افطار با شراب قرمز!

ارسال‌شده در نوشته‌های بابی در آگوست 31, 2009

چند روز پیش جاتون خالی‌ مهمون داشتیم،خانوم یکی‌ از دوستان که دفعه اولش هم بود پیش ما اومده بود، هرچی‌ بهش تعارف میکردیم نمیخورد! نزدیکای ساعت ۸ دیدم که گفت خوب حالا دیگه وقت خوردن و نوشیدنه، تازه ما فهمیدیم که خانم روزه هستن و بخاطر این همه چیرو رد میکرد، گفتم خوب یک کلمه میگفتی‌ و خیالمونو راحت میکردی، ما کم کم داشتیم خیال میکردیم که قهری! گفت نخواستم بگم چونکه دیدم شما تو این خطا نیستین! گفتم کی‌ گفته که ما اهل  روزه نیستیم، خانم من خودش هر روز روزه میگیره من هم که میبینی‌ روزه نمیگیرم بخاطر اینه که مسافرم و هنوز تو این سی‌ و خورده‌ای سال قصد نکردم

بسیاری از اطلاعات سایت فقط برای کاربرانی که عضو هستند, قابل مشاهده میباشند, لطفا برای دسترسی به این مطالب, چناچه عضو هستید , نام
کاربری و رمز ورود خود را وارد کنید.
در غیر این صورت باید در سایت ثبت نام کنید.

Existing Users Log In
 Remember me  
New User Registration
*Required field

This post is password protected. Enter the password to view comments.