روز مادر

این مطلب را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
0
0
دوستان میدونین که فردا روز مادره، در اروپا و امریکا   دومین یک شنبه ماه می رو همه ساله، به عنوان روز مادر جشن میگیرن، در ایران هم روز تولد حضرت زهرا ,  که فکر کنم دیروز بود، روز مادره!
ریشه جشن گرفتن این روز به سال ۱۸۶۵ در امریکا برمیگردد که خانومی به نام  Ann Maria Reeves  روزی را به اسم روز دوستی مادران به منظور  جمع شدن مادران و تبادل نظرات درباره مشکلات روزمره  آنها با همدیگر به وجود آورد!
در  یکشنبه بعد از دومین سالگرد مرگ خانوم Reeves دختر ایشان مجلس یادبودی برای مادرش گرفت و ان را روز یادبود از مادر نامید! با کوشش این خانوم  در سال ۱۹۱۴ این روز  در کنگرس امریکا بعنوان روز مادر  به رسمیت  شناخته شد!
روز مادر  دراتریش،  از سال ۱۹۲۴ جشن گرفته میشود!
قبل از هر چیز میخوام  این توصیه رو بهتون بکنم  که اگه میخواین که همسر گرامی،  مادرتونو، اونم  در روز مادر،  به عزاتون  ننشونه ، یادتون   نره که گلی، شکلاتی،عطری، خلاصه یک کادویی،  واسه این روز بگیرین و دست خالی خونه نرین، هر چند که چه چیزی  بگیرین چه  نگیرین، این روز مقدس رو شما نمیتونین  به خوبی و خوشی به پایان برسونین!
 البته دادن  هدیه و کادو  هم، راه حلی برای جلوگیری  از این مشکل نیست، اما  ممکنه شدت برخورد رو تا حدودی کاهش  بده!
حتما میپرسین چرا، الان خیلی  راحت به زبون ساده، واستون شرح میدم!
شما اگه چیزی نبرین که اصلا آدم نیستین، بویی از انسانیت نبردین، حیونام حتی احترام مادر رو نگر میدارن و شما از حیوون ها هم بی عاطفه ترین!
حالا شما  میرین به قول حکم باز ها،  برای رفع کتی،  یه چیز میخرین، مادر گرامی , یک دستت درد نکنه ای تحویلتون میده که از صد تا فحش بد تره! همچین کادو رو میندازه گوشه آشپز خونه که شما هر بار چشمتون بهش میوفته ، از خجالت مثل لبو قرمز میشین!
حالت سوم اینه که شما میرین تمام روز میچرخین اون چیزی رو پیدا میکنین که خانومتون همیشه آرزو میکرده که داشته باشه! با هزار ذوق و شوق ، این کادو رو تقدیم همسر گرامی میکنین، خیال میکنین، میچسبه ماچتون میکنه و میگه، همسر عزیزم، خیلی منو خوشحال کردی، خیلی زحمت کشیدی…؟
نه بخدا، میدونین چی میگه ، نه واقعا نمیدونین  چی از مادر گرامی میشنوین؟
الان خدمت شما عرض میکنم، هر کی هم بگه غیر از اینه،  دروغ میگه!
نگاهی تو چشای شما میکنه  و میگه جای این  کارا،برو   اخلاقتو درست کن، با این چیزا نمیتونی دل کسی رو به دست بیاری!
با همه این تعریف ها دوستان، هدیه رو بگیرین چونکه این خانومای عزیز که در مقام مادر، بهشت زیر پاشونه و از هیچ فدا کاری و گذشتی در مورد فرزندانشون دریغ نمیکنن، در مقام همسر، خداوند رل دیگیی  براشون تعیین کرده! اگه نگیرین،  دماری از روزگارتون  در میارن، تا سال دیگه اسمتون هم اگه یادتون بره، روز مادر و گل و شکلات و عطر، یادتون نره!
من دوستان اگه استغفرولله جای خالق عالم بودم، ۳ جور انسان خلق میکردم، زن و مرد  کامل نیست، من مرد و مادر و همسر خلق میکردم که ما مردای بیچاره اینقدراز  یکی بودن مادر و همسر در تعجب نباشیم!
با همه این تفاسیر دوستان ، ما مردها،   با روحیه ظریفی که داریم!  هم عاشق مادرامون  هستیم و هم همسران عزیزمونو دیوانه وار میپرستیم!
روز مادر رو به تمام مادران عالم تبریک میگم و قشنگترین شعری رو که در باره این فرشتگان روی زمین سروده شد به تمام مادران تقدیم میکنم
گویند مرا چو زاد مادر
پستان به دهان گرفتن آموخت
 شبها بر گاهواره من
بیدار نشست و خفتن آموخت
دستم بگرفت و پا به پا برد
تا شیوه راه رفتن آموخت
یک حرف و دو حرف بر زبانم
الفاظ نهاد و گفتن آموخت
 لبخند نهاد بر لب من
بر غنچه گل شکفتن آموخت
 چون  هستی من ز هستی اوست
تا هستم و هست دارمش دوست

 

 

 

و این هم اثری  از استاد سخن،  شیخ اجل،  برای اون دسته از فرزندانی که  شاید بخاطر گرفتاری و مشغلات فراوان بعضی وقتا  مقام والای مادر رو  فراموش میکنن و اونجوری که شایسته و بایستست، احترام مادراشون متاسفانه بطور کامل به جا نمیارن!

