جوک های پارس نیوز قسمت دوم

دوستان همانگونه که مستحضر هستید  ، در  پارس نیوز قسمتی هم به جوک های جدید فارسی اختصاص داده شده که  بسیار هم مورد توجه شما عزیزان قرار گرفته ،بخاطر تعداد زیاد جوک ها و طولانی شدن این نوشته، قسمت جدیدی را با عنوان جوک های پارس نیوز قسمت دوم اضافه کرده و از شما دوستان خواهشمندیم که در صورت تمایل ، جوک های جدید و شنیدنی خود را در قسمت کامنت های این نوشته اضافه فرمایید!
برای خواندن جوک های بسیار خواندنی و با مزه قسمت اول به لینک زیر رجوع کنید!

جوک های پارس نیوز قسمت اول 

جوکهای پارس نیوز قسمت سوم

 

 

Comments

  1. سلام دوستان ببخشيد كمي … است ولي جهت انبساط خاطر بد نيست

    امروز صبح اومدم دکمه پیرهنمو ببندم .. دکمه‌ش افتاد …
    اومدم کیفم رو بردارم .. دستش در اومد …
    اومدم در اتاق رو ببندم .. دستگیره در از جا کنده شد افتاد …
    .

    دو ساعته میخوام بشاشم میترسم!!!

    =

    Well-loved. Like or Dislike: Thumb up 11 Thumb down 0

  2. کیان جان دمت گرم اولیشو که خوب اومدی! سالی که نکوست از بهارش پیداست! :lol:

    Like or Dislike: Thumb up 4 Thumb down 1

  3. کیان جان شما هم که بدشانس از آب دراومدی :-)

    Like or Dislike: Thumb up 4 Thumb down 0

  4. جوک هست ولی قابل گفتن نیست . این که یه نویسنده معروف میگه حرفهایی برای نگفتن، اینجا صدق میکنه :-)
    یه آقایی بود از آشنایان ما، همیشه اهل جوک گفتن بود ، جوکهاش هم ماشاله همش بی ادبی ولی واقعا خنده دار. بعد وقتی مثلا میگفت : یه روزی یه رشتیه .. بعد یکی توی جمع مثلا رشتی بود و اعتراض میکرد. اینم با قیافه جدی میگفت: آقا من مادرم رشتیه دارم از دونگ خودم مایه میذارم. یا توی یه جمع میگفت: یه روز یه ترکه … . ترکی اعتراض میکرد میگفت من بابام ترکه ، دارم از دونگ خودم مایه میذارم. :-) . آخرش هم نفهمیدیم اصلیتش کجاییه .

    Like or Dislike: Thumb up 3 Thumb down 1

  5. یه قانونی هست که می گه: یه مریضی می گیری که از هر یک میلیون نفر یه نفر اونو می گیره! اما تو قرعه کشی بانک بین دو نفر هم که باشه، تو برنده نمی شی!

    بهترین راه برای کاهش وزن: ابتدا سر خود را به چپ و سپس به راست بچرخانید.
    این حرکت را چند بار در موقع تعارف شیرینی، شکلات، تنقلات و غذاهای چرب و چیلی انجام دهید، حتما لاغر می شوید! :lol:

    Well-loved. Like or Dislike: Thumb up 9 Thumb down 0

  6. کیان جان باور کن که امروز من ۳۰-۴۰ تا سایت رو چک کردم که ۲-۳ تا جوک باحال گیر بیارم و بزارم اینجا، هیچکدومشون مفت نمیارزیدن! یکدونه جوک با مزه هم پیدا نکردم،دم تو خیلی گرم که معلوم نیست این جوکای دست اول و با مزه رو از کجا پیدا میکنی! پارس نیوز همش یک طرف جوک های کیان هم یک طرف! :)

    Well-loved. Like or Dislike: Thumb up 5 Thumb down 0

  7. ادمین جان ، آقا کیان با مافیای جوکی همکاری می کنن :-)

    Well-loved. Like or Dislike: Thumb up 6 Thumb down 0

  8. چگونه است که ما در این سر دنیا عرق می ریزیم و وضعمان این است و آنها در آن سر دنیا عرق می خورند و وضعشان آن است. نمیدانم مشکل در نوع عرق است ، یا در نوع ریختن و خوردن آن . (می گن از دکتر شریعتیه. اما من شک دارم)

    Well-loved. Like or Dislike: Thumb up 10 Thumb down 0

  9. منم ندا جون فکر کنم که هر کی میخواد یک جوک جدید درست کنه اول واسه کیان ما میفرسته!
    ندا جون تو خودتم چند تا تا از اون جوکای با حالت بزاری بد نیست اگه بی تربیتی هم باشه من یک جوری نشون میدم که انگار ندیدم و میزارم چند وقتی ملت حال کنن، بعدش پاکش میکنم! :lol:

    Like or Dislike: Thumb up 4 Thumb down 0

  10. تعريف يك پير زن از دندان مصنوعي خودش !

    از جلو ميخورم دردم مياد
    از عقب ميخورم ميسوزه
    چاق ميشم تنگ ميشه
    لاغر ميشم گشاد ميشه
    واي به وقتي كه چيزي بره لاش… از حال ميرم !!!

    Well-loved. Like or Dislike: Thumb up 8 Thumb down 2

  11. یارو نشسته بوده پشت بنز آخرین سیستم، داشته صد و هشتاد تا تو اتوبان میرفته،

    یهو میبینه یک موتور گازی ازش جلو زد!
    خیلی شاکی میشه، پا رو میگذاره رو گاز، با سرعت دویست از بغل موتوره رد میشه.
    یک مدت واسه خودش خوش و خرم میره، یهو میبینه متور گازیه غیییییژ ازش جلو زد!

    دیگه پاک قاطی می کنه با دویست و چهل تا از موتوره جلو میزنه.
    همینجور داشته با آخرین سرعت میرفته، یهو میبینه، موتور گازیه مثل تیر از بغلش رد شد!!

    طرف کم میاره، میزنه کنار به موتوریه هم علامت میده . خلاصه دوتایی وامیستن کنار اتوبان، یارو پیاده میشه، میره جلو موتوریه، میگه: آقا ! من مخلصتم، فقط بگو چطور با این موتور گازی روی ما رو کم کردی؟!
    موتوریه با رنگ پریده، نفس زنان میگه :
    والله … داداش… خدا پدرت رو بیامرزه وایستادی!…کش شلوارم گیر کرده به آیینه بغلت!

    نتیجه اخلاقی

    اگه می بینید بعضی ها در کمال بی استعدادی پیشرفت های قابل ملاحظه ای دارند
    ببینید کش شلوارشان! به کدام مدیر گیر کرده…!

    Well-loved. Like or Dislike: Thumb up 11 Thumb down 0

  12. کیااااااان من این داستان پیر زنه رو فعلا ندیده میگیرم ، خیلی بالای هیجدست! شایدم من فکرم خرابه! :lol:
    ندا جان، خیلی با مزه بوداین دکتر شریعتی هم آدم با ذوقی بوده ها، کاری به این ندارم که خیلی از این بد بختی های فعلی ،رو یک عده ربطش میدن به اون خدا بیامرز اما اونم اگه زنده بود الان یک جا داشت آب خنک میخورد اگه شانس آورده بود و همون اوائل خدا بیامرزش نکرده بودن ! :roll:

    Like or Dislike: Thumb up 5 Thumb down 1

  13. کیان جان هر دو تا جوکت عالی بود. ادمین جان اولیش ممکنه بی ادبی باشه . من نمونه شو در مورد کفش شنیده بودم ولی خداییش باحال بود. دومیشم که آه بلندی از نهادم در اومد یا رئیس روسای خودمون افتادم . الهی کش شلوارشون بپوکه.

    Well-loved. Like or Dislike: Thumb up 5 Thumb down 0

  14. حیف نون می ره عیادت مادرزنش. می پرسه “بهتری؟”
    مادرزنش می گه: “تبم قطع شده ولی گردنم هنوز درد می کنه…”
    حیف نون می گه: “انشاالله اون هم قطع می شه!”

    حیف نون می ره کربلا، بهش می گن سر قبر مختار هم رفتی؟ کجا بود؟
    می گه آره، قطعه هنرمندا ! :lol:

    حیف نون از دوستش می پرسه: توک چشم کجاست؟
    دوستش می گه چشم که توک نداره!
    می گه: پس چرا خواننده می گه: توکه چشمات خیلی قشنگه؟

    حیف نون: نمی دونم وقتی می گن به افتخارش دست بزنید دقیقا باید به کجاش دست بزنیم؟

    حیف نون تو ژاپن راننده ی تاکسی می شه، هر کی براش دست بلند می کنه می گه: شوخی نکن دیگه، تو رو الان رسوندم! :lol:

    از مربی بدنسازی پرسیدم: با کدوم دستگاه بیشتر کار کنم تا دخترها عاشق هیکلم بشن؟ مربی گفت: از دستگاه خودپرداز بیرون سالن استفاده کن.

    حیف نون زنگ می زنه مطب، می گه: متخصص پوست؟ منشی می گه: بله. حیف نون می گه: پوست بز چند می خرید؟

    عزیزم! دیشب خواب دیدم برای تولدم یه انگشتر الماس بهم هدیه دادی. فکر می کنی تعبیرش چیه؟!
    مرد: عزیزم! تا دوشنبه صبر کن معلوم می شه!
    روز دوشنبه مرد پاکتی به زن می ده، زن وقتی با شوق پاکت رو باز می کنه، داخل پاکت، یک کتاب تعبیر خواب پیدا می کنه!

    گرگه در خونه بزبزقندی رو می زنه.
    شنگول می گه: کیه؟
    گرگه می گه: منم، آقا گرگه.
    شنگول و منگول و حبه انگور تحت تاثیر صداقتش قرار می گیرن و در رو باز می کنن!

    پیرمردی مشکل شنوایی داشته و هیچ صدایی رو نمی تونسته بشنوه.
    بعد از چند سال بالاخره با یک دارویی خوب می شه.
    دو سه هفته می گذره و می ره پیش دکترش که بگه گوشش حالا می شنوه.
    دکتر خیلی خوشحال می شه و می گه: خانواده شما هم باید ظاهرا خیلی خوشحال باشن که شنوایی تون رو بدست آوردید.
    پیرمرد می گه: نه، من هنوز بهشون چیزی نگفته ام! هر شب می شینم و به حرف هاشون گوش می کنم… فقط تنها اتفاقی که افتاده اینه که توی این مدت تا حالا چند بار وصیت نامه ام رو عوض کرده ام!

    حیف نون می فهمه زنش می خواد ازش جدا بشه، بهش می گه: “من ازت حامله ام!”

    حیف نون می ره یخ بخره، پول کم میاره، به یخ دست می زنه می گه از این سردتر نداری؟

    حیف نون می ره کربلا، قبر مختار رو بغل می کنه می گه: “دمت گرم! عجب فیلمى بازى کردى!” :lol:

    Well-loved. Like or Dislike: Thumb up 8 Thumb down 0

  15. ادمین عزیز . آخه کدوم بدبختیه ملت میتونه زیر سر اون خدا بیامرز باشه؟ معمولا کسانی که حرف حقو میزنند توی هیچ مملکت و حکومتی جایی ندارن . حتی پیش مردم معمولی. من یادم میاد بچه بودم بابام کتابهاشو قایم میکرد. هنوز 5-6 سالی نیست که توی ایران تازه بهش می گن شهید دکتر شریعتی. مامانم میگه توده ای بود. گفتم مامان من توده و اینها نمیدونم چیه فقط حرفاشو دوست دارم.

