بگه وسیله م مشکل فنی داره ، بگه این قلق داره قلقشم دست خودمه !

    درد دل پسرا :
    خرج عروسی رو که ما پسرا میدیم اونوقت میگن عروسی !
    خونه ام که ما پسرا میگیریم میشه خونه ی عروس !
    از اون بدتر جونت درمیره کار میکنی یه ماشین میخری اونم میشه ماشین عروس !
    دیگه بدتر ۴روز دیگه بچه خواهرت به مامانش میگه مامان مامان بریم خونه زن دایی اینا !
    اون وقت دخترا میگن حقشون ضایع شده …

    قدیما خیلی باحال بود ولی ما نبودیم

    بعدنا هم خیلی باحاله ولی ما نیستیم!

    یه روز با جعبه خیلی بزرگ رفتم اداره پُست ، جعبه رو گذاشتم رو ترازو کارمنده اومده میگه می خوای پُست کنُی ؟!
    گفتم : پَ نه پَ اومدم وزنش کنم ببینم اگه اضافه وزن داره شبها بهش شام ندم !

    یه بار تو تاکسی از سر حجب و حیا خودم چسپوندم به در نخورم به دختره
    دختره گفت آقا این مسخره بازی ها چیه درست مثل آدم بشین دیگه :/
    آدم نمیدونه باید چیکار کنه … بد معضلی شده … 🙄

    شاید باورت نشه
    شاید فکر کنی دارم برات کلاس میزارم
    ولی ….
    افطاری مرغ داشتیم !!!!

    طرف نوشته بود که:
    من یه گوگل واسه مغزم لازم دارم یه آنتی ویروس هم واسه دلم
    یکی کامنت گذاشته بود:
    پس یه فتوشاپ هم واسه قیافت بذار!

    دختره عضو فیس‌بوک شده اون وقت …
    عکساشو بسته
    پوکش رو بسته
    والش رو بسته
    اینفوش رو بسته
    … ادش رو بسته
    مسیج هم نمیشه بهش داد !!!
    خو بدبخت زندانی کردی خودتو؟؟؟!!!
    خو مسخره , جنبه ش رو نداری برو بشین گوشه ی اتاقت بافتنی بباف
    والا بخدا !!!

    کارت عروسی حیف نون:
    شروع مراسم از ساعت 6 تا وقتی که دعوا شد!!

    گلابی کیلو 11 تومن!
    از این به بعد کسی بهتون گفت گلابی باید احساس غرور کنید

    به غضنفر میگن میتونی نقش یوسف رو بازی کنی ؟
    میگه آره ولی نمیتونم پیشنهاد زلیخا رو رد کنم !

    شوهر خوب ، مردی است که هیچ وقت ازدواج نمی‌کند.

    شعرنوغضنفر:
    توسیب کدامین درخت پرتقالی که هردانه انارت به سرخی گیلاس های درخت موزاست،ای گلابی!

    اس ام اس
    یه قانون نانوشته هست که میگه:
    هرچقدر زمان اس ام اس بازی طولانی تر بشه؛
    احتمال شروع دعوا بیشتر میشه…

    گفتم تا در جــــریان باشید…

    یادش بخیر قدیما پونصدی که تو تاکسی درمیاوردیم سینه‌مونو می‌دادیم جلو منتظربودیم یارو بگه خورده بده!
    مث الان نبود که با ترس و لرز و خفت و خواری 🙁

    پشه
    بیمار: من فکر می‌کنم پشه‌ام!
    دکتر: من دندون‌پزشکم؛مطب روان‌پزشک رو به روی ماست.
    بیمار: میدونم؛ الان اونجا بودم
    دکتر: پس چرا اومدی اینجا؟
    بیمار: مهتابی‌تون روشن بود.

    روز مرد
    به دلیل پشت سر گذاشتن روز زن و گذشتن خر از پل و همچنین گران شدن اجناس و تورم، امسال روز مرد، یوم الشک اعلام شد.

    درس خواندن در زمان امتحانات
    روش درس خوندن بچه ها در ایام امتحانات

    این که نمیاد..
    اینم که طولانیه ولش..
    اینم که تابلوس جوابش چیه..
    آخیــــــــــــش… پاشم برم فیسبوک !!!

    0

    0
  165. حیف نون sagt:

    به غضنفر میگن : یه حیون بی دندون نام ببر ؟
    میگه : مادر بزرگم

    0

    0
  166. حیف نون sagt:

    به غضنفر میگن : یه پرندۀ پستان دارو نام ببر ؟
    میگه : مهمان دار هواپیما !

    0

    0
  167. حیف نون sagt:

    میدونی اسم جدیدی که تازگی ها برای آفتابه انتخاب کردن چیه ؟

    خیار شور !!!

    0

    0
  168. حیف نون sagt:

    غضنفر ا ینا به چنگال میگن : یکی در میان !!

    0

    0
  169. حیف نون sagt:

    به غضنفر میگن : با « تًشک » جمله بساز
    میگه : یه پرنده دیدم ، « تو شک » بودم بزنمش یا نزنمش
    میگن : منظورمون تًشک و « بالش » بود !؟
    غضنفر میگه : اها گرفتم ، یه پرنده دیدم « تو شک » بودم که بزنم به این « بالش » یا اون « بالش » !!

    0

    0
  170. Kian sagt:

    اینایی که میگن شبا نباید چیزی خورد غلط اضافی میکنن ؛ اگه نباید ، پس یخچال چرا چراغ داره !!! 🙄

    0

    0
  171. Kian sagt:

    یه بار هم با بابام دعوام شد ولی چون امکانات نداشتم نتونستم خواننده بشم بیخیال شدم آشتی کردم …

    اعتراف میکنم هنوزم برای سنجش دمای چایی از انگشت اشاره ام استفاده میکنم ! و در ضمن تا تمامی فنجان ها رو تست نکنم و مطمئن نشم که همشون داغ هستن عمرا واسه مهمونا نمی برم …

    درا رو بستم روش تا احساسه آرامش کنم ، اما لامصب از پنجره میاد …

    اون گوشه از قلبم که مال هیچکس نیست : بیست تومن پیش ، ماهیانه چهارصد و پنجاه هزار تومن اجاره …

    خواهر زادم دو سالشه ، خواهرم بهش میگه تو دماغت جوجو رفته بذار درش بیارم ؛ برگشته میگه : بذار اون تو باشه جیک جیک کنه ….

    چیز چیست ؟
    کلمه ایست شگفت انگیز در زبان فارسی که میتواند جایگزین تمـــام کلمات دیگر شود ؛ زمانی که طرف کم می آورد از آن کلمه در جمله اش استفاده میکند ؛ به مثال های زیر توجه کنید :
    چیز اینو کجا گذاشتی ؟
    خواستم خدایی نکرده یه وخ چیز نشه …
    برو پیش فلانی چیز کن !.

    دوست دارم برم پاریس روصندلی کنار پیاده رو بشینم و این کفترا بیان دورو برم ، براش دون بپاشم؛ یهو پاشم همشونو با سنگ بزنم …

    پلیسه به یارو میگه :
    گواهینامه داری؟
    میگه :
    بزار داشبورد رو ببینم شانس بیاری که داشته باشم ، کارت راه بیفته ! 😆

    0

    0
  172. Kian sagt:

    سوالات رایج مربوط به موبایل:

    سال 76 : آنتن دهی ش چطوره؟
    سال 79 : چقدر شارژ نگه میداره؟
    سال 82 : دوربینم داره؟
    سال 85 : دوربینش چند مگا پیکسله؟ صداش چطوره؟
    سال 88 : تاچه؟ یا از این معمولیاس؟
    سال 91 : اندرویده؟
    سال 94 : هوشمنده؟ یا معمولیه؟
    سال 97 : اخلاقش چطوره؟!
    سال 1400: درکت میکـنـه ؟! یا نه؟
    سال 1403: به اندازه کافی بهت توجه میکنـه؟ یا میخوای باهاش به هم بزنی؟

    ایرانسل :
    مشترک گرامی چته ؟ چه مرگته ؟ تو فکری ؟
    برو از سر کوچه یه شارژهزاری بخر ۲۰۰ تومن جایزه بدم خوشحال شی ….

    چند نمونه از تیکه کلام های نسل بعد :. 😆
    .
    .
    ایشالا خیر از پروفایلت ببینی
    ایشالا لایک نشده از دنیا نری جوون
    ایشالا کامنت به پستت بباره
    ایشالا هرچقد لایک از خدا میخوای بهت بده
    ایشالا روحت با مارک زاکر برگ محشور بشه
    ایشالا صد در پروفایلت هزار در پیجت لایک بخوری
    ایشالا دست به هرچی میزنی لایک بشه
    برای اینکه لایک نشده از دنیا نری بلند لایک کن

    0

    0
  173. Kian sagt:

    حیف نون داشت نماز میخوند
    یکی از کنارش رد میشه میگه : چه آدم باخدایی.
    حیف نون نمازشو ول میکنه میگه : تازه روزه هم دارم ! 😆

    0

    0
  174. Kian sagt:

    یادش بخیر ما که بچه بودیم ، یه دستمال کهنه ای ، لنگ ماشینی چیزی پیدا میکردن میذاشتن لای پامون بقچه میکردن تا یه هفته بعد بازش کنن الان پوشک زدن واسه بچه با خروجی هوا از هردو طرف ، 8 لایه محافظ ، ویتامینه ، همراه با عصاره مالت ، 12 ایربگ ،گیربکس اتوماتیک ,لامپ های زنون , کروز کنترل ، سنسور عقب ، تهویه مطبوع ، سیستم سرمایشی و گرمایشی هوشمند ، با ال سی دی و خلاصه فول آپشن دیگه ! از ال سی دی هم توشو نشون میده دیگه لازم نیست را به را بازش کنن … 😆

    0

    0
  175. Kian sagt:

    مهم ترین خرج های دیروز:1:امشب شام چی بخوریم2:نان نداریم3:قرضامون رو چه جوری بدیم
    مهم ترین خرج های امروز:پول عمل دماغم را از کجا بیارم
    2:امشب تو پارتی چی بپوشم3:مدل موهام چه جوری باشه4:چه جوری حال فلانی را جا بیارم….!

    بچه داداشم 6 سالشه خورده بود زمین گفتم بیا بوسش كنم خوب شه برگشته میگه : نمیخوام تو زندگی زخم هایى هست كه فقط یه نفر خاص باید بوس كنه تا خوب شه!!! :)))
    اینا بچه نیستن که افعین 🙁

    فقط یه زن ایرانی میتونه هم بچه بـغلش باشه هم کیفش هم ساک بچه…
    اونوقت شوهرش عینه دسته جارو کنارش راه بره…

    دوستم نه تنها گوشي شو عوض كرد و آندرويدي خريد بلكه يك تبلت هم گرفت.منم هنوز دارم سيستم عامل سمبينمو هك ميكنم!!
    والا!!

    آقا گرگه میره دم در خونه شنگول ومنگول میگه:منم.منم مادرتون.شنگول ومنگول از پشت آیفون میگن:بابا.بابا.یه خانمو اومده با تو کار داره!!!

    آقا گرگه میره دم خونه شنگول ومنگول میگه منم منم مادرتون. شنگولو منگول میگن.داغ دلمونو تازه کردی مادرما چندسال پیش فوت کرده…. 😆

    هی قدیما یه ضرب المثلی بود میگفتن نون بیار کباب ببر.حالا دیگه میگن کباب بیار نون ببر واقعا که!!

    لقمان را گفتند پارک دوبل از که آموختی ؟؟؟
    گفت از بانوان …

    ایرانسل خیلی باحاله هر روز بهم اس میده.فکر کنم چند وقت دیگه میگه بیا اس بازی کنیم.

    ﺿﺮﺑﻪ ﺭﻭﺣﯽﺍﯼ ﮐﻪ ﯾﺨﭽﺎﻝ ﺧﺎﻟﯽ ﺑﻤﻦ ﻭﺍﺭﺩ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﻋﺸﻖ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺟﻮﻭﻧﯿﻢ ﻧﺘﻮﻧﺴﺖ ﻭﺍﺭﺩ ﮐﻨﻪ!! 🙁

    0

    0
  176. roya sagt:

    کیان جان سلام عزیز
    خسته نباشی ، داشتیم جوکهای تو رو می خوندیم و کلی خندیدیم و با پسرم حسابی
    یادت کردیم .
    مرسی از تو که این همه با مزه ای واقعا لذت می بریم همیشه شاد باشی

    0

    0
  177. Kian sagt:

    رويا خانم عزیز

    با تشكر فراوان از شما و فرزند دلبندتون !

    اميدوارم كه شاد و سلامت بوده و باشيد 🙂

    0

    0
  178. حیف نون sagt:

    زد حال در دستشویی

    حال میده بری دسشویی بعد جای برچسب قرمز و ابی روی شیر که مال اب داغ و سرده عوض باشه

    بری تو دسشویی بعد نگا پایین کنی ببینی یه سوکس گنده داره سرشو از تو ….. میاره بیرون

    بری دسشویی بعد بفهی آب قطع شده آفتابه هم خالیه

    رفتی دسشویی میبینی پشت در نوشته(لعنت بر پدر مادر کسی که در این مکان بشــــ…)

    مهمون اومدن خونتون، دسشوییتون هم تو خونتونه بعد فشار زیاد بیاد رو بدنت صداهای عجیب و غریب بلند بشه

    بری دسشویی ببینی سر شیلنگ تو چاه افتاده

    اولین بارت باشه میری تو اون دسشویی بعد شیر اب رو باز کنی، فیـــــــــــــــش اب با 200 کیلومتر بریزه بیرون

    بری دسشویی بعد زیپ شلوارت باز نشه

    بری دسشویی عمومی شلوغ شلوغه ولی در دسشویی هاش شیشه نداره

    0

    0
  179. حیف نون sagt:

    پسر در حال دویدن…

    زااااارت (صدای زمین خوردن)
    رفیق پسر: اوه اوه ؟؟؟؟؟چت شد؟ خاک بر سرت آبرومونو بردی !!!!!، پاشو !!! (شپلخخخخخ „صدای پس گردنی“)
    یک رهگذر: چیزی مصرف کردی؟یکم کمتر میزدی خب!
    یک خانوم جوان رهگذر: ایییییش پسره دست و پا چلفتیِ خنگ!واقعا که…
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

    دختر در حال راه رفتن…

    دوووووووفـــــسک(زمین خوردن به دلیل نقص فنی در قسمت پاشنه کفش)
    رفیق دختر: آخ جیگرم خوبی؟ فدات شم! الهی بمیرم! چی شدی تو یهو؟ وااااااااااای…
    یک رهگذر: دخترم خوبی؟ فشارت افتاده؟ میخوای برسونمت دکتری جایی؟
    یک پسر جوان رهگذر: ای وای خانوم حالتون خوبه؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    من ماشینم همینجا پارکه یه لحظه وایسین،با این وضع که دیگه نمیتونین پیاده برین

    0

    0
  180. حیف نون sagt:

    در شهری در آمریكا، آرایشگری زندگی می‌كرد كه سالها بچه‌دار نمی‌شد.او نذر كرد كه اگر بچه‌دار شود، تا یك ماه سر همه مشتریان را به رایگان اصلاح كند. بالاخره خدا خواست و او بچه‌دار شد! روز اول یك شیرینی فروش ایتالیائی وارد مغازه شد… پس ازپایان كار، هنگامیكه قناد خواست پول بدهد، آرایشگر ماجرا را به او گفت. فردای آن روز وقتی آرایشگر خواست مغازه‌اش را باز كند، یك جعبه بزرگ شیرینی و یك كارت تبریك و تشكر از طرف قناد دم در بود.

    روز دوم یك گل فروش هلندی به او مراجعه كرد و هنگامی كه خواست حساب كند، آرایشگرماجرا را به او گفت. فردای آن روز وقتی آرایشگر خواست مغازه‌اش راباز كند، یك دسته گل بزرگ و یك كارت تبریك و تشكر از طرف گل فروش دم در بود. روز سوم یك مهندس ایرانی به او مراجعه كرد. در پایان آرایشگرماجرا را به او گفت و از گرفتن پول امتناع كرد.
    حدس بزنید فردای آن روز وقتی آرایشگر خواست مغازه‌اش را باز كند، با چه منظره‌ای روبروشد؟

    فكركنید. شما هم یك ایرانی هستید.

    چهل تا ایرانی، همه سوار بر آخرین مدل ماشین، دم در سلمانی صف كشیده بودند و غر می‌زدند كه پس این مردك چرا مغازه‌اش را باز نمی‌كند

    0

    0
  181. حیف نون sagt:

    معلم فلسفه یک صندلی می گذاره وسط کلاس

    و به شاگردانش میگه : شما باید یک مقاله بنویسید

    و در آن ثابت کنید که این صندلی وجود ندارد !

    یکی از شاگردان دو کلمه می نویسه و ورقه شو می ذاره رو میزش

    و بعد از اینکه معلم ورقه ها را تصحیح می کنه اون بهترین نمره رو می گیره!

    می دونید چی نوشته بوده ؟



    نوشته بوده : کدوم صندلی ؟!!!

    0

    0
  182. حیف نون sagt:

    زن ثروتمندی سه دختر داشت که هر سه ازدواج کرده بودند.

    یکروز تصمیم گرفت میزان علاقه‌اى که دامادهایش به او دارند را ارزیابى کند.

    یکى از دامادها را به خانه‌اش دعوت کرد

    و در حالى که در کنار استخر قدم مى‌زدند

    از قصد وانمود کرد که پایش لیز خورده و خود را درون استخر انداخت.

    دامادش فوراً شیرجه رفت توى آب و او را نجات داد.

    فردا صبح یک ماشین پژو ٢٠٦ نو

    جلوى پارکینگ خانه داماد بودو روى شیشه‌اش نوشته بود:

    «متشکرم! از طرف مادر زنت»

    زن همین کار را با داماد دومش هم کرد

    و این بار هم داماد فوراً شیرجه رفت توى آب وجان زن را نجات داد.

    داماد دوم هم فرداى آن روز یک ماشین پژو ٢٠٦

    نو هدیه گرفت که روى شیشه‌اش نوشته بود:

    «متشکرم! از طرف مادر زنت»

    نوبت به داماد آخرى رسید

    زن باز هم همان صحنه را تکرار کرد و خود را به داخل استخر انداخت

    امّا داماد از جایش تکان نخورد

    او پیش خود فکر کرد وقتش رسیده که این پیرزن از دنیا برود

    پس چرا من خودم را به خطر بیاندازم.

    همین طور ایستاد تا مادر زنش درآب غرق شد و مرد

    فردا صبح یک ماشین بى‌ام‌و ی کورسى آخرین مدل جلوى پارکینگ خانه داماد

    سوم بود که روى شیشه‌اش نوشته بود

    “متشكرم از طرف پدر زنت”

    0

    0
  183. حیف نون sagt:

    سه نفر میرن دزدی ! صابخونه بیدار میشه

    دزدا سریع هر کدومشون تو یه گونی میپرن!

    صابخونه میاد و به گونی اول لگد میزنه…

    دزده صدای نون خشک در میاره !

    به دومی لگد میزنه … صدای گردو در میاره !

    به گونی سوم لگد میزنه … هیچ صدایی در نمیاد …

    دوباره محکم تر لگد میزنه … باز صدا نمیده !؟

    دفعه سوم که لگد میزنه یارو با عصبانیت میاد بیرون

    میگه : بابا … آرده ، آرد … آرد که صدا نداره ! میفهمی

    0

    0
  184. حیف نون sagt:

    لیلی شدم مجنون شدی ، شیرین شدم فرهاد شدی ، حوا شدم بعید میدونم آدم بشی .

    0

    0
  185. حیف نون sagt:

    می دونید سریعترین راه به چنگ آوردن قلب یک زن چیه ؟ پاره کردن سینه اش با یک کارد آشپزخانه

    0

    0
  186. حیف نون sagt:

    دقت کردید که همه چیزهای خوب خانم هستند: خورشید خانم، پروانه خانم، مهتاب خانم!

    ————————————————————–
    اما همه چیزهای بد آقا هستند: آقا دزده، آقا گاوه، آقا گرگه، آقا خره

    0

    0
  187. حیف نون sagt:

    رفتم دستشویی پارک. تا تو دستشویی نشستم از دستشویی کناری صدایی شنیدم که گفت:

    سلام حالت خوبه؟

    من اصلاً عادت ندارم که تو دستشویی هر کی رو که پیدا کردم شروع کنم به حرف زدن باهاش، اما نمی دونم اون روز چِم شده بود که پاسخ واقعاً خجالت آوری دادم:

    حالم خیلی خیلی توپه.

    بعدش اون آقاهه پرسید:

    خوب چه خبر؟ چه کار می خوای بکنی؟

    با خودم گفتم، این دیگه چه سؤالی بود؟ اون موقع فکرم عجیب ریخت به هم، برای همین گفتم؛

    اُه من هم مثل خودت فقط داشتم از این جا رد می شدم…

    وقتی سؤال بعدیشو شنیدم، دیدم که اوضاع داره یه جورایی ناجور می شه، به هر ترفندی بود خواستم سریع قضیه رو تموم کنم:

    من می‌تونم بیام طرفای تو؟

    آره سؤال یه کمی برام سنگین بود. با خودم فکر کردم که اگه مؤدب باشم و با حفظ احترام صحبتمون رو تموم کنم، مناسب تره، بخاطر همین بهش گفتم:

    نه، الآن یه کم سرم شلوغه!

    یک دفعه صدای عصبی فردی رو شنیدم که گفت:
    ببین، تلفنو قطع کن ، من بعداً باهات تماس می گیرم. یه احمقی از دستشویی بغلی همش داره به همه سؤال های من جواب می ده!

    0

    0
  188. حیف نون sagt:

    استاد زبان فرانسه در مورد مذکر یا مونث بودن اسمها توضیح میداد که یه دانشجو پرسید :

    کامپیوتر مذکر است یا مونث؟

    همه دانشجویان دختر جنس رایانه را را به دلایل زیر مرد اعلام کردند:

    – وقتی به آن عادت می کنیم گمان می کنیم بدون آن قادر به انجام کاری نیستم.

    – با آن که داده های زیادی دارند اما نادانند.

    – قرار است مشکلات را حل کنند اما در بیشتر اوقات معضل اصلی خودشانند.

    – همین که پایبند یکی از آنها شدید متوجه میشوید که اگر صبر کرده بودید مورد بهتری از آن نصیبتان می شد.

    و همه دانشجویان پسر به دلایل زیر جنس رایانه را زن اعلام کردند:

    – به غیر از خالق آنها کسی از منطق درونی آنها سر در نمی آورد.

    – کسی از زبان ارتباطی آنها سر در نمی آورد.

    – کوچکترین اشتباهات را در حافظه دراز مدت خود ذخیره می کنند تا بعد ها تلافی کنند.

    – همین که پایبند یکی از آنها شدید باید تمام پول خود را صرف خرید لوازم جانبی آنها بکنید .

    0

    0
  189. حیف نون sagt:

    دوتا پسر بچه تو قبرستون بازی میکردند و چند تا فندق داشتند و در حال تقسیم کردن فندق ها بین خودشون بودن که یکی از فندق ها از دستشون میوفته بیرون قبرستون.همون لحظه یک نفر داشته از کنار قبرستون رد میشد که شنید از قبرستون صدا میاد که میگه یکی مال من یکی مال تو ، یکی مال من یکی مال تو،مرده فکر میکنه دارن مرده هارو تقسیم میکنن خیلی میترسه؛که یکهو یکی از بچه ها میگه اون یکی هم که بیرون قبرستونه مال من

    0

    0
  190. Kian sagt:

    شیوه ی مخ زدن در کشورهای مختلف ! 😆

    فرانسه
    پسر: بن ژور مادموازل! حقیقتش رو بخواید من از شما خوشم آمده و میخواهم اگر افتخار بدید با هم آشنا شیم !
    دختر: با کمال میل موسیو !

    ایتالیا
    پسر: خانوم من واقعا شمارو از صمیم قلب دوست دارم و بسیار مایلم که بیشتر با شما آشنا شم!
    دختر: من هم از شما خوشم اومده و پیشنهاد شمارو با کمال میل می پذیرم !

    انگلیس
    پسر: با عرض سلام خدمت شما خانوم محترم!
    خانوم من چند وقت هست که از شما خوشم اومده می میخوام اگه مایل باشید باهم باشیم!
    دختر: چرا که نه؟ میتونیم در کنار هم باشیم!

    ایران
    پسر: پیــــــــــــــــــس … پیس پیس … پـــــــــــــــــــــــی ــــــــــــــــس … پیییییییییییییس … ســــــــوووووووو … ســــــــــوووو … ســــــــــــس … ســــــــــــــــــــــــ ـــــــــــس … پــــــــِـخخخخخخخخخ … چِــخـــــــــــــــه … هووووووی با تواما! بیا شماره مو بگیر بزنگ !
    دختر: خفه شو! کثافت عوضی! مگه خودت خوار و مادر نداری راه افتادی دنبالِ ناموس مردم،بی ناموس! شماره تو میگیرم فقط واسه اینکه شرتو زود کم کنی! ساعت 10 زنگ میزنم!!!!!! 🙄

    0

    0
  191. Kian sagt:

    زن و شوهر باید مثل خیار و گوجه باشن

    تو سالاد شیرازی

    در عین حالی که هیچ شباهتی با هم ندارن

    زندگی خوشمزه ای رو درست کنن…
    .
    .
    .

    چند سال پیش یکی از دوستام با یه دختره دوست شد که اسمش مريم بود.

    کلی عاشقش شده بود و دیوونه اش بود،اینقد که با تیغ رو دستش نوشت“ مريم “ .

    بعد چند وقت فهمید اسمشو دروغ گفته بهش!!!
    .
    .
    .

    چرا آدمها از خجالت آب می شن

    چرا نوشابه نمی شن

    یا دوغ حتی ؟؟؟

    .
    .
    .
    یکی از دوستام فرزند اول خانواده س که میگن هفت ماهه به دنیا اومده ،
    ولی من توی کَتَم نمی ره
    فک میکنم اصن به خاطر اون بوده که پدر و مادرش با هم ازدواج کردن
    .
    .
    .

    شما ببین چقدر قیافه‌های دخترای دوران حافظ و سعدی زشت بوده که خال کنج لب یار یه آپشن محسوب میشد

    فلفل هیچ وقت فکر نمیکرد,, که چنین نقشی در تربیت کودکان ایرانی داشته باشه

    .
    .
    .

    طبق آخرین بررسی دانشمندان
    هیچ وقت تحت هر شرایطی، قرص خواب و قرص ضد یبوست رو با هم تو یه شب نخورید
    مطمئنا به درجه پر فیضی نائل می شین
    .
    .
    .
    بزرگترین حالگیری تو امتحانا این بود که پشت سوالی که جوابش یکی دو کلمه بود ، یه چرا (یا توضیح دهید) اضافه میکردن
    حلالتون نمیکنم
    .
    .
    .
    خیلی لحظه ی تلخیه وقتی داری تو اتاقت میرقصی و آواز میخوونی یه دفه میفهمی یکی از اعضای خانواده داشته تمام مدت نگات میکرده

    .
    .
    .

    قدیما اگه از یه جای دیگه خرید میکردیم خجالت میکشیدیم از دمِ درِ بقالی محل رد شیم ولی الان میریم از تو اینترنت اکسپلوره گوگل کروم دانلود میکنیم
    انگار نه انگار ! یعنی انقدر پررو شدیم … والا
    .
    .
    .

    آخه چه نسلیه این نسل جدید؟
    پریروز سر میز شام به داداشم گفتم: برو آب بیار سر میز بزار
    گفت: بروبابا! من خودم ازتشنگی دارم ماست میخورم
    .
    .
    .

    میبینم از تو اشپزخونه صدا میاد رفتم میبینم خواهرم هی در یخچالو بازوبسته میکنه …میگم چرا همچین میکنی … کنده شد میگه دارم رفرش میکنم ببینم چیز جدید پیدا میکنم یا نه
    .
    .
    .

    تو مثل خورشید هستی . می دونی چرا؟ چون با همون نگاه اولت می شد فهمید که از پشت کوه اومدی‎
    .
    .
    .

    گشت امنیت اخلاقی بهمون گیر داده, میخواد ماشینو ببره پارکینگ. دوستم با اعتماد به نفس و طلبکارانه رفته جلو به پلیسه میگه
    مارو ول کن بریم، میدونی من کی ام؟ نه، میدونی من کی ام؟ پلیسه میگی کی ای؟
    رفیقمون میگه: من نوکر پدرتم! مارو ول کن بریم
    هیچی دیگه ولمون کرد
    .
    .
    .

    میگم اونایی که گوشیشون عربیه گ ندارن لطفا جای گیر دادن از کلمه کلید نکن استفاده کنن
    خیلی خوب نی وجهه خوبی نداره

    .
    .
    .

    همه جای دنیا پسر ها و دختر ها در روز نیم ساعت با هم هستند و بیست و سه ساعت و نیم دیگه رو به کارهای عادی زندگی خودشون مشغولن اما توی ایران دختر ها و پسر ها بیست و سه ساعت و نیم به این فکر می کنن که چطوری و کجا میشه نیم ساعت با هم باشن
    .
    .
    .

    نحوه ی جستجوی پسرا تو گوگل :
    نرم افزار پارتیشن بندی
    نحوه جستجوی دخترا تو گوگل:
    چطوری هاردمو به چند تا درایو تقسیم کنم؟
    الان سه تا درایو دارم. میخوام بشه ۶ تا !
    .
    .
    .
    میخواهى بدانى چه مى کشم ؟
    فقط یکبار سیگار را
    از آن طرف که مى سوزد بکش !
    .
    .
    .
    بیشعوری یعنی:
    واسه ثابت کردن باحال بودن
    جلوی چند نفر غریبه دوستتو خراب کنی به همین راحتی . . .
    .
    .
    .
    شبی گفتم به قلیانم که از جانم چه میخواهی ؟
    نوشت با خط دود خود
    به دردت می خورم گاهی
    تو بر من می نهی آتش
    که درد خود کنی تسکین
    من بیچاره می سوزم
    تو از حالم چه میدانی !؟
    .
    .
    .
    طرف اومده با عصبانیت می گه این یارو زبون آدمیزاد حالیش نمیشه
    بیا تو باهاش حرف بزن …
    نفهمیدم داره به من فحش میده یا به یارو
    .
    .
    .
    آیا میدونستین وقتی لبهاتون رو غنچه کنید دماغتون گشاد میشه ؟
    حالا بشه یا نشه دلیل نداره تو الان اونجوری کنه ضایع !
    .
    .
    .
    فضانوردان اعلام کردند که ۳ چیز در “زمین” ، از “ماه” قابل رویت است
    ۱ – دیـــوار “چــــــــــــیـن”
    ۲- اهـــرام “مصـــــــــــــر”
    ۳- پرچم مـــا ” RadsMs.com” !
    .
    .
    .
    یک قانون همواره ثابت تو خونه ما
    هر موقع یکی از ما میره حموم مامانم شروع به ظرف شستن میکنه
    .
    .
    .
    فک کنم این سوسکا مشکل مثانه دارن، یه سره تو دستشویین !
    .
    .
    .
    یعنی اینقدی که پسرا به موهاشون میرسن
    اگه به یه بوته شلغم رسیده بودن الان هلو می داد !
    .
    .
    .
    یه رفیق دارم ۱۷۰ قدشه حدودای پنجاه کیلوئه
    هر وخ خیلی گشنش میشه آب دهنشو قورت میده همون واسه سیر شدنش کافیه
    .
    .
    .
    به نظرم یه عده پیدا بشن اسپری و مام نذر کنن دم مترو پخش کنن
    خیلی بیشتر ثواب می‌کنن تا جوجه‌کباب بدن توی بهش‌زهرا !
    .
    .
    .
    یه وختایی نمی رم دمه یخچال که پیشه من شرمنده نشه
    خدا هیچ یخچالی رو شرمنده ی صاحبش نکنه
    .
    .
    .
    فقط تو ایرانه که موقع سبقت از ماشین جلویی
    تمام سر نشینان دو ماشین همدیگه رو نگاه میکنن !
    .
    .
    .
    من گم شده ام …
    از یابنده تقاضا می شود …
    من را به حال ِ خود َم رها کند !
    .
    .
    .
    دوستم اس ام اس داده:میدونی جریان چیه؟؟؟ گفتم : نه
    گفت :واقعأ نمیدونی؟ خاک بر سرت!!
    گفتم : خب نمیدونم. جریان چیه؟ بگو
    میگه: مقدار الکتریسیته ای که از مدار عبور میکنه رو میگن جریان!!
    خدایاااااااااااا منو ببر راحت شم…..
    .
    .
    .
    میخواین بدونین تنهایی یعنی چی؟
    تنهایی یعنی بری توالت , کارای لازم رو انجام بدی…
    بعد شیر آب را واز کنی و ببینی ای دل غافل!! آب نیست…
    اونوقت داد بزنی یکی آب برسونه…
    ولی کسی نباشه یه آفتابه آب بده دستت!!!
    هی وای… ببخشید اشک جلوی چشمامو گرفته دیگه نمی تونم ادامه بدم…
    .
    .
    .
    دکمه روشن کنترلو ۲۰ بار میزنی تلویزیون روشن نمیشه !
    عصبانی میشی ۲ بار پشت سرهم محکم فشار میدی
    روشن میشه دوباره خاموش میشه !
    .
    .
    .
    ﺁﺭﺍﯾﺶ ﭼﯿﺴﺖ ؟!
    ﻻﯾﻪ ﺍﯼ ﺑﺘﻮﻧﻪ ﺍﻱ ﻭ ﺿﺨﯿﻢ ﮐﻪ ﮔﻼﺑﺘﻮﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﭘﺎﺭﻣﻴﺪﺍ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ !
    .
    .
    .
    کافیه بنا بزاری یکی رو نبینی و باهاش رو به رو نشی
    تو یه کوچه خلوت تو کلکته هندوستان داری بستنی می خوری
    از رو به روت درمیاد
    .
    .
    .
    اگه تو یخچال آب خنک نباشه بخوای از شیر آب بریزی
    نیم ساعتم وایسی آب خنک نمیشه
    فقط کافیه آبگرمکن خراب بشه و آب گرم بخوای!
    از شیر آب یخی میاد در حد آلاسکا
    .
    .
    .
    یکی از آپشن های عطر مشهدی اینه که
    برای از بین بردن بویش باید اون قسمت از بدن را قطع کنی !
    .
    .
    .
    دقت کردین هروقت میخایین موهاتونو اصلاح کنین ۲۰۰ نفر نشستن تو صف
    ولی درست فردای روزی که موهاتو اصلاح میکنی
    آرایشگر از بیکاری یه شیلنگ گرفته دستش داره جلوی مغازه رو میشوره!!
    .
    .
    .
    دقت کردین وقتی موجودی حساب بانکیتون رو به اتمامه
    حتما باید مریض بشی، ماشینت خراب شه، دندونت درد کنه
    و یه مسافرت اجباری برات پیش بیاد!
    .
    .
    .
    ابتدایی که بودیم نمره هامون رو باید میدادیم اولیامون امضا میکردن….
    بعد میگن چرا بین دهه شصتی ها انقد جاعل سند و اینا پیدا شد؟
    خو خود اولیا نامحسوس این استعدادو تو وجودمون شکوفا کردن!
    .
    .
    .
    همسایه‌مون تو یه آپارتمان ۵۰ متری ۳ ماهه داره بنائی می‌کنه
    یکی نیست بگه تخت جمشید می‌سازی اون تو؟؟
    یا کوبیدی میخوای یه ۵۰ طبقه بسازی
    .
    .
    .
    تو یه سایت خارجی یه برنامه بود که میگفت کی به ارزوهات میرسی
    وفتی دکمه رو فشار دادم نوشت : اون سالی که تیم ملی کشورت
    میره به جام جهانی سال براورده شدن ارزوهای توئه !
    همونجا بود که دونستم حالا حالاها قرار نیست فرجی بشه پس
    .
    .
    .
    یعنی اگه ایرانسل و همراه اول
    ما رو به تماشای مسابقه فوتبال دعوت نکنند کسی نگاه نمیکنه ؟؟!
    نه واقعا برام سواله!
    .
    .
    .
    دقت کردین ؟
    همینکه هندزفری رو میذاری تو گوشت همه ملت سوال کردنشون میگیره:|
    .
    .
    .
    اگر کسی مرا خواست . . . بگویید رفته !
    اگر پرسید کجا؟
    بگویید رفته بخوابه
    حتما نباید یه چیز عاشقی باشه که !
    .
    .
    .
    دقت کردین !؟
    اونی که مدال برنز می گیره خوشحال تر از اونیه که مدال نقره می گیره !
    .
    .
    .
    رفتم داروخونه یه قرص ضد حساسیت گرفتم.
    تو عوارض جانبیش نوشته:
    سردرد، سرگیجه، نفخ، حالت تهوع، اختلال در خواب
    دو بینی، اختلال در تشخیص، نارسایی کبد، نارسایی کلیه
    نارسایی قلب، سکته قلبی، سکته مغزی، مرگ ناگهانی !
    فکر کنم اگه سیانور می گرفتم، عوارضش کمتر بود
    .
    .
    .
    دقت کردین !؟
    وقت نوبت ما میشه نون بگیریم همون موقع آشنای شاطرم میاد نون بگیره !
    .
    .
    .
    اصولا اشتباه در تایپ پسوورد معمولا در چند حرف آخر اتفاق می افته
    بطوری‌که نفهمی کجا اشتباه شده و مجبور شی همشو پاک کنی و از اول تایپ کنی !

    میدونین چرا مردا عینک آفتابی میزنن ؟

    .

    .

    .

    .

    .

    7% : بخاطر نور خورشید

    23% : بخاطر اینکه ظاهر باحالی داشته باشن

    70% : نمیخوان بقیه بدوونن دارن به کجا نگاه میکنن!!!
    .
    .
    .
    شانس ، زنگ در بقیه رو میزنه با کله میره تو

    به ما که میرسه زنگ میزنه فرار میکنه!!!

    .
    .
    .

    الان یه پرتقال خوردم ، مزه ی نارنگی میداد �

    یادش بخیر قدیما حداقل میوه ها فتوشاپ نبودن !

    .
    .
    .
    رفتم نمایندگی سایپا به مسئولش میگم فرمون ماشین زیاد صدا میده

    چه کار کنم؟

    میگه صدای ضبط رو زیاد کن !

    .سایپا مطمئن …

    .
    .
    .
    به عمم ميگم نظرت چيه در مورد عمه بودنت ؟!!

    زل زد تو چشام و گفت : خيلي بي شعوري…
    .
    .
    .
    داشتم احساس خفگی میکردم…

    فک کردم بغض دارم

    تا اینکه مامانم گفت: لباستو چرا برعکس پوشیدی ؟….

    .
    .
    .

    یارو کتاب نوشته , چگونه ۱۲۰ سال عمر کنیم

    بعد خودش تو ۶۷ سالگی مرده !!
    .
    .
    .

    تنهایی‌ یعنی :

    سیر ترشی ات را بخور ، بوسه‌ای در کار نیست …!
    .
    .
    .
    ای کاش زمان به عقب بر میگشت
    .
    .
    اونـــوخت تو اولین دیدارمون به جای لبخـــند
    .
    .
    جفت پا میرفتم تو صورتت!!!
    .
    .
    .
    نمی دونم چه حکمتیه، اینا که میرن بدنسازی

    اصرار دارن که اصلا سردشون نمی شه!!!
    .
    .
    .

    فکر کن با دوست دخترت رفتی شمال دوست دخترت داره غرق میشه

    و تو فقط دو تا گزینه داری:

    کدوم یکی رو انتخاب میکنی؟

    1. زنگ بزنی اون یکی دوست دخترت بیاد شمال

    2. همونجا بگردی یک دوست دختر جدید پیدا کنی

    .
    .
    .

    آآآمــاشــالا کیست؟!

    شـخـصـی کـه بـه مـدت ۲۰ سـال اسـت

    � ابــی� در کنسـرت هـایـش او را صـدا میـزنـد…

    .
    .
    .

    بابام داشت به دوستش شنا ياد مي داد گفت :

    حالا پاهاي عقبتو تكون بده !!!

    .
    .
    .
    اینقدر روشنفكرم
    كه بعضي وقتا شبا نورش نميذاره مادرم اينا راحت بخوابن …
    .
    .
    .
    اینم دغدغه ی جدید دخترا

    ماه رمضون ، ماه مهمونی خدا نزديكه!
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    وای حالا من چی بپوشم ؟؟!!.

    .
    .
    .
    پسر عمه ام مو کاشته بینیشو عمل کرده بوتاکسم زده

    ابرو هاشم که از ابروی زنا نازکتره.فک کنم امروز فردا پروتز هم بذاره.

    فقط هر کاریش میکنیم سیبیلاشو نمیزنه.

    میگه مرد باید سیبیل داشته باشه!!!
    .
    .
    .

    دیدین صبحا که بیدار میشین

    بعدش یه لحظه دوباره میخوابین

    بیدار که میشی میبینی 30 دقیقه گذشته

    حالا تابلو که 2 دقیقه بیشتر نخوابیدیا !

    فکر میکنن ما خریم … !!!
    .
    .
    .
    دوستم بهم میگه:واسه تولد دوس دخترم چی بخرم؟

    میگم: میخوای خیلی غافلگیرش کنی؟

    میگه: آره!

    میگم: شماره پاشو ازش بگیر،بعدش براش روسری بخر ..!

    .
    .
    .
    بعضی ها مثل دستگاه سی تی اسکن میمونن

    فقط تو وجود آدما دنبال عیب میگردن…

    .
    .
    .
    یه جا تو فیس‌بوک دیدم پرسیدن قدتون چقدره ؟

    جوابا رو دیدم لذت بردم ، خدایا شکرت ، دختر زیر ۱۷۰ نداریم تو ایران…

    و پسرا هم همه بالای 190 ………….ماشالاه…
    .
    .
    .
    يه پسری که ماشینbenz داره میره سره قرار با دوست دخترش!

    پسر:عزیزم من یه چیزیو بهت دروغ گفتم و الان میخوام بهت راستشو بگم!

    دختر:چیو دروغ گفتی؟

    پسر:من ازدواج کردم و ۳ تا بچه دارم!

    دختر:اوه بابا ترسوندی منو، فک کردم میخوای بگی benz ماله خودت نیست!
    .
    .
    .
    بابام اومده تو اتاق میگه اینترنت قطعه….؟میگم نه!!

    میگه پس چرا داری درس میخونی….؟ منو میگی
    .
    .
    .

    انقد حال میکنم با اینایی که مواظب وسایلشون هستن ،

    بعد میان قایمشون کنن که خراب نشن ، گمشون میکنن!!

    نمونه اش : بابام ..
    .
    .
    .
    اصولا ما ایرانیا خیلی از عبارت �اصولا ما ایرانیا� استفاده میکنیم.
    .
    .
    .

    انواع جواب دادن اس ام اس بعضیاااا

    1 . یه عده هستن زیر یه دقیقه جواب میدن تپل درست حسابی…!!

    آدم حس میکنه رو در رو باش وایساده قشنگ باش داره حرف میزنه…!!!

    2 . یه عده دیر جواب میدن اما کامل و خوب…!!

    آدم حس تبادل نامه بش دست میده…!!

    3 . یه عده هرچی براشون میفرستی یکی دو کلمه جواب میدن…مخصوصا اوکی…!!

    حس حرف زدن با کر و لال به آدم دست میده…!!

    4 . یه عده دیگه که کلا اصن جواب نمیدن هر چی بگی…!!

    حس نشستن سر قبر مرده و فاتحه خوندن به آدم دست میده….. 😐
    .
    .
    .
    زنه رفته تموم دندوناشو کشیده بجز یکیشو، میگم چرا این یه دونه رو نکشیدی ؟
    میگه میخوام با اون چادرمو بگیرم
    ینى اعتقاداتش ته لوزالمعده سومم

    .
    .
    .

    یه قانونی هست می گه :توب پلاستیکی هیچ وقت از بین نمی ره بلکه از لاییی به لاییه دیگه تبدیل می شه

    .
    .
    .

    اگه بدونید چنگیزخان با سوزوندنه کتابای علمی چقد از بار درسهایی که قرار بوده بخونیم کم کرده هر شب جمعه واسش فاتحه میخونید

    .
    .
    .

    وقتی تو ماشینید فحش ندید در برید !!!!
    ما یه بار فحش دادیم خوردیم به ترافیك !!!!

    .
    .
    .

    هیچ وقت فکر نمی کردم ؛ که چیزی تو این دنیا پیدا بشه که جویدنش ، از جویدن آدامس خرسی هم بیشتر کیف بده … . . . . . تا اینکه خرخره ی تو نظرم رو جلب کرد!
    .
    .
    .

    برای شیطنت ، روی تخته ی کلاس نوشتیم : شورت استاد ، قرمز گل گلیه استاد اومد تو کلاس ،یه نگاه به تخته کرد و با خونسردی خاصی گفت : هرکی اینو نوشته مامانش رازدار نبوده!…

    .
    .
    .
    نصف شبی خواب بودم دختر خالم 5 سالشه اومده بیدارم کرده میگه خواب دیدم شرک داره منو میخوره.
    بعد با گریه میگه: برو سی دیشو بیار بشکونیم!

    0

    0
  192. Kian sagt:

    فکرشو بکن اگر میشد چی میشد!!!!!؟؟؟؟

    همسر دلخواهت رو از بین گزینه های موجود دانلود کنی؟
    چشم و مغز و قلبمون یه جلسه تشکیل بدن تکلیفشونو با ما روشن کنن.
    شب خواب ببینی که یک ماه داری میری سر کار ،صبح که بیدار شدی حقوقشو بگیری.
    پشه ها به جای اینکه خونمون رو بمکن ، میومدن چربی های اضافه بدنمون رو می مکیدن.
    آخر شبها رفتگرا سوار جاروهاشون بشن برن خونه.
    … موهات“فر“باشه ، روش پیتزا بپزی
    بوق زدن ممنوع باشه ماشینتو بذاری رو ویبره.
    زنگ بزنی آژانس بین المللی انرژی اتمی، بگی یه ماشین می خوام.
    رادیو رو روی یه موج سه متری تنظیم می کردی می رفتی موج سواری.
    ماهی از آب در بیاد تو ساحل سیگارشو بکشه برگرده تو آب.
    تو مطب نفر قبل از تو که ميره تو اطاق دکتر، بري در بزني بگي زود باش.
    حراست دانشگاه دم در با دقت نگات کنه ، اشکالای آرایشیتو بگه ، برات درسش کنه.لوازم آرایش بهت قرض بده ، یادت بده چجور آرایشی بهت میاد …؟
    هر پشه ای وارد خونه ات بشه در جا تبدیل شه به یه تراول 50 تومنی !؟
    تو باغچه خونه ت درخت پیتزا داشتی !؟
    توی کُشتی حریفتو خاک کنی یه فاتحه هم بخونی بری.
    رو مانیتورت مگس بشینه، با موس بگیریش، بندازیش تو ریسایکل بین !؟
    با پرگار مثلث بکشی!؟
    تو گوگل سرچ می کردی „نیمه گم شده ی من“ عکساشو واست می آورد راحت پیداش می کردی!!!؟
    شامپو ضدِ شوره بخوری ، دلشوره هات تموم بشه…؟
    روی رادیو، تور بکشی بشه رادیاتور.
    یکم از هوای اطراف وایرلستو بکنی توی کیسه. هر وقت اینترنت نداشتی یه سیم بندازی توش استفاده کنی.
    درخت خرما و گردو رو پیوند بزنی. خرما گردوئی بده !؟
    رگ قلبت بگیره به جای اینکه بالون بزنن پاراگلایدر بزنن.
    واسه کاردستی مدرسه یه ساختمون هشت طبقه ی 32 واحدی اسکلت فلزی ببری.
    یه دختر رو برات نشون کنند با سنگ بزنیش.
    بری مکه به جای سنگ زدن به شیطون یه چاقو در بیاری بکنی تو شکمش خیال همه رو راحت کنی..

    0

    0
  193. Kian sagt:

    رفتم داروخونه یه قرص ضد حساسیت گرفتم.
    تو عوارض جانبیش نوشته:
    سردرد، سرگیجه، نفخ، حالت تهوع، اختلال در خواب
    دو بینی، اختلال در تشخیص، نارسایی کبد، نارسایی کلیه
    نارسایی قلب، سکته قلبی، سکته مغزی، مرگ ناگهانی !
    فکر کنم اگه سیانور می گرفتم، عوارضش کمتر بود 🙄
    ..
    دقت کردین !؟
    وقت نوبت ما میشه نون بگیریم همون موقع آشنای شاطرم میاد نون بگیره !
    .
    .
    اصولا اشتباه در تایپ پسوورد معمولا در چند حرف آخر اتفاق می افته
    بطوری‌که نفهمی کجا اشتباه شده و مجبور شی همشو پاک کنی و از اول تایپ کنی !

    0

    0
  194. حیف نون sagt:

    ایرانیها تنها مردمانی هستند که 4 زمان دارند :

    آینده , حال , گذشته , زمان شاه

    0

    0
  195. حیف نون sagt:

    هرکی بهت سنگ پرتاب کرد
    تو براش گل پرتاب کن
    اما با گلدونش
    (دکتر شریعتی در شورای حل اختلاف)

    0

    0
  196. حیف نون sagt:

    خدایا مارو به خاطر یه سیب از بهشت فرستادی زمین
    به خاطر آب انگور از زمین میفرستی جهنم
    آخه چرا اینقدر با میوه و آبمیوه مشکل داری؟!!!

    0

    0
  197. حیف نون sagt:

    پلیسه به یارو میگه :

    گواهینامه داری؟

    میگه :

    بزار داشبورد رو ببینم ، خدا کنه که داشته باشم ، کارت راه بیفته !

    0

    0
  198. حیف نون sagt:

    یکی از علائم بیماری سادیسم اینه که میگی:
    “میشه یه چیزی بپرسم”
    بعد که طرف گفت چیه ، بپرس !؟
    میگی:”هیچی بیخیال” !

    0

    0
  199. حیف نون sagt:

    یکی مسیج داده :
    من عاشقتم !!
    منم گفتم بزن قدش !!
    گفت : یعنی تو هم منو دوست داری ؟
    گفتم : نه دیگه،الان جفتمون منو دوست داریم ..!

    0

    0
  200. حیف نون sagt:

    اسم آیدیش رو گذاشته “جوجه طلایی” ازش میپرسم چند سالته ؟ میگه ۳۸ …
    خداییش شما بگین آخه این جوجه طلاییه یا شتر مرغ بالغ ؟؟؟

    0

    0
  201. حیف نون sagt:

    غضنفر تو قطار میشینه به صندلی روبرویی میگه:

    به سلامتی دارین برمیگردین؟!

    0

    0
  202. حیف نون sagt:

    وقتی حاجیان به شیطان سنگ می زدند، شیطان می خندید و می گفت:

    این جماعت که امروز به من سنگ می زنند، برسند تهران به من زنگ می زنند!

    0

    0
  203. حیف نون sagt:

    سوال امتحانی غضنفر: اصغر ۳ کیلو گوجه میخره کیلویی ۵۰۰ تومان!!!
    الان اصغر چند سالشه؟

    0

    0
  204. حیف نون sagt:

    سلامتی‌ اونایی که تا میان دخالت کنن همه بهشون میگن تو یکی‌ دیگه خفه شو!

    0

    0
  205. حیف نون sagt:

    *دقیقا اون زمان که راننده تاکسی می خواد سبقت بگیره حتما یه مسافر هست که بگه: آقا پیاده می شم!

    *هشتاد درصد امتحانات پایان ترم براساس کلاسی است که در آن غایب بوده ای!

    *اگر بلیت نداشته باشی پول خرد هم نداری. وقتی پول خرد داری که بلیت هم داری.

    *اونی که بیشتر از همه دوستش داری، عاشق اونی میشه که بیشتر از همه ازش تنفر داری!

    0

    0
  206. حیف نون sagt:

    یکی از مریدان مشغول صرف غذا بودندی که شیخ از او پرسید: آیا غذا میخوری؟ مرید گفت بلی. شیخ پرسید آیا گرسنه ای؟ مریدگفت بلی. شیخ پرسید آیا پس از صرف غذا سیر خواهی شد؟ مرید گفت بلی. شیخ شمشیر برکشید و مرید را به دو نیم کردندی. سپس فرمود به خدا قسم از ما نیست کسی که فرصت پ نه پ را از دست دهدندی

    0

    0
  207. حیف نون sagt:

    نقل است روزی شیخ و مریدانش در راهی بودند به ناگاه مگسی دیدن پریشان حال که مادام اوق میزد! شیخ از مگس دلیل پریشان حالیش را جویا شد مگس به شیخ گفت: در حال اطعام مدفوع بودم که در آن مو یافتم پس شیخ و مریدانش جامه بدریدند و سر بر کوه بگذاشتند

    0

    0
  208. حیف نون sagt:

    روزی شیخ را گفتند چرا هواشناسی دمای هوا را کم اعلام همی کردندی ؟ گفت : از برای اینکه مردمان خنک تر گردند .

    و مریدان نعره زدند و از هوش رفتند.

    0

    0
  209. حیف نون sagt:

    نقل است که روزی مريدان جمعی‌ از مریدان به نزد شیخ در آمدند و زبان به گلایه گشودند که: یا شیخ، حکیم یکی‌ از مریدان را از برای تیمار آمپولی تجویز بنموده, لیک آن مرید را از آمپول بیم و هراس باشد. هر چه کنیم خشتکش وا ننهد و ماتحت در اختیار طبیب نگذارد. چاره چیست؟ فرمود: به نزد من آریدش تا او را پندی دهم. چنین کردند. پس شیخ با عطوفت او را گفت: هیچ سخت مگیر که „هرقدر كمتر به درد بيشتر فكر كنى, دردش بيشتر كمتر شود“. گویند این سخن آنچنان اثری در آن مرد کرد که خشتكش خود به خود پايين آمد و ساير مريدان نیز خشتكها پايين كشيده,به سوی درمانگاه محل روانه گشتند

    0

    0
  210. Kian sagt:

    فقط زن ايرانی ميتونه با هيكل قلمبه ، موهای شونه نزده ، با بوی قورمه سبزی از
    آشپزخانه بدو بدو بياد بيرون برای ديدن صحنه معرفی ملكه زيبايی 2012 و با عتماد
    بنفس كامل بگه اين كجاش خوشگله؟ !!! 😆
    —————-
    اگه ديديد يه خانم دهانشو به اندازه اسب آبی بازد كرده نترسيد با شما كاری
    نداره ميخواد ريمل بزنه
    —————
    فكر نكن جدايی ما مثل سيمين و نادره كه خرس طلائی بگيره به ما خر هم نميدن
    برگرد سر زندگيت (اتمام حجت غضنفر با زنش )

    0

    0
  211. حیف نون sagt:

    یکی از اصحاب از شيخ پرسید: در روایات آمده که در بهشت برای مومنان شرابهایی وجود دارد كه مست كننده نيست، پس برای چه آن را می‌نوشند؟

    شيخ پاسخ داد: بخاطر آنتی اكسيدانش !!! مریدان نعره زدند و هرچه در اطرافشان بود پاره کردند

    (الاسرار فی الخوراکی)]

    0

    0
  212. – خیلی پیش اومد خودمو به سرماخوردگی زدم که مدرسه نرم … اما من هنوز موندم اون دکتری که منو معاینه می کرد و می گفت: مریضی و چند جور قرص و دوا می نوشت تا خوب بشم، مدرکشو از کجا گرفته بود!

    – معلوم نیست این درس عبرت چند واحده، لامصب تموم نمیشه

    – از کلید محترم «پ» در کیبورد می خواهیم یه جارو مشخص کنه واسه خودش و همیشه همونجا بتمرگه که تو هر کامپیوتری جاش عوض نشه

    – ولی خداییش بیاییم ظاهربین نباشیم. بعضیا ممکنه در ظاهر بی شعور به نظر بیان اما وقتی باشون می گردیم و بیشتر می شناسیمشون می بینیم که باطنن هم بی شعورن!

    – وقتی پشت آیفون می پرسیه «کیه؟» 95 درصد مردم میگن «باز کن»، 5 درصد باقیمونده هم میگن «منم»

    – یکی از اشتباهاتمون اینه که گاهی کسایی رو تو زندگیمون راه می دیم که تو طویله راهشون نمی دن

    – خیلی دوست دارم یکی از استادام رو در حال خنده تو خیابو ببینم، برم پیشش بگم «چیز خنده داری هست بگو ما هم بخندیم!»

    – خوش به سعادت این نسل جدید که کلی سرگرمی دارن. والا سرگرمی نسل ما یه چرخ گوشت بود که دستمون رو می کردیم توش دستمون تا زانو قطع می شد! بعدش کانال پنج برنامه در شهر نشونمون می داد کلی حال می کردیم

    – آی فون 5 هم اومد و تو نیومدی، خاک بر سرت

    – تو خیابون یه تصادف شده بود. همه جمع شده بودن. منم برای اینکه صحنه رو از نزدیک ببینم از اون ور داد زدم گفتم «برید کنار، برید کنار من پدرشم» وقتی که رسیدم دیدم اونی که تو خیابون افتاده الاغه!

    – سال ها گذشت و گذشت و گذشت و ساندیس ها کماکان تولید شدند و تولیدکنندگان نوشتند از «اینجا» باز کنید و مردم همچنان از «آنجا» باز کردند!

    – اینایی که از پاییز بد میگن، بعدازظهرای پاییزی نرفتن تو حیاط خلوت بشینن، یه استکان نسکافه بخورن که بفهمن پاییز یعنی چی

    – طرف شش ماهه دماغشو عمل کرده هنوز چسب میزنه! اینا همونان که برچسب تلویزیون و مایکروفر و پلاستیک صندلی ماشیناشون رو نمی کنن

    – ترسناکترین لحظه دنیا لحظه ای که سوار یه تاکسی خالی می شید و راننده دیگه مسافری سوار نمی کنه. حتی مسافرایی که هم مسیر شما هستن!

    – ته دیگ طلایی رنگ خوشمزه هم نشدیم دو نفر سرمون دعوا کنند. شلغم نشدیم یکی کوفتمون کنه خوب شه. ویرگول هم نشدیم هر کی بهمون رسید مکث کنه. بچه مردم هم نشدیم ملت ما رو الگوی بچه هاشون قرار بدن. قره قوروتم نشدیم دهن همه رو آب بندازیم

    – هیچ لذتی بالاتر از این نیست که یه تیکه از سرعتگیر کنده شده باشه و آدم بتونه دوتا چرخ ماشینشو از اونجا رد کنه

    – غیرممکنه توی مدرسه های اینجا درس خونده باشی و این جمله رو نشنیده باشی: «ببینید همه تون صفر بشین، یه دوزاری از حقوق من کم نمی کنن، همه تون 20 هم بشید یه دوزاری به حقوق من اضافه نمی کنن!»

    – یه همسایه پیری داریم، کلیپ کامران و هومن و دیده میگه چقدر این زن و شوهر بهم میان!

    – اگر زن ها دنیا رو می گردوندن هیچ جنگی وجود نداشت فقط چندتا کشور با هم قهر بودن و حرف نمی زدن!

    – حساب کنید قیافه دخترای دوران حافظ و سعدی چه جوری بوده که خال کنج لب یار آپشن محسوب می شده!

    – این یکی رو هیچ وقت نفهمیدم واسه چی یاد گرفتم. می خوام بدونم کسی هست «ب.م.م» و «ک.م.م» (ریاضی) در طول زندگیش به دردش خورده باشه؟

    – اتاقمو تمیز کردم هر چی بشقاب و دستمال کف اتاق بود بردم. حالا نیم ساعته دوتا هسته میوه تو دهنمه جایی ندارم بندازم

    – پیر شدم آخرش نفهمیدم کاربرد مداد سفید تو جعبه مداد رنگی چی بود

    – به یک کبری جهت پاره ای از تصمیمات نیازمندیم

    – شبا وقتی سوار تاکسی می شم به این فکر می کنم که مثلا رمز عابربانکمو چی بگم به راننده یا اگه پیچید تو فرعی چجوری در ماشینو باز کنم بپرم بیرون

    – این روزا آدم جرات نداره با یکی درد دل کنه. یارو تا بهت ثابت نکنه از تو بدبخت تره ولت نمی کنه

    – از مزخرف ترین اتفاقات نصفه شبا، این صدای شکسته شدن قولنج وسایل خونه ست. مخصوصا تلویزیون و وسایل چوبی هی شبا قولنج شون می شکنه، آدم لوزالمعده اش میاد تو حلقش!

    – ماکارونی عزیز
    با سلام
    لطفا از قیمه یاد بگیر. اونم مثل تو نارنجیه ولی دور دهنمونو به شعاع پنجاه سانت رنگ آمیزی نمی کنه!

    – نسل ما جوراب زنونه مشکی آویزون به شیر حموم دیده

    – می خوام گلکسی نوت بخرم، نه به خاطر امکاناتش، نه به خاطر کیفیتش بلکه به خاطر سایزش. آخه تنها گوشی موجود دربازاره که از سوراخ توالت رد نمیشه! یعنی عمرا بیفته توی چاه

    – این آینه آسانسور معلوم نیست چه نیرویی توش نهفته که آدمو وادار به شکلک درآوردن می کنه

    – وراثت چیزی است که وقتی بچه تون از خودش نبوغ در می کنه بهش اعتقاد پیدا می کنید.

    – کاش می شد فهم و شعور را سهمیه بندی کرد. حداقل بعضی ها ماهی 60 لیتر شعور بهشون تزریق می شد.

    0

    0
  213. حیف نون sagt:

    آدمین جان
    در مورد « خال کٌنج لب » باید بگم که : اگه دختر ، سفید باشه , خوشگل باشه , بلند بالا باشه , از چش و ابرو کم نداشته باشه ، اونوقته که خال ابرو یه اوپشن محسوب میشه . حتی الان تو این دورو زمونه
    دیگه خودت تصور کن ، تصور دونتو فعال کن ببین یه دختر با تمام مواصفات خوبش یه خالم کنج لبش باشه چی میشه !؟

    🙂

    0

    0
  214. حیف نون جان من میدونم که سلیقه ها عوض شده اما بعضی از عکسایی هم که از همسران و یا معشوقه های پادشاهان قدیم ایران میندازن ، من مطمئن هستم که با هیچ سلیقه ای از عهد حجر تا حالا نمیشه اسمشونو خوشگل گذاشت، با خال یا بی خال !

    0

    0
  215. حیف نون sagt:

    جناب امیری ، آدمین عزیز
    اینو واقعاً به جا گفتی که زنهای درباری قدیم تو عکسهای که ازشون گرفتن واقعاً زشت و بد قیافن
    نمونش یه عکسه که از زنهای ناصرالدین شاه گرفتن
    شش نا زن داره که روی یه تخت مجلل لم دادن و یکی از دیگری بد قیافه تر و بد هیکل تر و زشت ترن مخصوصاً بینی هاشون بد جور بزرگ و نا فٌرمه، من نمیدونم شاید اون قدیما بینی بزرگ مٌد بوده ؟ ، من بعضی وقتها که به طور اتفاقی عکس مذکور را تویه سایتی میبینم با خودم میگم : این بندۀ بی چارۀ خدا ( ناصرالدین شاه ) چه جوری وجود این زنها رو تحمل میکرده !؟
    ولی زنهای که در نقاشی های مینیاتوری قدیم میشه دیدشون با اون خال معروف کنج لب واقعاً زیبای و جذابیت خاصی داشتن !

    0

    0
  216. ندا م sagt:

    حیف نون جان .. زنان ناصر الدین شاه هم خال کنج لب و روی لب و زیر لب داشتن ولی زیر یک خرمن سیبیل پنهان شدن بوده هه هه
    ابروها به قول صادق هدایت ، همه پاچه بزی .. دیگه خود ناصرالدین شاه هم با اون سیبیلش ..و
    ببینید اون زمان وقتی ملت ماهی یکبار به حمام میرفتند شما دیگه تا آخر داستان سلیقه های عصر قدیم رو بخونید 🙂

    0

    0
  217. Kian sagt:

    موضوع انشاء: يك لقمه نان حلال

    نان حلال خيلي خيلي خوب است. من نان حلال را خيلي دوست دارم. ما بايد هميشه دنبال نان حلال باشيم. مثل آقا تقي. آقاتقي يك ماست‌بندي دارد. او هميشه پولِ آبِ مغازه را سر وقت مي‌دهد تا آبي كه در شيرها مي‌ريزد و ماست مي‌بندد حلال باشد. آقا تقي مي‌گويد: آدم بايد يك لقمه نان حلال به زن و بچه‌اش بدهد تا فردا كه سرش را گذاشت روي زمين و عمرش تمام شد، پشت سرش بد و بيراه نباشد.

    دايي من كارمند يك شركت است. او مي‌گويد: تا مطمئن نشوم كه ارباب رجوع از ته دل راضي شده، از او رشوه نمي‌گيرم. آدم بايد دنبال نان حلال باشد. دايي‌ام مي‌گويد: من ارباب رجوع را مجبور مي‌كنم قسم بخورد كه راضي است و بعد رشوه مي‌گيرم!

    عموي من يك غذاخوري دارد. عمو هميشه حواسش است كه غذاي خوبي به مردم بدهد. او مي‌گويد: در غذاخوري ما از گوشت حيوانات پير استفاده نمي‌شود و هر چه ذبح مي‌كنيم كره الاغ است كه گوشتش تُرد و تازه است و كبابش خوب در مي‌آيد. او حتماً چك مي‌كند كه كره الاغ‌ها سالم باشند وگرنه آن‌ها را ذبح نمي‌كند. عمويم مي‌گويد: ارزش يك لقمه نان حلال از همه‌ي پول‌هاي دنيا بيشتر است!! آدم بايد حلال و حروم نكند. عمو مي‌گويد: تا پول آدم حلال نباشد، بركت نمي‌كند. پول حرام بي‌بركت است.

    من فكر مي‌كنم پدر من پولش حرام است؛ چون هيچ‌وقت بركت ندارد و هميشه وسط برج كم مي‌آورد. تازه يارانه‌ها را خرج مي‌كند و پول آب و برق و گاز را نداريم كه بدهيم. ماه قبل گاز ما را قطع كردند چون پولش را نداده بوديم. ديشب مي‌خواستم به پدرم بگويم: اگر دنبال يك لقمه نان حلال بودي، پول ما بركت مي‌كرد و هميشه پول داشتيم؛ اما جرأت نكردم. اي كاش پدر من هم آدم حلال خوري بود!!!

    0

    0
  218. رضا sagt:

    ندا جان
    شما میگین زمان ناصرالدین شاه ملت ماهی یه بار حموم میرفتن
    من همین الانش تو همین دورو زمونه آدمهای رو سراغ دارم که دو هفته یه بار حموم میرن اونم وسط تابستون چون به قول خودشون ( عرق میکنن و بدنشون بو گندو میشه ، باید زود به زود حموم برن )
    فکر کنم دورۀ سرما که برسه از اول پایز تا اول بهار جمعاً دوبار برن حموم
    باور میکنی ، من آدمهای رو سراغ دارم که فقط موقع های که میرن مهمونی دندوناشونو مسواک میزنن !

    0

    0
  219. Kian sagt:

    کافیه بنا بزاری یکی رو نبینی و باهاش رو به رو نشی
    تو یه کوچه خلوت تو کلکته هندوستان داری بستنی می خوری
    از رو به روت درمیاد !!!
    .
    .
    اگه تو یخچال آب خنک نباشه بخوای از شیر آب بریزی
    نیم ساعتم وایسی آب خنک نمیشه
    فقط کافیه آبگرمکن خراب بشه و آب گرم بخوای!
    از شیر آب یخی میاد در حد آلاسکا
    .
    .
    یکی از آپشن های عطر مشهدی اینه که
    برای از بین بردن بویش باید اون قسمت از بدن را قطع کنی !
    .
    .
    دقت کردین هروقت میخایین موهاتونو اصلاح کنین ۲۰۰ نفر نشستن تو صف
    ولی درست فردای روزی که موهاتو اصلاح میکنی
    آرایشگر از بیکاری یه شیلنگ گرفته دستش داره جلوی مغازه رو میشوره!!
    .
    .
    دقت کردین وقتی موجودی حساب بانکیتون رو به اتمامه
    حتما باید مریض بشی، ماشینت خراب شه، دندونت درد کنه
    و یه مسافرت اجباری برات پیش بیاد!
    .
    .
    ابتدایی که بودیم نمره هامون رو باید میدادیم اولیامون امضا میکردن….
    بعد میگن چرا بین دهه شصتی ها انقد جاعل سند و اینا پیدا شد؟
    خو خود اولیا نامحسوس این استعدادو تو وجودمون شکوفا کردن!
    .
    .
    همسایه‌مون تو یه آپارتمان ۵۰ متری ۳ ماهه داره بنائی می‌کنه
    یکی نیست بگه تخت جمشید می‌سازی اون تو؟؟
    یا کوبیدی میخوای یه ۵۰ طبقه بسازی
    .
    .
    تو یه سایت خارجی یه برنامه بود که میگفت کی به ارزوهات میرسی
    وفتی دکمه رو فشار دادم نوشت : اون سالی که تیم ملی کشورت
    میره به جام جهانی سال براورده شدن ارزوهای توئه !
    همونجا بود که دونستم حالا حالاها قرار نیست فرجی بشه پس
    .
    .
    یعنی اگه ایرانسل و همراه اول
    ما رو به تماشای مسابقه فوتبال دعوت نکنند کسی نگاه نمیکنه ؟؟!
    نه واقعا برام سواله!
    .
    .
    دقت کردین ؟
    همینکه هندزفری رو میذاری تو گوشت همه ملت سوال کردنشون میگیره:|
    .
    .
    اگر کسی مرا خواست . . . بگویید رفته !
    اگر پرسید کجا؟
    بگویید رفته بخوابه
    حتما نباید یه چیز عاشقی باشه که !
    .
    .
    دقت کردین !؟
    اونی که مدال برنز می گیره خوشحال تر از اونیه که مدال نقره می گیره !

    0

    0
  220. Kian sagt:

    نقش زنان در پیشرفت شوهرانشان !

    می‌گویند زن‌ها در موفقیت و پیشرفت شوهرانشان نقش بسزایی دارند …

    ساعد مراغه‌ای از نخست وزیران دوران پهلوی نقل کرده بود:

    زمانی که نایب کنسول شدم با خوشحالی پیش زنم آمدم و این خبر داغ را به اطلاع سرکار خانم رساندم.
    اما وی با بی‌اعتنایی تمام سری جنباند و گفت: „خاک بر سرت کنند؛ فلانی کنسول است؛ تو نایب کنسولی؟!“

    گذشت و چندی بعد کنسول شدیم و رفتیم پیش خانم. آن هم با قیافه‌ایی حق به جانب.
    باز خانم ما را تحویل نگرفت و گفت: „خاک بر سرت کنند؛ فلانی معاون وزارت امور خارجه است و تو کنسولی؟!“

    شدیم معاون وزارت امور خارجه که خانم باز گفت: „خاک بر سرت؛ فلانی وزیر امور خارجه است و تو …؟!“

    شدیم وزیر امور خارجه و گفت: „فلانی نخست وزیر است … خاک بر سرت کنند!!!“

    القصه آنکه شدیم نخست وزیر و این بار با گام‌های مطمئن به خانه رفتم و منتظر بودم که خانم حسابی یکه بخورد و به عذر خواهی بیفتد.

    تا این خبر را دادم به من نگاهی کرد؛ سری جنباند و آهی کشید و گفت: „خاک بر سر ملتی که تو نخست وزیرش باشی!!!“ 🙄

    0

    0
  221. Kian sagt:

    یکی از دوستام تعریف می کرد : „با اتوبوس از یه شهر دیگه داشتم میومدم یه بچه ء 5-6 ساله رو صندلی جلویی بغل مامانش یه شکلات کاکایویی رو هی میگرف طرف من هی میکشید طرف خودش. منم کرمم گرفت ایندفعه که بچه شکلاتو آورد یه گاز بزرگ زدم!بچه یکم عصبانی شد ولی مامان باباش بهش یه شکلات دیگه دادن.خیلی احساس شعف میکردم که همچین شیطنتی کردم .یکم که گذشت دیدم تو شکمم داره یه اتفاقایی میوفته.رفتم به راننده گفتم آقا نگه دار من برم دستشویی. خلاصه حل شد.یه ربع نگذشه بود باز همون اتفاق افتاد.دوباره رفتم…سومین بار دیگه مسافرا چپ چپ نیگا میکردن.اینبار خیلی خودمو نگه داشم دیدم نه انگار نمیشه رفتم راننده گفت برو بشین ببینیم توام مارو مسخره کردی…رفتم نشستم سر جام از مامان بچه پرسیدم ببخشید این شکلاته چی بود؟گفت این بچه دچار یبوسته، ما روی شکلاتا مسهل میمالیم میدیم بچه میخوره!!!خلاصه خیلی تو مخمصه گیر کرده بودم.خیلی به ذهنم فشار آوردم بالاخره به خانومه گفتم ببخشید بازم ازین شکلاتا دارین؟گف بله و یکی داد..رفتم پیش راننده گفتم باید اینو بخورین. الا و بلا که امکان نداره دستمو رد کنین.خلاصه یه گاز خوردو من خوشحال اومدم سر جام . ده دقیقه طول نکشید راننده ماشینو نگه داشت!!!منم پیاده شدم و خوشحال از نبوغی که به خرج دادم! یه ربع بعد باز ماشینو نگه داشت…! بعد منو صدا کرد جلو گفت این چی بود دادی به خورد من؟ گفتم آقا دستم به دامنت منم همین مشکلو داشتم! کار همین شکلاته بود!شما درکم نمیکردین! خلاصه راننده هر یه ربع نگه میداشت منو صدا میکرد میگفت هی جوون! بیا بریم!

    نتیجه اخلاقی : وقتی دیگران درکتون نمی کنند ، یه کاری کنید درکتون کنند.!!

    0

    0
  222. Kian sagt:

    برپایه برنامه ای که در کانال دیسکاوری پخش شده است یک پزشک ژاپنی مدعی شده که زنگ موبایلی ساخته است که بانوان با شنیدن آن می توانند سایز پستان های خود را افزایش دهند.