 

جوانى سر از رأى مادر بتافت           دل دردمندش به آذر بتافت
چو بیچاره شد پیشش آورد مهد       كه اى سست مهر فراموش عهد
نه در مهد نیروى حالت نبود            مگس راندن از خود مجالت نبود؟
تو آنى که از یك مگس رنجه اى         كه امروز سالار و سرپنجه اى
به حالى شوى باز در قعر گور          كه نتوانى از خویشتن دفع مور
دگر دیده چون برفروزد چراغ           چو كرم لحد خورد پیه دماغ؟
چه پوشیده چشمى ببینى كه راه          نداند همى وقت رفتن ز چاه
تو گر شكر كردى كه با دیده اى        وگرنه تو هم چشم پوشیده اى

 

 

در ضمن دوستانی که مایلن نوشته جدی تری د باره مادر بخونن میتونن  این مطلب  رو  که من چند سال پیش نوشتم بخونن !

مطالب مرتبط

6 دیدگاه‌

  1. k1 گفت:

    مادران جدید:
    گویند مرا چو زاد مادر
    روی کاناپه لمیدن آموخت
    شبها بر ماهواره تا صبح
    بنشست و کلیپ دیدن آموخت
    بر چهره سبوس و ماست مالید
    تا شیوه ی خوشگلیدن آموخت
    بنمود تتو دو ابروی خویش
    تا رسم کمان کشیدن آموخت
    هر ماه برفت نزد جراح
    آیین چروک چیدن آموخت
    دستم بگرفت و برد بازار
    همواره طلا خریدن آموخت
    با قوم خودش همیشه پیوند
    از قوم شوهر بریدن آموخت
    آسوده نشست و با اس ام اس
    جکهای خفن چتیدن آموخت
    چون سوخت غذای ما شب و روز
    از پیک مدد رسیدن آموخت
    پای تلفن دو ساعت و نیم
    گل گفتن و گل شنیدن آموخت
    بابام چو آمد از سر کار
    بیماری و قد خمیدن آموخت !!

    0

    0
  2. با تشکر از k1 عزیز، شعر جالبی بود و البته و صد البته که مثل نوشته من طنز بود و فقط برای خندیدن!

    “بابام چو آمد از سر کار
    بیماری و قد خمیدن آموخت !!”

    جانا سخن از زبان ما میگویی! 🙁

    0

    0
  3. Kian گفت:

    مهدی جان با تشكر فراوان از اينكه روز مادر را اينجا يادآوری كردی و منهم امروز كه روز مادر در ايران بود به مادرم زنگ زدم و به او تبريك گفتم كه بسيار بسيار خوشحال شد و از اينكه روز مادر را بياد داشتم كلی از من تشكر كرد !! 😆

    0

    0
  4. کیان جان خوشحالم که اقلا این زحمت چند ساعته من که نشستم و این چرت و پرت هارو نوشتم این نتیجه رو داشت که مادری رو خوشحال کنم و اونم مادر کیان عزیز رو، خداوند مادر تو حفظ کنه و همیشه سایش رو سر شما باشه.

    0

    0
  5. amir گفت:

    مطلب جالبی‌ بود. اگر چه با شناختی‌ که از روحیه ی تو دارم می‌‌دانم برای شوخی این مطلب را نوشته‌ای اما کدام شوخی است که یک سرش جدی نباشد؟ من هم محض خنده (!!!) چند سال پیش یک رباعی سروده‌ام که تقدیم می‌‌کنم:

    امروز به نام تو بود‌ای مادر / هر روز به کام تو بود ‌ای مادر

    باید که نهند نام امروز پدر / کز رنج پدر شدی تو مادر مادر

    0

    0
  6. امیر جان، شعر بسیار زیبا و پر معنایی بود ، بسیاراز خواندن شوخی خیلی نزدیک به واقعیت شما دوست عزیز لذت بردم!
    من تا حالا خیال میکردم که خودم تنها اینقدر شوخ هستم، تازه فهمیدم که نه بابا از من شوخ تر هم هستند دوستانی که اگه خودشون قسم نخورن که شوخی کردن, ممکنه اون ها هم مثل من دچار مشکل شن! 😆
    امیر جان من که این جور چیزا رو مینویسم، از جونم گذشتم شما مواظب باش که کار دست خودت ندی!
    به قول معلم ما در دوران دبیرستان، زبان سرخ، سر سبز میدهد بر باد!

    0

    0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *