نکوبیده!

این مطلب را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
0
0

آقا میگن عروس تعریفی‌ ..زو از کار در میاد، راست میگن بخدا!

ما اینقدر تو این سایت از رستورانهای ایرانی وین تعریف کردیم، مثل اینکه چششون زدیم!

۲-۳ روز پیش. دوستی‌ اومد پیشم و گفت، خیلی‌ وقته یک کباب خوشمزه ایرانی نخوردم، دلم بد جوری هوای کباب‌های رستوران‌های طرقبه مشهد رو کرده!

گفتم، طرقبه ما اینجا نداریم اما رستوران خوب ایرانی و کباب خوشمزه تا دلت بخواد هست، نیم ساعت صبر کنی‌، میبرمت رستوران یکی‌ از دوستان، انگشتاتم می‌خوری!

گفت، من خودمو در اختیار تو میذارم، تو، تو هیچ مبحثی هم اگر که کارت نداشته باشه، در مسائل شیکمی، هیچکی انگشت کوچیکتم نمی‌شه!

گفتم، یعنی‌ می‌خواستی از من تعریف کنی‌؟

گفت، حالا دیگه هر جوری دوست داری، میتونی  تعبیر و تفسیرش کنی‌!

سرتونو درد نیارم، نیم ساعتم از هر روز زودتر، تعطیل کردیم و ۲-۳ تا پیاز هم خوردیم که اشتهامون باز شه رفتیم پیش دوست عزیزمون!

اونجا که رسیدیم، نیم نفر هم تو رستوران نبود، گارسونه اومد و پرسید، رزرو کردین؟!

گفتم نه والا، فکر نمی‌کردیم که ساعت ۷ شب اینقدر غلغله باشه اینجا!

گفت حالا یک کاریش می‌کنیم!! یک میز بهمون داد مام نشستیم و به دوستم گفتم، خدا رو شکر کن که من پارتیت بودم و گرنه جا بهمون نمی‌رسید!

چند دقیقه‌ای که گذشت دوستمون اومد، بهش گفتم، من خیلی‌ تعریف کباباتو کردم، کدومش از همه بهتره، خودت بهمون پیشنهاد کن که دوستمون بد جوری هوس کباب کرده، باید یک کباب درمانی اساسی‌ بشه!

گفت، کوبیدمون خیلی‌ عالیه، همین امروز زدیم، هر کی‌ هم خورده تعریف کرده!

گفتم پس دیگه لازم نیست که ما دنبال بگردیم، همونو بیار!

به دوستم گفتم، ببین حالا چی‌ واست بیاره، از طرقبه و شاندیز و دربند و درکه، همه میومدن اینجا کباب میخوردن اگه اینجا رو میشناختن!

koobideh

دوستان، میخواستم بگم جاتون خالی‌، دلم نیومد، کوبیده‌ای واسمون آورد که هر تیکشو باید ۱۰ دقه با دندونات تو دهنت، پاسکاری میکردی تا میتونستی بدیش پایین، اینقدر سفت بود که اصلا نمیشد جوید!

دوستم گفت، الان گارسونو صدا میزنم، خودشو مجبور می‌کنم که این کبابو تا ته بخوره!

گفتم، بی‌خیال بابا، آبروریزی نکن، چی‌ میخوای دیگه، خیال کن برگه، برگ هم بعضی‌ وقتا سفارش میدی، خیلی‌ سفته!

گفت، اگه خودم تنها بودم، همه رو پس میفرستادم، ، چار تام دری وری بارش میکردمو دیگم پامو اینجا نمیذاشتم!

گفتم، شلوغش نکن بابا، غذاست دیگه، غذای ایرانی هم بگیر نگیر داره، یک دفعه عالیه، یکدفعه به اون خوبی‌ در نمیاد!

گفت، من که الان جای انگشتای خودم، میخوام برم انگشتای آشپزرو بخورم که دیگه نتونه همچین آشغالی رو جلو مشتری بذاره!

خلاصه به ضرب و زور، یک کم خوردیمو فقط دعا میکردیم که بلائی سرمون نیاید!

دوستمون اومد سر میز و گفت کوبیدش خوب بود؟ چرا نخوردین، راضی‌ بودین که انشا‌الله؟

گفتم راستش به این کباب نمیشه گفت کوبیده، این کبابه فکر کنم نکوبیده بود، دندونامون داشت از جا کنده میشد!

گفت: از ظهر هرکی‌ خورده تعریف کرده، حتما گشنتون نبوده!

گفتم، داشتیم از گشنگی میمردیم اما بعد از خوردن این نکوبیده، فکر کنم تا ۳-۴ روز نتونیم هیچی‌ بخوریم، مثل بتون آرمه گیر کرده تو معدمون!

گفت اشکال از کباب نیست عزیز من، شما‌ها دیگه دندون کباب خوردن ندارین، سوپ سفارش میدادین، همشو میتونستین بخورین! زمانی‌ که شما‌ها میتونستین کباب بخورین، ۲۰ سال پیش بود!

گفتم نمیخواد دیگه سخنرانی کنی‌، ابروی ما رو بردی، برو ۲-۳ تا چایی وردار بیار، شاید به زور چایی بره پایین، اگه دیگه چاییتم قابل خوردن نباشه، مجبورت می‌کنیم، همین کباب‌ها رو، بشینی‌ تا ته بخوری!

گفت، آش داریم، اونو لازم نیست بجووین، می‌خواین واستون بیارم، مهمون من!

گفتم، تو منو یاد بچگیم میندازی، ۷-۸ سالم بود، رفتم سلمونی، یارو سلمونی هم مثل آشپز شما تو کارش استاد بود! جوری خرابکاری کرد که تو همون عالم بچگی‌، روم نمی‌شد برم تو خیابون! رفتم خونه زدم زیر گریه.

بابای خدا بیامرز ما، با سلمونیه آشنا بود، دست منو گرفت و برد پیشش، گفت مرد مومن این چه جور موه کوتاه کردنه آخه نامسلمون، تو چرا کج و معوج زدی موهای این بچه رو؟!

سلمونیه، یادش بخیر،، رشتی بود، برگشت با لهجه زیبای گیلکیش، گفت:

آقاجان تقصیر سلمانی چیه، کله بچّه کجه!

گارسون دو تا چایی واسمون آورد مشغول خوردن بودیم که دیدیم، دوستمون اومد با یک دیس تو دستش، چند تا کباب مشتی‌ هم گذاشته بود توش، گفت اینارو خودم واستون گذاشتم، مخصوص مشتری‌های بی‌ دندونه، نوش جون!

گفتم، خدا بهت رحم کرد که نمک گیرمون کردی…….

مطالب مرتبط

8 دیدگاه‌

  1. mohsen گفت:

    hala kodoom restooraan bood?

    0

    0
  2. parsnews گفت:

    محسن جان، اسم رستوران زیاد مهم نیست، کبابشم خداییش به اون بدی نبود دیگه اما اصلا خوب نبود! فکر کنم آشپزه اون روز با صاحب رستوران دعواش شده بود! 😆

    0

    0
  3. bahar گفت:

    man fekr konam bedonam kodom resturant bod vali vagan gazahaye resoraranai iran bad shode 😀

    0

    0
  4. parsnews گفت:

    بهار جون اگرم میدونی‌، نگو، فقط حرف اول اسمشو بگو تا بگم اره یا نه، آخه نون نمکشو خوردم، خدا رو خوش نمیاد! 😆

    0

    0
  5. Mona گفت:

    man keh ta hala to hich restoorani dar wien, kabab khoob nakhoordam, kabaab v chelow kabaab faghat iraan oonam to bazar!

    0

    0
  6. parsnews گفت:

    مونا جون، بعضی‌ از رستوران‌های اینجا هم بد نیستن اما اون مزه کباب واقعی فقط تو چلو کبابی‌های ایران پیدا میشه، اونم نه تو همشون! تو ایران هم بعضی‌ وقتا تو رستوران ها، غذایی بهت میدن که تا چند روز، مزاجتو بهم میریزه!

    0

    0
  7. saied گفت:

    albate bayad begam tahala tou omram kababe behtar az kababe Sharafoleslamie bazaretehrano nakhordam ;)) badam man hamishe miram restourane pars rastesh ghazasho doust daram, albate age sareshoun sholough bashe yewaghta ashpazesh hol mishe Hehehe

    0

    0
  8. admin agha گفت:

    من بهترین چلو کبابی که بهم چسبیده، تو جاده‌ کرج به شمال، هفت هشت ده سال پیش بود، تو رستورانی به اسم میرزائی، کنار رودخونه، بعد از اونجام تو رستوران‌های شاندیز و طرقبه مشهد، البته ممکنه که محیط و آدم‌هایی‌ هم که در اون وقت باهاشون بودم، رول مهمی‌ در چسبیدن غذا به من، بازی کردن!

    در وین، غذای همه رستوران‌ها خوبه، خدارو شکر! اما بهترین کوبیده رو، پیش لیندا خانوم، در رستوران کلبه، Burggasse میخورین!

    چند روز پیش، رفتم یکی‌ از رستوران‌های ایرانی معروف وین، جناب سردبیر ترنج رو هم اونجا زیارت کردم! قیافه غذاش، خیلی‌ بهتر بود تا مزش! 🙁

    0

    0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

error: Content is protected !!