    Like or Dislike: Thumb up 2 Thumb down 3

  16. جوکهای من قدیمین مثل خودم . بی ادبین . ممکنه مربوط به ملیت خاصی باشه. از این لحاظ قبلش بگم که عذرم موجه باشه. در ضمن من اقوام مادرم برمیگره به ترکها و پدرم چندین قرن قبل به اعراب نمیدونم کجا.
    پیرمرده میره داروخانه میگه آقا 1/4 قرص ویاگرا میخوام. طرف میگه 1/4 که به درد شما نمیخوره جناب. شما باید حتما 1 عدد قرص کاملو بخورید تا اثر داشته باشه. پیرمرده میگه : پسرم من همون 1/4 قرص کارمو راه میندازه میخوام به اندازه ای بلند شه که روی کفش جیش نکنم.

    Well-loved. Like or Dislike: Thumb up 6 Thumb down 0

  17. همین الان حس درس خوندن بهم دست داد، سریع بسم الله گفتم و صدقه دادم خدا رو شکر برطرف شد! :)

    من داغونم… خدایا می شه بگی خدمات پس از خلقتت کجاست؟

    ناخن مصنوعی، مژه مصنوعی، موی سر مصنوعی، دماغ عملی، گونه ها تزریقی، لب ها تزریقی، ابروها تاتویی، رنگ پوست غیر واقعی و… اما هنوز بانوهای دوست داشتنی در شگفت و شکایتند که چرا “مرد واقعی” پیدا نمی شود؟! :roll:

    حیف نون به نامزدش اس ام اس می ده: عزیزم! من تا ۱۰ دقیقه دیگه میام پیشت. اگه نیومدم اس ام اس رو دوباره بخون!

    فقط یه ایرانی می تونه بره به یک مسافرت چند روزه برای استراحت… بعد از بازگشت هم چند روز بخوابه برای اون چند روز استراحت ! :roll:

    Well-loved. Like or Dislike: Thumb up 5 Thumb down 0

  18. پسره رو ختنه می کنن می گن باید دامن بپوشی. می گه نامردا مگه چقدشو بریدین؟

    توصيه دخترانه : اگه يه موقع مورد حمله يک پسر قرار گرفتی شلوار اونو بکش پايين دامن خودتو بده بالا ! فکر بد نکن! آخه اينجوری تو ميتونی بدوی ولی اون نميتونه

    يه روز يه پسره رو ميبرن کلانتري ، ميگه چرا منو آوردين اينجا ؟؟ ميگن واسه عرق خوري .. ميگه پس چرا نميارين بخوريم؟

    طرف عروسي ميكنه، هفته بعد دست خانوم رو ميگيره ميبره دكتر ، ميگه: اقاي دكتر ما بچه دار نميشيم!! دكتره ميپرسه: چند وقته ازدواج كردين؟ طرف ميگه: يك هفته است!! دكتره شاكي ميشه، ميگه: داداش من، اين زنه ، مايكرووِيو كه نيست

    يه پسره به دختره ميگه بوس ميدي؟ ميگه نه ! پسره ميگه به جهنم بخاطر خودت گفتم من خودم زن دارم

    گرگه ميره در خونه شنگول و منگول در ميزنه ، مامانشون ميگه بيا تو بچه ها نيستن

    دکتر نظام وظيفه پسر لاغری را معاينه کرد و در برگه نوشت : معاف، به دليل ضعف جسماني
    پسره با خوشحالي گفت : آخ جون فوری ميرم زن ميگيرم
    دکتره نوشت : و همچنين ضعف عقلاني

    Well-loved. Like or Dislike: Thumb up 6 Thumb down 0

  19. اینی که میگم جوک نیست . از خاطرات یکی از همکارام هستش. تعریف میکرد که در بچگی در دهی که زندگی میکردن یه آقا تقی بود که کارش ختنه کردن بچه های ده بوده. این آقا حالا از روی هر دلیلی که من نمیدونم عادت داشت هر بچه رو که ختنه می کرد اون قسمت اضافه که برمیداشته رو نگه میداشته توی یه کیسه . اون کیسه رو هم توی انباری خونه ش از یه میخ آویزون کرده بوده . یک روز خانوم ایشون هوس میکنه خورشت برگه آلو درست کنن. خب خورشت پخته میشه و همینکه درب قابلمه رو ورمیداره میبینه که آلوها به طرز عجیبی پف کردن و روی خورشت شناورن . هیچی دیگه خودتون لابد حدس زدید خانومه اشتباهی از کدوم کیسه برگه آلو ورداشته :-)

    Hot debate. What do you think? Thumb up 3 Thumb down 6

  20. خانومه رو میکنه با راننده تاکسی میگه : آقااا. کریم خان هم میرید؟ راننده تاکسی لبخندی می زنه و میگه: خانوم اگه نمیرید که می ترکید.

    Well-loved. Like or Dislike: Thumb up 11 Thumb down 1

  21. ندا خانم شما هم كه مثل من شب زنده داری !

    اين هم يك خاطره واقعی از دائی بنده ميباشد ! ايشون مدت زيادی بود كه دندان درد داشت و پيش دكتر نميرفت ! خلاصه اينقدر دندونه اذيتش كرد كه مجبور شد بره و دندنشو بكشه ! همين كه دكتره دندونشو كشيد به دكتره گفته بود كه من دندونمو ميخوام با خودم ببرم ! بعدشم دندون را با چكش زده بود خورد و خمير كرده بود تا دلش خنك بشه :lol:

    Well-loved. Like or Dislike: Thumb up 5 Thumb down 0

  22. غضنفر با دوستش كنار خيابون منتظر تاكسی بودند يك تاكسی خالی اومد وغضنفر داد زد سه نفر ميدون تجريش !!! راننده تاكسی با تعجب گفت شما كه دو نفر بيشتر نيستيد ! غضنفر گفت مگه خودت نميائی ؟!!! :lol:

    Well-loved. Like or Dislike: Thumb up 7 Thumb down 0

  23. دانشجويي پس از اينكه در درس منطق نمره نياورد به استادش گفت :‌استاد شما واقعا چيزي در مورد موضوع اين درس ميدانيد ؟ استاد جواب داد : بله حتما در غير اينصورت نميتوانستم يك استاد باشم دانشجو ادامه داد :‌ بسيار خوب من مايلم از شما يك سوال بپرسم اگر جواب صحيح داديد من نمره ام را قبول ميكنم در غير اينصورت از شما ميخواهم به من نمره كامل اين درس را بدهيد . استاد قبول كرد ودانشجو پرسيد : آن چيست كه قانوني است ولي منطقي نيست ، منطقي است ولي قانوني نيست و نه قانوني است و نه منطقي ؟ استاد پس از تامل طولاني نتوانست جواب بدهد و مجبور شد نمره كامل درس را به دانشجو بدهد . بعد از مدتي استاد با شاگردش تماس گرفت و همان سوال را پرسيد و شاگرد بلافاصله جواب داد : استاد شما68 سال داريد و با يك خانم 28 ساله ازدواج كرده ايد كه البته قانوني است ولي منطقي نيست . همسر شما يك معشوقه 25 ساله دارد كه منطقي است ولي قانوني نيست و اين حقيقت كه شما به معشوقه همسرتان نمره كامل داديد در صورتيكه بايد آن درس را رد ميشد نه قانوني است و نه منطقي !

    Well-loved. Like or Dislike: Thumb up 12 Thumb down 0

  24. کیان خان ..منم جای داییتون بودم همینکارو میکردم . آره منم متاسفانه دارم یه ایمیل اداری میفرستم اما نمیدونم چرا 2 ساعته طول کشیده . تقصیر این وب سایته :-))

    Like or Dislike: Thumb up 1 Thumb down 0

  25. اگه ممکنه لطفا مطلب بالا رو پاکش کنید . من این متن رو ویرایش کرده بودم ولی اشتباها متن اصلیو اینجا کپی کردم . واقعا عذر میخوام.

    Like or Dislike: Thumb up 0 Thumb down 0

  26. ندا جان همونجوری که فرموده بودین پاکش کردم، حالا اگه دوست داشین نوشته تصیح شده رو بزارین!
    نوشته قشنگیست از دوست خوبمون مسعود (شاتوت) که نوشته های خوبی داره، یادش بخیر ۲-۳ سال پیش که من هم وبلاگ داشتم، میشناختمش، هنوزم مینویسه و اتفاقا همین امروز داشتم تو فیس بوک یکی از نوشته هاشو میخوندم، اما like نکردم چونکه زیاد خوشم نیومد! :lol:
    کیان خودمونم یک زمان خیلی با مسعود کل کل میکرد! :lol:

    Like or Dislike: Thumb up 3 Thumb down 0

  27. آخیش مرسی پاکش کردید. من هیچ وقت این عادت بد (چک نکردنِ متن پیش از فشردن Enter) رو ترک نخواهم کرد. اینم خودش یه مرضیه که دوا درمان نداره . هی داشتم به خودم فحش میدادم . بازم مرسی. :)

    Like or Dislike: Thumb up 1 Thumb down 0

  28. کشیش یک کلیسا بعد ازمدتی میبینه کسانی‌ که میان پیشش برا اعتراف به گناهانشون، معمولا خجالت میکشن وبراشون سخته که به خیانتی که به همسرشون کردن اعتراف کنند،براهمین اعلام میکنه که ازاین به بعد هرکی‌ میخواد به خیانت به همسر اعتراف کنه برا اینکه راحتتر باشه، بجای اینکه بگه خیانت کردم بگه زمین خوردم.ازاین موضوع سالها گذشت و کشیش پیر شد ومرد، کشیش بعدی که میاد بعد از مدتی میره سراغ شهردار وبهش میگه:من فکرکنم شما باید یه فکری به حال تعمیرخیابونای محل بکنین، من ازهر ۱۰۰ تا اعترافی که میگیرم ۹۰ تاشون همین اطراف یه جایی خوردن زمین. شهردار هم که دوزاریش میفته قضیه چی‌ بوده و هیچکس جریان رو به کشیش نگفته از خنده روده برمیشه.کشیشه هم نگاهش میکنه وبعد میگه: ‌هه ‌هه ‌هه حالا هی‌ بخند ولی‌ همین زن خودت هفته‌ای نیست که دست کم ۳ بار زمین نخوره.

    Well-loved. Like or Dislike: Thumb up 9 Thumb down 0

  29. ریشه ادبی و تاریخی چند اصطلاح فارسی :
    کورتاژ : پودر لباسشويي مخصوص نابينايان
    هواکش : فحش نا موسی در زمان آدم و حوا(هوا)
    کلیمانجارو : علی دایی خطاب به کریم باقری در زمین فوتبال به معنی کریم ! اونجارو !
    ضامن آهو : قسمتی از بدن آهو که اگر آن را بکِشیم آهو منفجر می شود.
    مشروبات : روبات مشهد رفته
    نلسون ماندلا: نلسون اون وسط گیر کرده
    قمقمه : قم قمه دیگه هالیوود که نیست
    انبر : داروی برطرف کننده اسهال!
    خلوص : خروس خانه ی علی دایی اینا
    شهاب حسيني: شهابي كه شبهاي محرم در آسمان ديده ميشود
    بی‌ کربنات : یکی‌ از فحشهای رایج میان شیمیدانان.

    Well-loved. Like or Dislike: Thumb up 8 Thumb down 1

  30. سخنان فوق اخلاقی :
    تنها چیزی که محدودیت ندارد , خریته !
    توی دنیا یکی هست که فقط به خاطرتو نفس میکشه ، اونم : دماغته!
    زنهایی که معتقدن مردها فقط فکر شکمشون هستن ، کمی دارن سطح بالا فکر می کنن !
    براي هرزگي هزار راه هست… اما هيچ كدام به اندازه تظاهر به پاكدامني كثيف نيست!
    مهم نيست اگه كسي به شما توهين كرد، مهم اينه كه آب دريا با دهن سگ كثيف نميشه!
    داشتم حساب کتاب میکردم دیدم آدم زنش رو بکشه،دیه ی زنه ارزونتر از سکه های مهریه در میاد !
    فقط یه پسر ایرونی میتونه ۸ تا دوست دختر داشته باشه، و روی همه شونم غیرت داشته باشه!
    برای آنکه شکست نخورید ، هرگز تلاش نکنید ! (خواجه گشاد الدین شیرازی)
    هیچ چیز بـدتـر از اون لحظه نیست که وسط بحث متوجه میشی که حق با طرف مقابلت هست و تو رسما داری غلط زیادی می کنی !

    Well-loved. Like or Dislike: Thumb up 10 Thumb down 0

  31. ندا جان خيلی جالب و خنده دار بودن :lol: بنظر مياد رفتی كلاس تقويتی برای پيدا كردن جوكهای با حال !!!
    فقط نبينم كه رو دست ما بلند بشی و آبروی ما را اينجا به مخاطره بيندازی ! :lol:

    Like or Dislike: Thumb up 3 Thumb down 0

  32. اختیار دارید کیان جان . ما شکر بخوریم رو دست شما بلند شیم :-) نه والا من که گربه رو دم حجله کشتم و از همون بار اول گفتم یه آقا کیان هست و یه دنیا جوک تازه از تنور در اومده. خداییش فکر نکنم جوکی مونده باشه که شما بهش دست پیدا نکرده باشی . :-)

    Like or Dislike: Thumb up 4 Thumb down 0

  33. اصفهانیه می خواسته خودکشی کنه، دو تا قرص آسپرین می خوره!

    بچه از باباش می پرسه: بابا! تو بهشت زنها از شوهراشون جدا زندگی می کنند یا با هم هستن؟
    باباهه می گه: بچه جون! اگه زنها با شوهراشون یک جا باشن که اونجا دیگه بهشت نمی شه!

    حیف نون زنگ می زنه ثبت احوال، می گه: ببخشید، اونجا ثبت احواله؟ من امروز احوالم خیلی خوبه، می خواستم ثبت كنم!

    توی یک مهمانی، یک خانمی رو می کنه به حیف نون، می گه: به نظر شما من چند سالمه؟ حیف نون می گه: گفتنش یک خورده مشکله، اما یک کم که دقیق می شم می بینم اصلا بهتون نمی یاد!

    حیف نون می ره کارخانه چوب بری استخدام بشه، آقاهه می پرسه: سابقه ای تو کار چوب بری داره؟
    حیف نون می گه: من می تونم درختای گردو به قطر یک متر رو در مدت یک دقیقه با تبر قطع کنم!
    آقاهه خیلی تحت تاثیر قرار می گیره، می گه: این همه تجربه رو از کجا آوردی؟
    حیف نون می گه: از کویر لوت!
    آقاهه می گه: مرد حسابی! کویر لوت درخت گردوش کجا بود؟!
    حیف نون می گه: پس فکر کردی واسه چی دیگه اونجا درخت گردو پیدا نمی شه؟! :lol:

    معلم: کی می دونه چرا هواپیما پروانه داره؟
    رضا: آقا اجازه؟ برای اینکه خلبان عرق نکنه!
    معلم: از کجا فهمیدی؟
    رضا: آقا اجازه؟ یه دفعه که ما داشتیم فیلم تماشا می کردیم، دیدیم که وقتی پروانه هواپیما از کار افتاد، خلبانه خیس عرق شد! :lol:

    اولی: من از روی قیافه ات می تونم بگم، امروز صبحانه چی خوردی!
    دومی: خب، چی خوردم؟
    اولی: تخم مرغ!
    دومی: دیدی اشتباه کردی؟ این لکه روی پیراهنم مال دیروزه!

    به آقای خوش غیرت می گن: بابا چه نشستی که هر روز که تو می ری سر کار، بیست نفر می ریزن تو خونت پیش زنت.
    آقای خوش غیرت می گه: خدا رو شکر اقلاً وقتی میان که من نیستم، چون من اصلاً حوصله بیست نفر آدم رو تو اون خونه کوچولو ندارم! :lol:

    یارو می رسه به دوستش می گه: حیف نون چی شده؟ خیلی به نظر ناراحتی؟
    حیف نون می گه: آخه این هفته بدترین هفته برام بود، شنبه طلبکاره اومد در خونمون، یکشنبه ماشینم رو دزدیدند، دوشنبه خونه مون آتیش گرفت، سه شنبه سکته ناقص کردم، چهارشنبه بابام فوت کرد، پنج شنبه زنم گم شد و از همه بدتر جمعه… زنم پیدا شد! :lol:

    Well-loved. Like or Dislike: Thumb up 6 Thumb down 1

  34. قلب انسان موقع رساندن خون به بدن چنان
    فشاری تولید می‌کند که می تواند تا 40 سانتیمتر فوران کند .(یا ابوالفضل!)

    اگر 18 سال و 7 ماه و 6 روز مدام فریاد بکشی، برای گرم کردن
    یک استکان چای
    سرد انرژی تولید می کنی!
    (ارزش امتحان کردن نداره)

    لحظه‌ى ارضای جنسی یک خوک تا 30 دقیقه طول می‌کشد
    (ای کاش من هم یک خوک بودم)

    یک سوسک می‌تواند تا 19 روز بدون سر زندگی کند
    (اوف، هنوز به فکر خوک هستم)

    اگر سرت را محکم به دیوار بکوبی، 150 کالری می‌سوزانی
    (از نظر من اشكالي نداره ؛امتحان كن) :lol:

    موقعیت کله نوعی از سنجاقک نر طوری است
    که نمی‌تواند جفتگیری کند. سنجاقک
    ماده ابتکار عمل را به‌دست مي‌گيرد و سر نر را می‌کَنَد
    و همزمان جفتگیری می‌کنند
    (پست فطرت ؛ شهوت ران)

    یک کک می‌تواند 350 برابر قدش بپرد. اگر با انسان
    مقایسه کنیم یعنی یک
    آدم باید بتواند به اندازه‌ى طول یک زمین فوتبال بپرد
    ( سي دقیقه؟ خدای من، هنوز به فکر اون خوک خوشبخت هستم)

    بعضی از شیرهای نر 50 بار در روز جفتگیری می‌کنند
    (کماکان دلم می‌خواهد یک خوک باشم. کیفیت را بر کمیت ترجیح می‌دهم)

    پروانه‌ها مزه خوراکی‌ها را با پایشان امتحان می‌کنند
    (به من چه؟)

    قوی‌ترین عضله‌ى بدن زن زبان اوست
    (اینو می‌دونستم)

    آدم‌های چپ دست 9 سال کمتر از بقیه زندگی می‌کنند
    (آخي)

    فیل تنها حیوانی است که نمی‌تواند بپرد
    (حالا چي كاركنم)

    چشم شترمرغ از مغزش بزرگ‌تر است
    (خیلی آدما رو می‌شناسم که این‌طورند)

    دلفین ها و انسان‌ها تنها موجوداتی هستند
    که برای لذت بردن جفتگیری
    می کنند و نه فقط
    غریزه و برای تولید مثل
    (پس خوک چی؟)

    Well-loved. Like or Dislike: Thumb up 7 Thumb down 0

  35. اگه رفتی رستوران مورد علاقه ات و شلوغ بود جا نبود، واسه متفرق کردن ملت :
    تو اروپا کافیه داد بزنی “بـمـــب”
    تو ایران داد بزن “گشـت ارشــاد

    من هيچ وقت يه اشتباه رو دوبار تكرار نميكنم…
    قشنگ 6 – 7 … بار تكرار ميكنم تا مطمئن شم

    ملت تو استاتوسای عاشقانه؛
    به درجاتی رسیدن که ابو سعید ابوالخیر
    تو عرفان نرسیده بود :)))

    ازدواج مثل بازار رفتن است تا پول و احتیاج و اراده نداری بازار نرو.
    «چارلی چاپلین»

    رو زمینی زندگی می کنیم که خودشو جو گرفته .. !
    دیگه تکلیف آدماش که روشنه … !

    ننویس دیوث
    ( دکتر علی شریعتی در حال جریمه شدن )

    دیالوگ خدا با عزراییل: منظور من از ( الف – ج) احمد جنتی بود نه استیو جابز ه بدبخت !!!!!..

    مهم اینکه شما حرفتونو بزنید – فهموندنش دیگه وظیفه شما نیست

    فقط یه ایراني که بعد از اینکه جواب آزمایششوگرفت و سالم بود میگه : این همه پول خرج کردیم و هیچی مون نبود :roll:

    تو اروپا روبات ماهی طراحی کردن که کارش نظافت اقیانوس هستش

    تو ایران ملت غیور ما میرن تو دریا میشاشن :))

    وقتی دیدی یه زن ریمل نزده بدون نقشه کشیده یه جایی گریه کنه !!!

    طرف 6 ماهه دماغشو عمل کرده هنوز چسب میزنه!
    اینا همونان که برچسب تلویزیون و مایکروفر و پلاستیک صندلی ماشیناشون رو نمیکنن..

    هـــــر جـا سـخـن از
    ” اعـتـمــاد ” است
    مـن هـر هـر میخندم !!!

    تا میای ” توبه ” کنی شرایطِ یه گناهِ تُپل فراهم میشه

    چه روزگاری شده که ملت اینفو ی پروفایل آدمم کپی میکنن.

    طرف ماشین صفر از ایران خودرو گرفته توش که میشینی میبردت تو حال و هوای بازار مسگرا. تنها جاییشم که صدا نمیده بوقشه :-)))

    خیانت همه را از پای می اندازد از خدا که قوی تر نیستیم
    ببین خیانت شیطان با او چه کرده است
    که این طور بی خیال همه دنیا شده استـــــــ

    تويى که ميگى : ديگه مثل من پيدا نميکنى !
    واقعا فکر ميکنى بعد از تو ، دنبال يکى مثل تو ميگردم ?!!

    انسان ها به ناگهان شــکـسـتـه نمی شوند . . .
    این ماییم که دیـر به دیـر نـگـاهـشـان میکنیم

    Like or Dislike: Thumb up 5 Thumb down 1

  36. جریان اون خوکه خیلی باحال بود. منظورم خود خوکه نبود، اون کسی که هنوز تو نخ خوکه بود :-))

    Like or Dislike: Thumb up 5 Thumb down 2

  37. http://www.wimp.com/roadblockprank/

    Like or Dislike: Thumb up 1 Thumb down 0

  38. ” ننویس دیوث
    ( دکتر علی شریعتی در حال جریمه شدن )

    این خیلی عالی بود! :mrgreen:

    Like or Dislike: Thumb up 5 Thumb down 1

  39. حیف نون خواب می بینه که روز قیامت شده. می گن هر کسی یه آدم خوب همراه خودش بیاره می ره بهشت. اولی یه شهید میاره، می ره بهشت. دومی یه جانباز میاره، می ره بهشت. حیف نون یه فرغون خالی دستش می گیره میاد. ازش می پرسن این چیه؟ می گه برید کنار، توش مفقود الاثر خوابیده!!

    به حیف نون گفتن واسه زلزله بم چه كمكى كردى؟ گفت: متاسفانه من دستم خالی بود، ایشالا زلزله بعدی!

    Well-loved. Like or Dislike: Thumb up 5 Thumb down 0

  40. قزوینیا اعتراض میکنن این چه الفبائیه به ن میگن نون اما به ک میگن کاف!!!

    یارو میره كلانتری و میگه: قربان، زنم گم شده! افسره میگه: مشخصاتش رو بگو. طرف میگه: یعنی چی؟ افسره میگه: مثلا زن من 60 كیلو، قد بلند، موهاش طلایی. طرف میگه: زن من رو ولش كن، بریم زن تو رو پیدا كنیم

    به یکی می گن:چرا ماشینتو از پلاک شروع می کنی به شستن؟می گه:والا یه بار ار سقف شروع کردم به شستن رسیدم به پلاک دیدم ماشین خودم نیست

    اولی به دومی: آن دو نفر رامی‌بینی؟ ده سال است كه ازدواج كرده‌اند. و به قدری یكدیگر رادوست دارند كه آدم فكرمی‌كند . اصلا ازدواجی بین‌شان صورت نگرفته است.

    دختر اصفهانیه به دوست پسرش میگه : شب بیا خونه مون , اگه موقعیت خوب بود یه سكه میندازم پائین .. شب میشه . دختره یه سكه میندازه پائین . ولی هر چقدر صبر میكنه می بینه پسره نمیاد بالا, سرش رو از پنچره بیرون میكنه میپرسه : چرا نمیای؟ پسره میگه : دارم دنبال سكه می گردم . دختره میگه :بیا بالا . بهش كش بسته بودم

    Well-loved. Like or Dislike: Thumb up 6 Thumb down 0

  41. آیا می‎‏دانید که دلفین‏ها آن قدر باهوشند که در طی چند هفته می‏توانند انسان‏ها را طوری تربیت کنند تا روی لبه استخر بایستند و برای آن‏ها ماهی پرت کنند؟

    دوست دختر حیف نون بهش می گه یه حرفی بزن تا قلبم وایسه، حیف نون بعد از کمی فکر می گه: “داداشت پشت سرته!”

    حیف نون از کلاس راهنمایی رانندگی میاد، بهش می گن مار باباتو نیش زد فوت کرد، می گه: از پشت زدش؟ می گن آره، می گه مار مقصره…

    یه خانمی لکنت زبون داشته، می ره مغازه پلاستیک فروشی می گه آقا ببخشید دددددددددددبه دارید؟
    فروشنده می گه داشتیم، ولی همشو سوراخ کردی!

    در راستای گران شدن قبض آب و برق:
    حیف نون به بچه هاش می گه وقتی رفتم پرینت آب رو گرفتم می فهمم کدومتون بیشتر رفته دستشویی!

    این سوال مدتیه ذهنم رو به خودش مشغول کرده:
    این عربها “چ” ندارن، چه طوری عطسه می‌کنن؟

    حیف نون داشته از خیابون رد می شده یک دفعه ماشین می زنه بهش تیکه پارش می کنه…
    این قرار بود جوک باشه، اما چه کنیم حادثه هیچ وقت خبر نمی کنه!

    زن و مرد جوانی به مناسبت اتمام ساخت خانه جدیدشان دوستانشان را دعوت کرده بودند. بعد از این که تمام خانه را به دوستانشان نشان دادند یکی از دوستانشان پرسید: خانه خیلی قشنگیست مبارکتان باشد ولی چرا تمام اتاقها را گرد درست کرده‌اید؟
    مرد جوان جواب داد: راستش را بخواهید قبل از این که خانه‌مان را بسازیم مادر زنم به من گفت: مادر جان تو را به خدا، فکر یک گوشه از خانه را برای من هم بکنید.

    حیف نون هنگام وضو گرفتن باد صدادار می ده، به دوستش می گه وضوم باطل شد؟ دوستش می گه با این صدایی که تو دادی، فکر کنم وضوی من هم باطل شد!

    آقای دست و دل باز تصادف کرده بود نشسته بود وسط خیابون می زد توی سرش که ماشینم! ماشینم داغون شد! خاک تو سرم شد. افسره رفت بهش گفت: بدبخت! آنقدر حرص ماشینت رو زدی که نفهمیدی دست چپت از مچ قطع شده!
    آقاهه یه نگاه کرد به دستش گفت: یا حضرت عباس، ساعتم!

    حیف نون و دوستاش بانک می زنن، به جای گاو صندوق، آب سرد کن رو می برن!

    شوهره میاد خونه به زنش می گه: من برای شام دوستمو دعوت کردم خونه مون.
    زنش می گه: چرا این کار رو کردی؟ ببین خونه چقدر به هم ریخته است، ظرفا کثیفن، هیچی هم برای خوردن تو یخچال نیست.
    شوهره می گه: می دونم، ولی اشکالی نداره.
    زنه می گه: اگه می دونی، پس چرا دوستت رو دعوت کردی؟
    شوهر می گه: آخه اون زده به سرش بره زن بگیره ! :lol:

    حیف نون با نامزدش قرار داشت، تو راه اسهال می گیره و شلوارش را خراب می کنه… بعد برای از بین بردن بوش یه شیشه عطر گل یاس می زنه به خودش… در حین ملاقات از دختره می پرسه از عطری که زدم خوشت میاد؟ دختره می گه بوی عجیبی داره، انگار یه نفر زیر درخت یاس ری…ه!

    آقای دست و دل باز خیلی اوقاتش تلخ بود. دوستش ازش علت اوقات تلخیش رو پرسید. جواب داد: آخه دندانه شونه سرم شكست. دوستش گفت: خوب از دندانه های دیگر شونه ات استفاده كن. آقاهه می گه: آخه این آخرین دندانه شونه ام بود!

    سوال امتحانی در شهر حیف نون اینا: احمدشاه قاجار را فقط نام ببرید.

    می ری زن بگیری می گن خونه داری؟ می ری مسکن مهر ثبت‌نام کنی می گن زن داری؟

    ساعت دوازده شب چنان برفی اومد كه نگو، بعد یهو ابرا رفتن برفا آب شد، كم مونده بود خورشیدم نصفه شبی طلوع كنه!

    طرف رفته خواستگاری، بهش گفتن آدرس پروفايل فيسبوكت رو بده بيايیم تحقيق!

    رفتم شلوار بخرم می گم کجاییه؟ می گه ایتالیاییه. می گم چرا پرچم ایران داره پس؟ میگه دِ! این پرچم ایتالیاست! می گم پس این الله وسطش چیه؟ می گه برای ایران زدن دیگه! :lol:

    بالای خودپرداز اخطاريه چسبوندن: به علت كلاهبرداری‌های انجام شده از افراد بي سواد، از اين افراد تقاضا مي شود كارت خود را به ديگران جهت برداشت يارانه‌ها واگذار نكنند! :lol:

    Well-loved. Like or Dislike: Thumb up 6 Thumb down 0

  42. از حیف نان مي پرسن معيار شما واسه انتخاب همسر؟ مي گه صداقت فاطمه. عفاف زهرا. صبر زينب. فداکاري سميه. اندام جنيفر لوپز!

    دوتا زانتیا با هم ازدواج میکنن بچه شون ژیان میشه . . . . . . ازدواج فامیلی همینه دیگه

    دخترها تو زندگي شون جز شوهر چيزي نمي خوان!!! ولي به شوهر که رسيدن همه چي مي خوان

    می دونی تفاوت شهرداری با صدا و سیما چیه؟ اولی آشغال رو جمع می کنه دومی آشغال پخش می کنه

    به حیف نان ميگن ترمز ABS چيه؟ ميگه تو سرعت هاي زياد و سر پيچ ها کار حضرت ابوالفضل رو مي کنه!

    دونفر نشسته بودن قاشق قاشق ماست توي رود خونه مي ريختن. حیف نان رد مي شه می پرسه چيکار مي کنيد؟ مي گن داريم دوغ درست مي کينيم. حیف نانميگه خاک بر سرتون… خوب همين کارا را مي کنيد که همه ميگن خرین…آخه اين همه دوغ رو کي مي خوره؟

    از حیف نان مي پرسن نظرت راجع به 4 مقوله فکر،شعور،عقل و درک چيه؟ مي گه ما به اينا مي گيم چهارمحال بختياري

    ميدوني تنها حيواني که همه رو مي شناسه کدومه؟……. نميدوني؟ … بابا گوسفنده ديگه چون به هر کي ميرسه ميگه: بععععع بع بع بععع

    حیف نان از كيوسك تلفن عمومي مياد بيرون، ازش ميپرسن: سالمه؟ ميگه: آره، ولي آفتابه نداره

    حیف نان از تاکسی پیاده می شه درو محکم می بنده می گه پدر سگ خودتی. راننده می گه من که چیزی نگفتم. حیف نان می گه بعدا که می گی

    حیف نان مي ره مکه بعد داشته برعکس همه طواف مي کرده، بهش ميگن هي چرا داري برعکس طواف مي کني، ميگه : شما از اون ور دنبالش کنيد من از اين ور مي گيرمش.

    يه يارو پطروس فداكار را با دهقان فداكار اشتباه مي گيره ميره انگشت ميكنه تو چشم راننده قطار

    از حیف نان می پرسن نظرت راجع به گرون شدن بنزین چیه؟ می گه برای ما که فرقی نمی کنه ما همون 1000تومن بنزِین رو می زنیم

    مادر: پرويز جون مگه تو زبون نداري که دستت را وسط سفره دراز مي کني؟ پرويز: چرا مادر جان زبان دارم ولي زبانم به وسط سفره نمي رسه!!!

    حیف نان ميره براي عضو شدن تو بسيج مسئول ثبت نام ازش ميپرسه معني قدس سره الشريف يعني چه؟ حیف نان يه خورده فكر مي كنه ميگه همون دمت گرم خودمونه ديگه!

    حیف نان نون بربري مي خره از جلو لواشي رد مي شه مي بينه نونها دارن تو دستگاه مي چرخن مي گه: اقا چقدر مي گيري اين بربري منم يه دور سوار بشه؟

    سه تا دزد مشغول دزدي بودن که صاحب خانه رسيد. هرکدام داخل يه گوني قايم ميشن صاحب خانه يه لگد ميزنه به گوني اول. صداي گردو در مياره. به دومي ميزنه صداي نون خشک ميده. به سومي ميزنه. صدايي نمياد. دوباره ميزنه بازم صدا نميده. چند بار ديگه ميزنه. يارو شاکي ميشه مياد بيرون ميگه: عمو، آرده، آرد صدا نداره !!!

    Like or Dislike: Thumb up 3 Thumb down 0

  43. از بس کیان جان جوک اینجا میذاره دیگه هیچ جوکی توی دنیا نمونده که کیان جان فتحش نکرده باشه. من دیگه مجبورم مقاله بذارم
    (كارت پخش كن خیابانی)
    یک روز توی پیاده رو به طرف میدان تجریش می رفتم…
    از دور دیدم یك كارت پخش كن خیلی با كلاس، كاغذهای رنگی قشنگی دستشه ولی به هر كسی نمیده! خانم ها رو که کلا تحویل نمی گرفت و در مورد آقایون هم خیلی گزینشی رفتار می كرد و معلوم بود فقط به كسانی كاغذ رو می داد كه مشخصات خاصی از نظر خودش داشته باشند، اهل حروم كردن تبلیغات نبود ….احساس كردم فكر می كنه هر كسی لیاقت داشتن این تبلیغات تمام رنگی گرون قیمت رو نداره ،لابد فقط به آدمهای باكلاس و شیك پوش و با شخصیت میده! از كنجكاوی قلبم داشت می اومد توی دهنم…
    خدایا، نظر این تبلیغاتچی خوش تیپ و با كلاس راجع به من چی خواهد بود؟! آیا منو تائید می كنه؟

    كفشهامو با پشت شلوارم پاك كردم تا مختصر گرد و خاكی كه روش نشسته بود پاك بشه و كفشم برق بزنه..
    شكم مبارك رو دادم تو و در عین حال سعی كردم خودم رو كاملا بی تفاوت نشون بدم!
    دل تو دلم نبود. یعنی منو می پسنده؟ یعنی به من هم از این كاغذهای خوشگل میده…؟
    همین طور كه سعی می كردم با بی تفاوتی از كنارش رد بشم با لبخند نگاهی بهم كرد و یک كاغذ رنگی به طرفم گرفت و گفت: “آقای محترم! بفرمایید!”
    قند تو دلم آب شد!
    با لبخندی ظاهری و با حالتی که نشون بدم اصلا برام مهم نیست بهش گفتم : می گیرمش ولی الان وقت خوندنش رو ندارم! كاغذ رو گرفتم …
    چند قدم اونورتر پیچیدم توی قنادی و اونقدر هول بودم كه داشتم با سر می رفتم توی كیك . وایسادم و با ولع تمام به كاغذ نگاه كردم،

    نوشته بود:
    .
    .
    .

    .
    .
    .

    .
    .
    .

    .
    .
    .

    .
    .
    .

    * دیگر نگران طاسی سر خود نباشید، پیوند مو با جدیدترین متد روز اروپا و امریكا *

    Well-loved. Like or Dislike: Thumb up 7 Thumb down 0

  44. کلاس انگلیسی :

    Hairkul : آنکه روی شانه‌‌هایش مو دارد

    Watergate : دروازه دولاب

    Categorize : نوعی غذای شمالی که با برنج و گوشت گراز طبخ می‌‌شود

    Velocity : شهری که مردم آن از هر موقعیتی برای ولو شدن استفاده می‌‌کنند .شیراز

    Macintosh : مهین تاج

    San Antonio : به ترکی‌ ، شما آنتونیو هستید

    Longtime : در حمام ، زمان پیچیدن لونگ را گویند

    Long time no see : !دارم لونگ می‌‌پیچم ، نگاه نکن

    Cambridge : شهری که تعداد پلهایش اندک است

    UNESCO : یونس کجاست؟

    Jesus : در اصفهان به بچه گویند که دست به چیز داغ نزند

    Finland : سرزمینی که مردمانش مشکل گرفتگی بینی‌ دارند

    Damn You All : دم همتون گرم

    Savage Blog : ساوجبلاغ

    Latino : لات بازی ممنوع

    Godzilla : خدای استفاده کردن از مرورگر موزیلا

    Well-loved. Like or Dislike: Thumb up 5 Thumb down 0

  45. سخنان ادبیاتی-حیوونی :

    میگفتن علف باید به دهن بزی شیرین بیاد یه عمری خودمونو کشتیم شیرین ترین علف دنیا بشیم غافل از اینکه اصلا طرف بز نبود ! گاو بود،به خوردن مقوا عادت کرده بود!

    من خر عاشقش شدم- مثل گاو حرفاش رو باور کردم- مثل کبک سرم تو برف بود- مثل خوک کنارش موندم- مثل جغد رفتنش رو نگاه کردم- حالا هم مثل سگ از کرده هام پشیمونم- عجب باغ وحشی بودم من !

    Well-loved. Like or Dislike: Thumb up 9 Thumb down 0

  46. ندا جان ممنونم از مطالب با مزت، اول صبحی خندیدیم، انشالله که امروز که تا حالا خوب شروع شده برای همه ما در هر کجای دنیا که هستیم روز خوبی باشه!

    Well-loved. Like or Dislike: Thumb up 5 Thumb down 0

  47. ندا جان خيلی جالب و خنده دار بودن :lol:

    حیف نون کارت عابر بانکش رو می اندازه توی حرم امام رضا، می گه: حاجتم رو بده تا رمزش رو بگم!

    به حیف نون می گن دوست داشتی جای خدا بودی؟ می گه: نه. می گن: چرا؟ می گه: چون جای پیشرفت نداره!

    حیف نون چند روز پشت سر هم می رفت گچ سوسک کش می خرید. مغازه دار ازش می پرسه چرا اینقدر گچ سوسک کش می خری؟ حیف نون می گه: آخه هرچی اینا رو پرت می کنم به سوسکها نمی خوره!

    حیف نون آرپیجی رو بر عکس گذاشته بوده روی شونش. شلیک می کنه، بر می گرده می بینه همه ی خودی ها مُردن! می گه ببین خودی ها رو که این جوری کرده با دشمن چه کار کرده!

    حیف نون سوار تاکسی میشه در رو نمی بنده. راننده می گه: در رو ببند. حیف نون می گه: زرنگی؟ می خوای دربست حساب کنی؟

    پسرى براى هدیه تولدش از پدرش تقاضاى یك هفت تیر واقعى داشت.
    پدر: چى؟ عقل از سرت پریده؟
    پسر: من یك هفت تیر درست و حسابى واقعى مى‏خواهم كه بتوانم با آن خوب شلیك كنم.
    پدر: دیگه بسه، حرف حرفه منه یا حرف تو؟
    پسر: البته تو پدر، اما اگر یك هفت تیر واقعى داشتم…

    حیف نون تلویزیونشو می ذاره زیر آفتاب تا برفک هاش آب شه.

    حیف نون باباش می میره. بهش می گن مراسم نمی گیری؟
    می گه نه، به جاش می ریم مشهد!

    یک اختراع نام ببرید برای جبران اشتباهات بشر: محضر طلاق!

    حیف نون به اتاق رئیسش رفت و گفت: آقای رئیس! من برای ازدواج دو روز مرخصی می خوام.
    رئیس گفت: شما که یک هفته تعطیلی داشتین چرا ازدواج نکردین؟
    حیف نون گفت: آخه نمی خواستم تعطیلاتم رو خراب کنم!

    حیف نون می ره دستشویی عمومی، طولش می ده وقتی بیرون میاد بیرون بهش می گن خسته نباشید، حیف نون می گه شیرین کام باشید!

    حیف نون تو ماشینش آهنگ عربی گذاشته بود با صدای بلند. بهش گیر می دن می گه: ای بابا! نمی ذارید تو این ماه محرم یه قرآن شاد گوش بدیم!

    به حیف نون می گن به زنبورهایی که از کندو محافظت می کنن چی می گن؟
    حیف نون می گه: خسته نباشید!

    مشتری: آقا خواهش می کنم برای من یک خوراک جوجه بیاورید.
    پیشخدمت که تازه کار بود رفت و با یک بشقاب گندم برگشت! :lol:

    به حیف نون می گن با آش جمله بساز. می گه: محمدی آش صلوات!

    گدایى با حالت گریان و نزار به خانمى گفت: شما باید موقعیت مرا درك كنید. خیلى بدبختم، پدر معتاد، مادر مریض، بچه‏هاى گرسنه.
    خانم دلش به رحم آمد و پول خوبى به او داد و سپس گفت: شما كى هستید؟
    من پدر خانواده‏ام.

    كشیشى سر كلاس درس از بچه‏ها پرسید: باید چه كار كنید تا گناهان شما بخشوده شود؟
    پسركى از ته كلاس: باید گناه بكنیم آقاى كشیش.

    یه مرد لنگ و یه مرد کور داشتن می رفتن که متوجه می شن یه دزد داره ماشینشون رو می بره. کوره به لنگه می گه من شماره شو یادداشت می کنم تو هم بدو دنبالش!

    Like or Dislike: Thumb up 3 Thumb down 0

  48. حیف نون می ره دکتر، می گه آقای دکتر من چشمام ضعیفه. دکتر می گه تا چه حد ضعیفه؟ حیف نون می گه شما اون مگسی رو که روی دیواره می بینین؟ من نمی بینمش! :lol:

    معلم: فعل کشیدن را صرف کن.
    شاگرد: کشیدم کشیدی پاره شد!

    حیف نون سوار مترو می شه، تفنگ در میاره به راننده مترو می گه یالا برو دوبی!

    حیف نون می ره دستشویی، می زنه آفتابه رو لتو پار می کنه.
    بهش می گن: چرا آفتابه رو این جوری کردی؟
    می گه: برام ژست گرفته بود!

    به بزه می گن چرا زنگولت صدا نمی کنه؟ می گه گذاشتمش رو ویبره!

    دانش آموزی داشت سر کلاس چیزی می خورد، معلم پرسید چی می خوری؟ گفت: نمی خورم! آلو خشک رو گذاشم توی دهانم تا خیس شه زنگ تفریح بخورم!

    اصفهانیه آب معدنی می خره، به زنش می گه حاج خانم آب بریز توش، این خیلی غلیظه!

    دو تا آبادانی به هم می رسن. اولی می گه: جات خالی… دیروز رفتم شکار، هفت تا خرگوش، چهار تا آهو و سه تا شیر شکار کردم.
    دومی می گه: همش همین؟
    اولی می گه: بابا! آخه با یک تیر مگه بیشتر از اینم می شه؟
    دومی می گه: تازه تفنگ هم داشتی؟!!!

    Like or Dislike: Thumb up 2 Thumb down 0

  49. زن به شوهر: من پنج دقیقه میرم خونه اقدس خانم باهاش حرف بزنم تو هر نیم ساعت یک سری به غذا بزن !

    بچه اولی: پدر تو هم بهت یاد داده قبل از غذا دعا بخونی؟
    بچه دومی: نه، آخه مادرم خوب غذا درست می کنه !!

    یه روز یه خانمی زنگ میزنه به دکتر میگه: آقای دکتر به دادم برسید بچه ام مداد قورت داده
    دکتر میگه: من همین الان میام.
    خانم میگه: آقای دکتر تا اون موقع من چیکار کنم؟
    دکتر میگه: شما تا اون موقع می تونید با خودکار بنویسید!

    حیف نون می خواسته زنشو طلاق بده میره دادگاه.
    قاضی: چرا بعداز ده سال ازدواج می خواهی زنتو طلاق بدی؟
    حیف نون: آخه آقای قاضی از همان روز اول ازدواج همش چیزا رو پرت می کرد طرفم.
    قاضی: خوب چرا حالا بعداز ده سال آمدی برای طلاق؟
    حیف نون: آخه آقای قاضی تازگی ها نشانه گیریش خوب شده! :lol:

    دیوانه اولی: اسمت چیه؟
    دیوانه دومی: ابراهیم
    دیوانه اولی: اسم داداشت چیه؟
    دیوانه اولی: ابراهیم
    دیوانه اولی: چطوری میشه هر دوتاتون ابراهیم باشین؟
    دیوانه دومی: همه مردهای فامیل ما اسمشون ابراهیمه. به غیر از داداشم اسماعیل، که اسمش اصغره! :mrgreen:

    محکوم به اعدام: آخرین آرزوم اینه که پسرم را ببینم.
    دادستان: اشکال نداره، پسرت کجاست؟
    محکوم: من هنوز ازدواج نکرده ام!

    بچه به دوستش: تو چرا روزای آفتابی چتر با خودت میاری؟
    دوستش: آخه روزای بارونی بابام اونو می بره.

    زن: به من می گفتی مثل پیرزنها هستم، موهامو کوتاه کردم، حالا بهتر شده؟
    شوهر: آره، اما حالا شدی مثل پیرمردها.

    رئيس: شما به زندگى پس از مرگ اعتقاد داريد؟
    كارمند: بله!
    رئيس: خیلی خوبه!! چون وقتى صبح امروز براى شركت در مراسم تشييع جنازه پدربزرگتون از اداره رفتید بیرون، اون آمده بود اينجا و گفت كه مى خواهد شما را ببيند. :)

    حیف نون از ژاپن برمی گرده. بهش میگن اونجا مشکل زبان نداشتی؟
    میگه: من نه، ولی ژاپنی ها چرا.

    حیف نون را از مدرسه اخراج می کنند. پدرش میاد پیش مدیر و میگه: چرا بچه منو اخراج کردین؟ معلم: آخه ازش پرسیدم “تخت جمشید” رو کی آتیش زده جواب نداد. پدر حیف نون هم با قیافه طلب کار گفت: ای بابا این که دیگه اخراج نمی خواست! من خودم نجارم، برای جمشید آقا یه تخت جدید می سازم.

    حیف نون شيلنگ آب مي گيره روي تلويزيون ميگه نگفتم اينجا فوتبال بازي نکنيد؟

    معلم: بگو ببینم آفریقا کجاست؟
    شاگرد: (با گریه) آقا اجازه، چرا هر وقت یک چیزی گم میشه از من می پرسید!؟

    مادر و بچه جلوی قفس میمون…
    بچه: مامان این میمونه شبیه عمه کبری است.
    مادر: عزیزم اگر به گوشش برسه خیلی ناراحت میشه.
    بچه: مامان من خیلی یواش گفتم میمونه نشنید. :lol:

    Like or Dislike: Thumb up 3 Thumb down 0

  50. بابا شما دو تا اینقدر جوکاتون با حاله که ما ها دیگه رومون نمیشه جوک بزاریم، دمتون گرم! جوکاتون روز به روز بهتر میشه! :)
    در ضمن هر وقت دوست داشتین بگین که جوک های قسمت سوم رو شروع کنیم که اینجا زیاد طولانی نشه!

    Like or Dislike: Thumb up 2 Thumb down 0

  51. “Long time no see : !دارم لونگ می‌‌پیچم ، نگاه نکن”

    :mrgreen: :mrgreen: :mrgreen:

    Like or Dislike: Thumb up 4 Thumb down 0

  52. چرا از ازدواجمان احساس رضايت نمي کنيم؟

    پاسخ اين مسئله بر مي گردد به پنجاه هزار سال پيش،يعني زماني که پرنسس قصۀ ما براي پوشاندن بدن خودش به جاي لباس از پوست خرس استفاده مي کرد.

    يک روز که اين پرنسس تازه بالغ شده رفته بود تا مقداري سيب جنگلي بچيند متوجۀ پلنگي شد که قصد داشت به او حمله کند.
    پرنسس جيغي بس رعد آسا کشيد که نزديک بود پرده ِ گوش شاهزادۀ قصه که دست بر قضا همان نزديکي مشغول شکار گوزن بود پاره شود! شاهزادۀ قصه که بسيار عصباني شده بود رفت تا عامل اين صداي ناهنجار را بکشد و از شرش راحت شود که با پلنگي بسي درنده و خطرناک روبرو شد. شاهزادۀ عصباني درنگ نکرد و با تيري پلنگ را کشت و براي رفع کامل عصبانيت لگدي به پهلوي او زد.

    در همين حال پرنسس را ديد که با چشم هايي پر از تحسين و قدرداني او را مي نگرد.
    شاهزاده که سراپا غرور و هيجان شده بود به سوي پرنسس رفت و او را روي دوش اش انداخت و به سوي غاري روانه شد. سپس صحنه شطرنجي شد و فيلم از طرف عزيزان دست اندر کار سانسور شد …

    حاصل اتفاق مرموزي که بارها در همين غار افتاد چند دختر و پسر کوچک بود که تصوير ازدواج در ذهنشان به صورت نجات زن توسط مرد و مورد حمايت قرار دادن او حک شد.
    قرن هاي بسياري اين تصوير راهگشاي جوانان بود. مردي از راه مي رسيد و زني را از چنگ پلنگ نجات مي داد. بعد او را به غار مي برد و صحنه شطرنجي مي شد.

    خب بايد بگويم که در آن زمانها همه از اين وضع راضي و خشنود بودند…به زودي اشعار و داستانهاي بسياري در وصف نجات دادن زن از دست پلنگ که مردانگي ناميده مي شد و مظلوميت و قدرشناسي زن که زنانگي ناميده مي شد نوشته شد.

    ديگر همۀ زنان و مردان باور کرده بودند که راه ديگري براي رسيدن به غار و انجام آن صحنه ي شطرنجي دلپذير وجود ندارد. حتما بايد مرد قدرتمند تر از زن باشد و زن به او تکيه کند. ..

    اما به مرور پلنگها تغيير شکل دادند. آنها به شکل مشکلات مالي و مشکلات فکري و روحي و حتي فلسفي در آمدند. به زودي زنان هم شيوه مقابله با اين پلنگها را ياد گرفتند.حتي گاهي بهتر از مردان با پلنگ مسائل مالي و مسائل فکري کنار مي آمدند. آنها مي توانستند به تنهايي زندگي خود را تامين کنند.از لحاظ مالي و فکري مستقل شدند اما تصوير همچنان پابرجا بود. ..

    هنوز هم زنان براي رفتن به غار نياز به مردي داشتند که آنها را از چنگ پلنگ نجات دهد.
    ….. اما وقتي مرد مي آمد تا آنها را نجات دهد آنها شروع به اظهار نظر مي کردند: بهتر نيست با آن يکي تير پلنگ را بکشي؟ اصلا صبر کن من خودم تير بيهوش کننده دارم! ..
    اينطور بود که مردان احساس سرخوردگي کردند. آنها ديگر نمي توانستند زن را نجات بدهند. زن ديگر با چشمهاي سرشار از تحسين و قدرداني به آنها نمي نگريست. حتي به نظر مي رسيد که خودش را صاحب نظر در شکار پلنگ مي داند و گويا در بعضي مواقع حتي از آنها هم بهتر عمل مي کرد.

    زن و مرد هر دو غمگين و افسرده شدند.گاهي که طبق غريزه به غار مي رفتند تا صحنه هاي دلپذير را ايجاد کنند افکار ناراحت کننده به ذهنشان هجوم مي آورد. مرد با خود مي گفت: اين زن مرا نجات دهنده خودش نمي داند. مرا قبول ندارد وعصباني مي شد. گاهي حتي به جاي انجام امور لذتبخش براي اينکه قدرت و لياقت خودش را به زن ثابت کند بر سر او فرياد مي کشيد و از همه تلاش هايش در مبارزه با پلنگ انتقاد مي کرد. زن هم با خودش مي گفت اين مرد اصلا لياقت نجات دادن مرا ندارد. من خودم بهتر از او بلدم خودم را نجات بدهم. بايد بگردم مرد قوي تري پيدا کنم که تواناتر باشد و چون پيدا نمي کرد سرخورده و غمگين مي شد.اما هيچيک از زن و مرد نمي دانستند که وقت آن رسيده که تصوير ذهني خود را عوض مي کنند.

    سوال نوشت::به نظر شما اين تصوير براي دنياي امروز خوب است؟
    زن و مردي مشغول چيدن سيب جنگلي هستند که پلنگي به آنها حمله مي کند. آنها در مبارزه با پلنگ به هم کمک مي کنند. گاهي زن بهتر عمل مي کند و گاهي مرد. ولي هر دو از همديگر سپاسگزارند چون در کنار هم مبارزه مي کنند…

    Well-loved. Like or Dislike: Thumb up 8 Thumb down 0

  53. مهدی جان اين جوكی كه نوشتی خيلی فيلسوفانه بود !!!

    Like or Dislike: Thumb up 2 Thumb down 0

  54. كابينه زندگي مشترك:
    زن=وزيرسلب آسايش
    شوهر=وزير كار
    مادرزن=وزير جنگ
    مادرشوهر=وزير‎ ‎دفاع
    خواهرزن=جاسوس دوجانبه
    خواهرشوهر=وزير اطلاعات
    پدرزن=وزيرارشاد
    پدرشوهر= وزير رفاه
    بابا بزرك =ريس مجمع تشخيص مصلحت !

    Well-loved. Like or Dislike: Thumb up 5 Thumb down 0

  55. حیف نون ميره مكه مي خواست گوسفند قرباني كنه، چاقو پيدا نمي كنه گوسفنده رو خفه مي كنه!

    مردا دوست دارن همسر آينده شون :
    مثل اسب نجيب، مثل سگ با وفا، مثل طاووس زيبا، مثل گربه ملوس، مثل گوسفند مطيع باشند.
    اغلب هم به آرزوشون ميرسن، زني گيرشون مياد که:
    مثل اسب جفتک مي زنه، مثل سگ پاچه مي گيره، مثل طاووس از دماغ فيل افتاده، مثل گربه چنگ مي زنه، مثل گوسفند نفهمه!

    حیف نون ميره كولر بخره، یارو میگه: كولر آبي مي خواي؟
    حیف نون ميگه: فرقي نمي كنه، قرمز بده

    خواننده تو یه مجلس عروسی می گه: خانوما، آقایون! دستا بالا می خوایم بریم بندر!
    حیف نون می گه: کجا؟ ما تا شام نخوریم هیچ جا نمی ریم!

    به حیف نون ميگن با توكيو جمله بساز، ميگه: من خديجه رو دوست دارم توكيو؟! :lol:

    يه روز حیف نون رو برق مي گيره، مادرش ميگه: ننه جون ولش نكن همين بود كه باباتو كشت..!!

    زن حیف نون دوقلو زایید. پسرش رفت توکوچه گفت: مامانم بچه آورده یه زاپاس هم باهاشه!

    Like or Dislike: Thumb up 4 Thumb down 0

  56. کیان جان خانوم هابا قابلیت هایی که مختلفی دارن میتوانند در آن واحد وزارت های مختلفی رو به عهده بگیرن، از جمله، وزارت نابودی و ویرانی، وزارت داغون کردن اعصاب،وزارت برباد دادن مال و منال،وزارت پر حرفی و وراجی، وزارت حالگیری که البته شاخه ای از همان وزارت سلب آسایش میباشد! وزارت همیشه طلب کار بودن از شوهر………….

    کیان جان تو هم تازگیا اینقدر جوکات با حالن که من لادرنگ تو رو به عنوان وزیر جوک و تفریحات پارس نیوز اعلام میکنم!

    Like or Dislike: Thumb up 2 Thumb down 0

  57. یه آبادانیه با یه فرانسویه راه می رفتن، فرانسویه می گه: ما ایفل رو ۱ ماهه ساختیم، فلان جا رو ۲ ماهه، خلاصه، هی گفت و گفت تا این که آبادانیه چشمش به برج آزادی افتاد، یهو گفت: ای بابا، این که الان اینجا نبود!!! :lol:

    دكتر از ديوانه پرسيد: تو رو براي چي به تيمارستان آوردند؟ ديوانه گفت: بدون هيچ دليلي، فقط به خاطر اينكه من معتقدم جوراب نخي خيلي بهتر از جوراب نايلون هست. دكتر گفت: اين كه دليل نشد، منم معتقدم جوراب نخي بهتر از جوراب نايلون هست. ديوانه گفت: چه جالب! راستي شما جوراب نخي رو با سس سفيد مي‏خوريد يا با سس گوجه فرنگي؟ :lol:

    Like or Dislike: Thumb up 2 Thumb down 0

  58. جمله ها و سوتی ها جالب و باحال جواد خیابانی
    .
    طرفدارای مکزیک راه زیادی رو از مکزیک تا آفریقا اومدن ، البته اگه از مکزیک اومده باشن !
    .
    .
    بازی شیلی و اسپانیا بسیار جذاب خواهد شد مخصوصا اینکه بازیکنای هر دو تیم هم زبان و همجنس و (بعد از یه مکث طولانی) و هم زبان هستن !
    .
    .
    اسپانیا یه گل زده ، داوید ویا هم زده ، خیلی قشنگم زده ، 5 دقیقه پیشم زده !
    .
    .
    هنوز هم مزه مزه میکنن تا توپو بزنن !
    .
    .
    تورس می‌فرسته روی دروازه ، کسی نیست که استفاده کنه ، جای خود تورس اونجا خالی بود !
    .
    .
    باز شاهدیم که صندلی های بی گناه ورزشگاه به زمین پرت میشن !
    .
    .
    یک سانتر بی هدف … و گل !
    .
    .
    استقلال ۱ چون یه گل زده ! پرسپولیس ۰ چون یه گل نزده !
    .
    .
    نقطه پنالتی رو می بینیم که در محوطه جریمه قرار گرفته !
    .
    .
    تماشاگران روی سکوها هستند و بازیکنان دو تیم روی زمین بازی می کنند !

    .
    .
    یک ساعت ؛ 60 دقیقه از بازی گذشته !
    .
    .
    بزارید به صراحت بگم که دو دقیقه وقت به پایان مسابقه باقی مونده !
    .
    .
    وقتی یه بازیکن هوندوراس تنه میزنه ، انگار یه درخت تنه میزنه !
    .
    .
    یه موج کوچولوی مکزیکی اون بالا راه افتاده !
    .
    .
    با شماره 2013 تماس بگیرید و پیامک بدید !
    .
    .
    کاسیاس از توپی که داره بازی میشه انتقاد کرده بود !
    .
    .
    مسی حرکت میکنه ، مسی ضربه میزنه ، مسی !!! ولی مسی گل نمیزنه !!!
    .
    .
    پرتغال 1 بازی 1 امتیاز ، ساحل عاج 1 بازی 1 امتیاز ، کره شمالی 0 بازی 0 امتیاز ، برزیل 0 بازی 0 امتیاز !
    .
    .
    دوربین داره ساق پای بازیکن‌ها رو نشون میده !
    خستگی رو میشه از ساق پای بازیکنا دید !
    .
    .
    آفرین علیرضا محمد ، آفرین ! واقعا یکبار دیگه با صراحت میگم ، آفرین علیرضا محمد !!!
    .
    .
    از 4 دقیقه وقت تلف شده یک دقیقه تلف شد !
    .
    .
    حالا توپ رو سانتر میکنه … در واقع پرتاب میکنه !
    .
    .
    حالا دیگه با بودن هاشمیان در زمین قدرت سرزنی نوروزی هم بالا میره !
    .
    .
    مسی خیلی بهتر از رونالدو هست ؛ ولی انصافا رونالدو هم چیزی از مسی کمتر نداره !
    .
    .
    کسی که لیزر انداخته قطعا توی استادیومه !
    .
    .
    ایگواین حمله میکنه ! البته کاکا هستش چون ایگواین 20 دقیقه پیش تعویض شد !
    .
    .
    فرهاد کاظمی کتش را کنده ، اما علی دایی هنوز نکنده !

    Well-loved. Like or Dislike: Thumb up 7 Thumb down 0

  59. عالی بود اقا مهدی……………………
    باران در ورزشگاه آزادی………(یه مکث کوتاه) در حال وزیدن است…..

    Like or Dislike: Thumb up 3 Thumb down 0

  60. مرجان جون، بسیار خوشحالم که بلاخره یکی دیگم غیر از منو و استاد کیان و ندای عزیز، تو این قسمت که یکی از پر بیننده ترین قسمت های پارس نیوز هم هست، کامنتی گذاشت! :)

    Like or Dislike: Thumb up 3 Thumb down 0

  61. در ضمن مرجان جون به من همون مهدی جان بگی بهتره چونکه وقتی که مینویسی آقا مهدی خیلی احساس پیری بهم دست میده و خیال میکنم که یک آدم ۴۰-۵۰ ساله هستم! :roll:

    Like or Dislike: Thumb up 2 Thumb down 0

  62. وای ببخشید مهدی جان………..

    Like or Dislike: Thumb up 2 Thumb down 0

  63. در جایی یه انتخابات شد و کاندیدی پشت تریبون گفت: آقایون! چیزی که لازمه ی جامعه ی کنونی ماست رهایی از سوسیالیسم، امپریالیسم، کمونیسم، فاشیسم، رادیکالیسم و… است. در این لحظه پیرمردی گفت: آقای کاندیدا لطفا یک فکری هم برای رماتیسم من بکنید! :lol:

    به حیف نون می گن: سگتون بچه ی ما را گاز گرفته. می گه: اولا سگ ما گاز نمی گیره. ثانیا سگ ما همیشه بسته است. ثالثا ما سگ نداریم!

    سه نفر می میرن، از حیف نون می پرسن به نظرت اینا می رن بهشت یا جهنم؟
    می گه: اولی باید بره به بهشت، دومی باید بره به جهنم، سومی رو هم باید بفرستن توی طویله. می پرسند چرا؟می گه:
    اولی متاهل بوده، دنیا براش جهنم بوده،
    دومی مجرد بوده، دنیا براش بهشت بوده،
    سومی متاهل بوده، زنش مُرده… مرتیکه الاغ رفته دوباره زن گرفته!

    حیف نون می ره ماشینش رو بیمه کنه، آقاهه بهش می گه: خدا کنه هیچ وقت از این بیمه استفاده نکنی. حیف نون می گه: الهی تو هم از این پول خیر نبینی!

    به اصفهانیه میگن انگیزه ات چیه هی کنکور می دی؟ میگه: به خاطر ساندیس و کیک!

    حیف نون با نامزدش میرن بیرون، گم می شن. دختره می پرسه حالا چی کار کنیم؟ حیف نون می گه تو برو خونتون، من برای خودم یه فکری می کنم. :lol:

    یه روز شادمهر عقیلی یه بخاری می خره، بعد دستش می خوره به بخاری و دستش می سوزه. فردا میره بخاریش رو می فروشه. اما اون شب که می خوابه بخاریه میاد به خوابش و می گه: وقتی… دیدی که سوختی… رفتی و ما رو فروختی!

    حیف نون می گه حیف نون باباش می میره، هفتش شلوغ می شه، چهلمشو بلیطی می کنه!

    Like or Dislike: Thumb up 3 Thumb down 0

  64. حیف نون بعد از دعوا و جر و بحث با خانمش:
    اگه بخاطر یارانه ها نبود تا الان میکشتمت !

    Well-loved. Like or Dislike: Thumb up 5 Thumb down 0

  65. مرجان جان این جوکی که شما نوشتی منو یاد جوک دیگیی انداخت که با وجودی که الان خیلی کار دارم و روز یکشنبه هم اومدم مغازه که حسابامو بکنم اما مینویسم، بلاخره آدم استراحت هم لازم داره، مگه نه؟!

    میگن یکی زبونم لال، زبونم صد هزار بار لال! :roll: خانومش فوت کرده بود! بعد از چند ماه یکی از دوستاش میبینش. میپرسه خوب حال و احوالت چطوره بعد از این ضایعه؟!
    میگه روزهای اول که وحشتناک بود داشتم میمیمردم هفته های بعدشم خیلی بد بود اما حالا یک مقدار بهتر شده!
    دوستش میگه آره دیگه حتما از غصه تنهایی داشتی میمردی!
    میگه نه بابا ، از خوشحالی اما حالا دیگه عادت کردم! :mrgreen:

    Like or Dislike: Thumb up 3 Thumb down 0

  66. غضنفر زنگ ميزنه خونه دوست دخترش، باباي دختره گوشي رو ور ميداره. غضنفر ميگه: ببخشيد غزال خونست؟!باباهه هم شاكي ميشه فحش رو ميكشه به غضنفر! چند روز بعد دختره غضنفر رو تو خيابون ميبينه،‌ميگه: ‌بابا چرا ضايع بازي در مياري؟! وقتي بابام ور ميداره، ‌يه چيزِ بي‌ربط سر هم كن بگو. غضنفر هم ميگه ‌باشه. دفعه بعد كه زنگ ميزنه، باز باباهه گوشي رو ور ميداره.غضنفر هول ميشه، ميگه: ببخشيد اونجا ميدون انقلابه؟! يارو ميگه: آره چي كار داشتي؟! ميگه: ببخشيد، غزال خانم هستن؟! :lol:

    Like or Dislike: Thumb up 4 Thumb down 0

  67. قاضی رو به متهم می کنه و می پرسه: خانم! شما چند سالتونه؟
    خانم می گه: 25 سال آقای قاضی!
    قاضی می گه: خوب، حالا بفرمایید چند ساله که 25 سالتونه؟

    حیف نون قبل از مرگش وصیت می کنه قبر منو با آب و صابون بشویید، تا هر کس رد می شه بخوره زمین، بخندم روحم شاد شه!

    حیف نون پری دریایی می بینه می گه: وای تو چقدر خوشگلی. زن من می شی؟ پری می گه: من که آدم نیستم. حیف نون می گه: اينكه اشكالی نداره خب منهم آدم نيستم !!! :lol:

    حیف نون می خواسته از همسایه شون نردبون قرض بگیره. با خودش فکر می کنه، می گه: الان اگه برم بگم نردبونتون رو بدین، شاید همسایه بگه نردبون ما کوتاهه، یا بگه نردبون ما شکسته، یا بگه نردبون رو به یکی دیگه قرض دادیم. خلاصه می ره دم خونه همسایه در می زنه، همسایه میاد دم در می گه: بله بفرمایید… حیف نون می گه: برو بابا شما هم با این نردبونتون! :lol:

    زن اولی: این مردها واقعاً خیلی لجوج و یک دنده‌ هستند!
    زن دومی: چی شده؟
    زن اولی:‌ مثلاً‌ این شوهر من، دیروز درست چهار ساعت براش توضیح دادم، آخرش هم قبول نکرد که نکرد.
    زن دومی: خوب چی رو داشتی براش توضیح می‌دادی؟
    زن اولی:‌ این که من آدم پر حرفی نیستم!!!

    به حیف نون می گن آرزوت چیه؟ می گه دکتر بشم، از اتاق عمل بیام بیرون، بگم متأسفم!

    معلم فلسفه یک صندلی می ذاره وسط کلاس و به شاگردانش می گه: شما باید یک مقاله بنویسید و در آن ثابت کنید که این صندلی وجود ندارد! یکی از شاگردان دو کلمه می نویسه و ورقه شو می ذاره رو میزش و بعد از اینکه معلم ورقه ها را تصحیح می کنه اون بهترین نمره رو می گیره! می دونید چی نوشته بوده؟



    نوشته بوده: کدوم صندلی؟

    حیف نون یه رستوران باز می کنه، ولی هر روز ظهر خودش می رفته بیرون غذا می خورده. بهش می گن چرا همین جا غذا نمی خوری؟ می گه: آخه پدرسوخته خیلی گرون می ده! :lol:

    حیف نون تو قسمت کامپیوتر استخدام می شه. در پایان روز اول، رئیس ازش می پرسه: خوب، امروز چه کار کردی؟ حیف نون می گه: هیچی، کلیدهای کیبورد نامرتب بودن، به ترتیب الفبا مرتبشون کردم! :lol:

    Like or Dislike: Thumb up 3 Thumb down 0

  68. کیان جان اگه دست من به این “حیف نون” برسه که مارو اینقده می خندونه ، یه نون کباب حسابی مهمونش می کنم . چلو پلو نمیخواد . همون نون بیشتر می چسبه :-) جوکهات همش با نمک بودن مخصوصا اونجا که کلیدهای کیبورد رو مرتب کرده :-))
    من دیگه جوک و اینها توی دست و بالم نیست :-)

    Like or Dislike: Thumb up 4 Thumb down 0

  69. ندا جان دست شما درد نكنه ! جوكها را من مينويسم نون و كبابشو ميخوای بدی به حيف نون ؟!!!
    اگر ميدونستی من چقدر كباب كوبيده با نون سنگك و ريحون و گوجه فرنگی دوست دارم هيچوقت اين حرف را نميزدی !!! :lol:

    Well-loved. Like or Dislike: Thumb up 5 Thumb down 0

  70. کیان جان چشم من شما رو به صرف چلو کباب دعوت میکنم با گوجه اضافه . آخه اگه دست “حیف نون”ها بهت برسه که دیگه نمیدونم چه سرنوشتی در انتظارته :-))

    Like or Dislike: Thumb up 4 Thumb down 0

  71. خبرنگار: برای محرم امسال چه برنامه ای دارید ؟
    حیف نون: ما امسال 10 تا کتل اضافه می کنیم، 15 تا پرچم، 150 تا زنجیر، 12 تا قمه، با 40 نفر زنجیرزن جدید. در مجموع انشاالله امسال دیگه پدر یزید در میاد!

    صبح زود مادری برای بیدار کردن پسرش رفت. مادر: پسرم بلند شو. وقت رفتن به مدرسه است. پسر: اما چرا مامان؟ من نمی خوام برم مدرسه. مادر: دو دلیل به من بگو که چرا نمی خوای بری مدرسه. پسر: 1- همه بچه ها از من بدشون می یاد. 2- همه معلم ها از من بدشون می یاد. مادر: اُه خدای من! این که دلیل نمی شه. زود باش تو باید بری به مدرسه. پسر: مامان دو دلیل برام بیار که چرا من باید برم مدرسه؟ مادر: 1- تو الآن پنجاه و دو سالته. 2- تو مدیر مدرسه هستی!

    حیف نون رفته بوده چتربازی. موقع پرش از هواپیما، فرمانده بهش می گه: وقتی پریدی بیرون دکمه سبز می زنی چترت باز می شه، یک درصد اگر باز نشد، دگمه قرمز رو می زنی که حتما چترت باز می شه. بعد وقتی رسیدی پایین یک جیپ هم پایین منتظرته که می بردت پادگان. حالا بپر. حیف نون می پره، دگمه سبز رو میزنه چتر باز نمی شه، دگمه قرمز رو می زنه چتر باز نمی شه، می گه: “اگه شانس ماست، حالا وقتی برسیم پایین جیپه هم رفته!” :lol:

    حیف نون 25 تومنی می اندازه توی صندوق صدقات، سوارش می شه!

    حیف نون بچه اش می ره بالای دیوار می گه بچه بیا پائین می افتی مریض می شی! :lol:

    اگه گفتی پس از مرگ مدیر عامل گوگل (البته بعد از صد و بیست سال!) به فرزندش چی می‌رسه؟ گوگل ارث!

    به حیف نون می گن صبحانه چی می خوری؟ می گه: تـیـلـیـد
    می گن ظهر ناهار چی می خوری؟ می گه: تـیـلـیـد.
    می گن شام چی می خوری؟ می گه: تـیـلـیـد.
    می گن اصلا ولش كن… اوقات فراغتت رو چی كار می كنی؟ می گه نون خورد می كنم واسه تـیـلـیـد! :lol:

    از حیف نون می پرسن خواهرت دختر زائیده یا پسر؟
    می گه به من اطلاع ندادن. هنوز نمی دونم دایی شدم یا خاله!

    به حیف نون می گن: نفت، طلای سیاه است. حیف نون فرداش یه 5 لیتری می اندازه گردنش! :lol:

    جعبه سیاه سی130 پیدا شد: توش حیف نون به خلبان می گه آقا سه راه آذری پیاده می شم!

    Like or Dislike: Thumb up 4 Thumb down 0

  72. گرگه بعد از کلی جستجو آی دی شنگول منگول رو گیر میاره، بعد از کلی چت کردن باهاشون قرار می ذاره. وقتی می ره سر قرار می بینه چوپان دروغ گو اومده! :lol:

    دو تا ماشين با هم تصادف مي‌كنند. افسر مياد و مي‌پرسه: كدومتون مقصر بوديد؟ حیف نون ميگه: والله من خواب بودم، نديدم از ايشون بپرسيد!!

    حیف نون ميره خواستگاری، بابای عروس بهش ميگه اون گل رزی که زدی به يقت خارش اذيتت نمي کنه؟ حیف نون ميگه خارش که نه، ولی گلدونش که تو شلوارمه خیلی اذیتم می کنه! :lol:

    مردهاي مجرد کمتر از مردهاي متاهل عمر مي کنند. اما مردهاي متاهل بسيار بيشتر از مردهاي مجرد آرزوي مرگ مي کنند :roll:

    حیف نون ميره کتابخونه کتابشو پس بده. کتابدار ازش مي پرسه کتاب چطور بود؟ حیف نون ميگه: شخصيت زياد داشت ولي داستان و محتوا نداشت! کتابدار: دفتر تلفن من دست تو چيکار مي کنه؟

    Well-loved. Like or Dislike: Thumb up 6 Thumb down 0

  73. قبلش اینو بگم که شما مردها هرچی دلتون خواست از زنها گفتید : وزیر جنگ و سلب آسایش و … . ما هم که ککمون نگزید . یعنی هرچی شما بگید ما می گیم باشه . توی دلمون هم میگیم : ززززکی .
    اینم اگرچه روز مرد دیگه گذشته و مردای امروزی دیگه اینجوری نیستند. اینو من باب شوخی گذاشتم :)
    مرد باید:
    خشن باشه،خفن باشه،
    سبیل داشته باشه،
    اخلاقش مثل سگ باشه،
    تف کنه اندازه یک بشقاب،
    زیر بغلش بوی گند بده،
    دست بزن داشته باشه،
    بوی جورابش فیل و از پا بندازه،
    صدای آروقش تا ۱۰ تا خونه اونور تر بره و……
    حالا مردی یا نه؟
    اگه مردی روز و روزگارت میمون :)

    Like or Dislike: Thumb up 4 Thumb down 0

  74. ادمین جان اینم جوک برای افراد بالغه . باز اگه می بینید الفاظ بی تربیتی درش بکار رفته دیگه هرجور صلاح میدونید اقدام بفرمایید.
    بچه 8 ساله در حالی که مگس کش تو دستش بود و خیره شده بود به مگسهایی که رو شیشه پنجره در حال جفتگیری بودند از مادرش پرسید : مامان مگس نر داریم ؟
    مادرش که تو آشپزخونه مشغول آشپزی بود جواب داد : آره پسرم مگس نر هم داریم.
    پسر بچه بعد از چند لحظه دوباره پرسید : … … مامان مگس ماده هم داریم ؟؟؟
    مادر در حالی که پیش خودش سوال بعدی پسرش رو تصور میکرد جواب داد: نه پسرم فقط مگس نر داریم .
    پسر بچه با عصابیت مگس کش رو کوبید رو مگسهای روی شیشه و گفت : بمیرید ک.ونیا . بمیرید .

    Well-loved. Like or Dislike: Thumb up 5 Thumb down 0

  75. ندا جان اولا كه به هر دو تا جوكهات مثبت دادم كه بدونی ظرفيت شوخی من خيلی بالاست ! در ضمن هيچكدوم از مشخصاتی كه در مورد يك مرد واقعی كه در جوك اوليت نوشته در مورد من صدق نميكنه حالا من موندم كه آيا واقعا مرد هستم يا نه ؟!!! :lol:

    Like or Dislike: Thumb up 2 Thumb down 0

  76. کیان جان مرسی که به جوکهای من نظر مثبت دادید. :-)
    راستش منکه گفتم مردای امروزی دیگه بعید می دونم حتی یکی از مشخصات ذکر شده بالا رو داشته باشند . اون مشخصات هم از مردونگی نیست . همش از رعایت نکردن بهداشته . شما آقایی :-)

    Like or Dislike: Thumb up 3 Thumb down 0

  77. ندا جان مطمعنم اگر حيف نون بجای من بود ميگفت خيلی ممنون شما هم خيلی آقائی !!! :lol: :lol: :lol:

    Like or Dislike: Thumb up 3 Thumb down 0

  78. کیان جان شما هم همه گناه ها رو بنداز گردن این حیف نون بی زبون :-)

    حیف نون ادعا میکنه امام زمانه . مردم میریزن سرش . زیر مشت و لگد داد می زنه : پفیوزا ، ظهور که نکردم. اومدم بهتون سر بزنم :-)

    وزیر مسکن گفته : بحمدالله مشکل مسکن جوانان حل شده، امروز بیش از صد جوان به دختر من گفته اند : خونه خالی داریم.

    حیف نون به البرادهی (رئیس سابق آژانس اتمی) میگه شما مدرکت چیه؟ میگه : دکترای فیزیک هسته ای. حیف نون میگه: خاک توی سرت ، اونوقت با این مدرک توی آجانس کار می کنی؟؟

    Like or Dislike: Thumb up 4 Thumb down 0

  79. ادمین جان فکر کنم این قسمت 2 جوک هاتون هم خیلی طولانی شدها . با این سرعت اینترنت دوزاری ایران ، چند دقیقه طول میکشه تا این صفحه لود شه . :-)

    Like or Dislike: Thumb up 1 Thumb down 0

  80. به حیف نون میگن اگه حالت تهوع بهت دست بده چیکارمی کنی؟ میگه خوب من باهاش دست نمی دم. :lol:

    Like or Dislike: Thumb up 3 Thumb down 0

  81. ندا جان من که ۲ روز پیش نظر شما ها رو پرسیدم که موافقین که قسمت سوم رو راه بندازیم واسه اینکه زیاد طولانی نشه اما شما ها بوقم واسم نزدین! :(

    Like or Dislike: Thumb up 2 Thumb down 0

  82. ببخشید ادمین جان . من چند روزی گرفتار کار بودم . بعدشم که اومدم جوکهای حیف نونیه کیان چشمامو گرفت به کلی یادم رفت که در مورد بخش 3 چی گفته بودید. :-(
    آره کلی وقت می بره تا این page لود بشه :-(

    Like or Dislike: Thumb up 2 Thumb down 0

  83. ندا جون، شما امر بفرما، همین اساعه ترتیبشو واست میدم! :)

    Like or Dislike: Thumb up 2 Thumb down 0

  84. از دوستان خواهش میکنیم که برای خواندن و گذاشتن جوک های جدید به جوک های پارس نیوز قسمت سوم رجوع فرمایند!

    Like or Dislike: Thumb up 3 Thumb down 0