    این زنگ که شبیه گریه نوزاد است روی مغز زن اثر می گذارد و حس مادرانه او را تحریک می کند. این مساله موجب تولید شیر و بزرگ شدن پستان می شود. این زنگ باید ۲۰ مرتبه در روز به مدت چند روز گوش داده شود

    بخش نظرات خوانندگان جالب‌تره !!! 😆

    نظرات خوانندگان:

    قيافه اين يارو دکتره منگل ميزنه
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    نمی‌شه خودمون صدای گریه بچه در بیاریم حس مادرانشون تحریک بشه؟
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    طرح ويترين ايرانسل پس از پخش اين خبر:
    افزايش پستان عدد 1
    رشد … عدد 2
    حاملگي از راه دور عدد 3
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    برای تحریک پستان راه های دیگه ای هم وجود داره
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    من دوست دخترم سینه هاش کوچیکه، البته خیلی کوچیک نیست.
    راهی هست که بشه بدون جراحی بزرگترش کرد؟
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    بله یه راه هست. در حالی که گوشهاش رو براش میگیری، بگو تو دماغش فوت کنه…
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    اگر باسن اش گنده شد چي؟ اگر شکمش ورم کرد چي؟
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    اینها دیگه بر می گرده به خلوص نیت
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    عزیز من، اومدیم و یکی بزرگتر از اون یکی شد! آیا شما جواب پستان تا به تای دختر مردم رو میدید یا خلوص نیت؟ آخه چرا چیزی رو که نمی دونید و هنوز در علم پزشکی ثابت نشده به دیگران پیشنهاد میدید؟ آخه چرا باید سلامت مردم اینطور دست مایه قرار بگیره
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

    اگه آهنگ رو Rewind کنی دوباره گوچیک میشه؟
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    زمان ما همه لیمویی اش را میپسندیدند. وای از اینهمه تجمل گرایی!
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    اگه اینجوریه اینهایی که توی شیرخوارگاه کار میکنن باید پستانشون زمینو جارو کنه!
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    نه شیر داره نه پستون. نبریدش هندستون . زنگ موبایلشو عوض کنید!

    0

    0
  223. Kian sagt:

    فامیلمون یه اس.ام.اس فلسفی فرستاده بود؛
    نمیدونم چی شد replay رو اشتباهی زدم اس.ام.اس خالی براش سند شد.
    جواب داد: دنیایی از حرفهای نگفته … مرسی!
    ینی یه آدم سالم دور و برمون نیست به خدا 🙄
    .
    .
    .
    خدایا
    آخرش نفهمیدم اینجایی که هستم ، تقدیر من است
    یا تقصیر من !؟
    ..

    امروز تو ۳۰ دقیقه ای که یارو نشسته بغل دستم
    کف دستش میخاره میگه پول داره میاد…
    گوشش میخاره میگه دارن پشتم حرف میزنن…
    کفه پاش میخاره میگه پول داره میره…
    اصلا ۱%به ذهنش نمیرسه که حموم بره شاید درست شه….
    ..

    دروغگو آدم بدی نیست , چون میداند حقیقت تلخ است
    لذا باعث اوقات تلخی مردم نمی شود!
    .
    .
    یه آدمایی هستن نه میشه درکشون کرد نه میشه ردشون کرد
    همینطوری تو زندگیتن…. زل میزنن به آرامشت… !
    ..
    .
    … بالاخره هم قد شدیم…
    خدا میداند چه چیزهایى را زیر پاهایم گذاشتم. . .
    ..

    توجه:
    هارد و دسکتاپ هر فرد نشان دهنده شخصیت اوست!
    .
    .
    ازدکمه “اینتر”، رفیق روزهای عصبانیتمان ممنونیم
    که زیر بار سخت ترین ضربات دست ما، صداش در نمیاد!
    .
    .
    از وقتی عکس رو صابون لوکس محجبه شده رایحش هم عوض شده ، بوی صحن امام زاده ها رو میده !!!
    .
    .
    دیشب خواب دیدم حضرت ایوب اومد به خوابم… |:
    گفتم شما کجا؟ اینجا کجا؟
    دیدم چشاش پر اشک شد گفت: تو دیگه روی صبر منو , روسفید کردی
    بیا این فیلتر شکن جدید رو بگیر
    .
    .
    اون زمان که میلیون پول بود ، ما اون میلیونُ نداشتیم . الان که میلیارد پوله ، ما باز اون میلیونُ نداریم :
    .
    .
    چه تو حرم امام حسین بمبگذاری بشه،چه تو یه دیسکو تو ارمنستان؛
    تعدادی از کشته شده ها ایرانی هستن …
    یه همچین آدمایی فعال و همیشه در صحنه ای هستیم ما
    .

    نقش سرنشین کنار راننده در ایران:
    ۱- کشیدن بقیه کمربند ایمنی راننده و نگهداشتن آن هنگام مشاهده افسر راهنمایی و رانندگی
    ۲- نگهداشتن فرمان اتومبیل هنگامی که راننده دستش بند است
    ۳- دادن شماره تلفن راننده به سرنشینان خودروی بغلی
    ۴- تعویض دنده هنگامی که راننده در حال مکالمه با تلفناست
    ۵- تیکه انداختن به عابرین پیاده
    ۶- جیغ زدن هنگام عبور از داخل تونلها
    ۷- فحش دادن به دیگر رانندگان بخاطر رانندگی بد آنها.
    ۸ – تشویق راننده برای لایی کشی
    ۹- فحش و نفرین به راننده موقع عبور از روی دست اندازها
    ۱۰- ایجاد قوت قلب برای راننده هنگام دعوا
    ۱۱-خوابیدن با صدای خروپف زیاددر جاده ها
    ۱۲-زنده ماندن در تصادفات شدید؛ در حالیکه راننده بیچاره تیکه تیکه میشود؛
    ۱۳-و در نهایت انجام مجلس کفن و دفن راننده!
    .
    .
    .
    توی ایران عادت شده که هر وقتی به هر شکلی سرقتی اتفاق بیوفته
    اعم از: خونه، ماشین، مغازه و …
    همه متفق القول می گن: دزده آشنا بوده
    حالا من توی این فکرم که : دزدها جزو آشناهای ما هستند یا آشناهای ما دزدن ! 🙄

    0

    0
  224. رضا sagt:

    بازی‌ های المپیک رو از کانال عربی می‌ دیدم، گزارشگر هر جمله‌ ای میگه مادربزرگم میگه آمین

    0

    0
  225. حیف نون sagt:

    داشتم یکی از کلیپ های لیدی گاگا رو میدیدم بابام گفت این چرا اینجوریه ؟ کیه این ؟
    گفتم : لیدی گاگا !
    زد پس کله ام گفت : خجالت بکش، یه کلیپ با هم دیدیم روت باز شد حرفای بی تربیتی میزنی ؟!

    0

    0
  226. حیف نون sagt:

    بابام : میخوام این ترم معدلت ۱۸ بشه !
    من : باشه ! من این ترم معدلم ۲۰ میشه !
    بابام : شوخی میکنی… !؟
    من : خودت سر شوخی رو باز کردی

    0

    0
  227. حیف نون sagt:

    امروز رفته بودم پشت بوم که آنتن تلویزیونون رو تنظیم کنم ، با موبایلم شماره خونه رو گرفتم به مامانم میگم : الو ، مامان خوبه ؟ مامانم هم میگه : مرسی همه خوبن شما خوبین ؟ خانواده خوبن ؟ ببخشید بجا نیاوردم !

    0

    0
  228. حیف نون sagt:

    بابام داشت چیپس میخورد یهو گفت اوه اوه چقدر تنده فلفلیه ؟ بعد روی چیپسو نیگا کرد گفت نه نوشته کچاپ ! بعد با خیال راحت شروع به چیپس خوردن کرد و به این ترتیب چیپس دیگر تند نبود !!!

    0

    0
  229. حیف نون sagt:

    باباهامون جلوی باباهاشون پاشونو دراز نکردن
    ما پاهامونو دراز کردیم اما به احترامشون جلوشون سیگار نکشیدیم
    بچه هامون اگه تو جمع نزنن زیر گوشمون شانس آوردیم !

    0

    0
  230. حیف نون sagt:

    غضنفربه دوستش میگه: اصغر، قربون دستت، برو عقب ماشین ببین چراغ راهنما ماشین کار میکنه یا نه. اصغر میره عقب ماشین، میگه: کار می‌کنه، کار نَمی‌کنه، کار می‌کنه، کار نَمی‌کنه…!

    0

    0
  231. حیف نون sagt:

    دو تا برادره آخره شر بودن و پدر محل رو درآورده بودن، دیگه هروقت هرجا یک خراب کاریی میشده، ملت میدونستن زیر سر این دوتاست. خلاصه آخر بابا ننه شون شاکی میشن، میرن پیش کشیشِ محل، میگن:‌ تورو خدا یکم این بچه‌های مارو نصیحت کنید،‌ پدر مارو درآوردن. کشیشه میگه: ‌باشه، ولی من زورم به جفتِ اینا نمیده، باید یکی یکی بیاریدشون. خلاصه اول داداش کوچیکه رو میارن، کشیشه ازش میپرسه: پسرم، ‌می‌دونی خدا کجاست؟ پسره جوابشو نمی‌ده، همین جور در و دیوار ر و نگاه می‌کنه. باز یارو می‌پرسه: پسرجان، می‌دونی خدا کجاست؟ دوباره پسره به روش نمیاره. خلاصه دو سه بار کشیشه همینو می‌پرسه و پسره هم بروش نمیاره، آخر کشیشه شاکی میشه، داد میزنه: بهت گفتم خدا کجاست؟! پسره می‌زنه زیر گریه و در میره تو اتاقش، در رو هم پشتش می‌بنده. داداش بزرگه ازش می‌پرسه: چی شده؟ پسره میگه: بدبخت شدیم! خدا گم شده، همه فکر می‌کنن ما برش داشتیم!

    0

    0
  232. حیف نون sagt:

    مردی به خدا گفت یک میلیون سال برای شما چقدر است

    خداوند فرمود به اندازه یک دقیقه

    مرد گفت یک میلیارد برای شما چقدر است

    خداوند فرمود به اندازه یک ریال

    مرد گفت می شود یک ریال به من بدهید

    خداوند فرمود یک دقیقه صبر کن تا به تو بدهم.

    0

    0
  233. حیف نون جان ممنونیم از جوکات، فقط لطف کن و همه جوک ها رو در یک مطلب بزار، چونکه در غیر اینصورت، در قسمتی که آخرین دیدگاه ها رو نشون میده، فقط اسم حیف نون معلوم میشه و اگر دوست دیگری کامنتی گذاشته باشد، دیده نخواهد شد! سپاسگزارم از همکاریت!

    0

    0
  234. حیف نون sagt:

    به روی تخم دو چشمانم، آدمین جان
    از دوست یک اشاره از ما به سر دویدن !

    0

    0
  235. ممنونتم حیف نون جان، واقعا که آدم فهمیده و دوست داشتنی هستی، ما خیلی چاکریم.

    0

    0
  236. دوستان برای خواندن و گذاشتن جوک های جدید به قسمت هفتم رجوع فرمایید!

    جوک های پارس نیوز قسمت هفتم!

    0

    0